Divan-e Shams› Ghazal 1405› Beyt 2 ← föregående · nästa →
Divan-e Shams · غزل شمارهٔ ۱۴۰۵
- از دل و جان سکستهام بر سر ره نشستهام قافله خیال را بهر لقاش می زنم
G1405:2
Ditt språk
Ingen återgivning på ditt språk ännu — den skapas för hela ghazalen på en gång:
ai-draft · gemini-2.5-pro
Kommentar till denna beyt
Inte skriven ännu — en närläsning av denna beyt i sin ghazal:
Hela ghazalen ↗
- 1 میل هواش می کنم طال بقاش می زنم·حلقه به گوش و عاشقم طبل وفاش می زنم
- 2 از دل و جان سکستهام بر سر ره نشستهام·قافله خیال را بهر لقاش می زنم
- 3 غیر طواشی غمش یا یلواج مرهمش·هر چه سری برون کند بر سر و پاش می زنم
- 4 این دل همچو چنگ را مست خراب دنگ را·زخمه به کف گرفتهام همچو سه تاش می زنم
- 5 دل که خرید جوهری از تک حوض کوثری·خفت و بها نمیدهد بهر بهاش می زنم
- 6 شب چو به خواب می رود گوش کشانش می کشم·چون به سحر دعا کند وقت دعاش می زنم
- 7 لذت تازیانهام کی برسد به لاشهاش·چون که گمان برد که من بهر فناش می زنم
- 8 گر قمر و فلک بود ور خرد و ملک بود·چونک حجاب دل شود زود قفاش می زنم
- 9 گفتم شیشه مرا بر سر سنگ می زنی·گفت چو لاف عشق زد تیغ بلاش می زنم
- 10 هر رگ این رباب را ناله نو نوای نو·تا ز نواش پی برد دل که کجاش می زنم
- 11 در دل هر فغان او چاشنی سرشتهام·تا نبری گمان که من سهو و خطاش می زنم
- 12 خشمِ شهانْ گهِ عطا خنجر و گرز می زند·من به سخاش می کشم من به عطاش می زنم
- 13 سخت لطیف می زنم دیده بدان نمیرسد·دل که هوای ما کند همچو هواش می زنم
- 14 خامش باش زین حنین پرده راست نیست این·راه شماست این نوا پیش شماش می زنم
ganjoor: sh1405 · public domain