Divan-e Shams› Ghazal 207› Beyt 5 ← föregående · nästa →
Divan-e Shams · غزل شمارهٔ ۲۰۷
- در رکعات نماز هست خیال تو شه! واجب و لازم چنانک سَبع مَثانی مرا
G207:5
Ditt språk
Ingen återgivning på ditt språk ännu — den skapas för hela ghazalen på en gång:
ai-draft · gemini-2.5-pro
Kommentar till denna beyt
Inte skriven ännu — en närläsning av denna beyt i sin ghazal:
Hela ghazalen ↗
- 1 ای که به هنگامِ درد راحتِ جانی مرا·وِی که به تلخیِ فقر گنجِ روانی مرا
- 2 آنچه نبردهست وهم عقل ندیدهست و فهم·از تو به جانم رسید قبله از آنی مرا
- 3 از کرمت من به ناز مینگرم در بقا·کی بفریبد شها دولت فانی مرا؟
- 4 نَغمَت آنکس که او مژدهی تو آورَد·گرچه به خوابی بوَد به ز اَغانی مرا
- 5 در رکعات نماز هست خیال تو شه!·واجب و لازم چنانک سَبع مَثانی مرا
- 6 در گنه کافران رحم و شفاعت تو راست·مهتری و سروری! سنگدلانی مرا
- 7 گر کرم لایزال عرضه کند مُلکها·پیش نهد جملهای کنز نهانی مرا
- 8 سجده کنم من ز جان روی نهم من به خاک·گویم از اینها همه عشق فلانی مرا
- 9 عمر ابد پیش من هست زمان وصال·زانک نگنجد در او هیچ زمانی مرا
- 10 عمر، اَوانیست و وصل، شربت صافی در آن·بی تو چه کار آیدم رنج اَوانی مرا ؟
- 11 بیست هزار آرزو، بود مرا پیش از این·در هوسش خود نماند هیچ امانی مرا
- 12 از مدد لطف او ایمن گشتم از آنک·گوید سلطان غیب: «لَستَ تَرانی» مرا
- 13 گوهر معنی اوست پر شده جان و دلم·اوست اگر گفت نیست ثالث و ثانی مرا
- 14 رفت وصالش به روح جسم نکرد التفات·گرچه مجرد ز تن گشت عیانی مرا
- 15 پیر شدم از غمش لیک چو تبریز را·نام بری بازگشت جمله جوانی مرا
ganjoor: sh207 · public domain