Divan-e Shams Ghazal 2196 Beyt 4 ← föregående · nästa →

Divan-e Shams · غزل شمارهٔ ۲۱۹۶

  1. خون ما را رنگ خون و فعل می‌آمد از آنک خون‌ها می می‌شود چون می‌رود در جام او

G2196:4

Ditt språk

Ingen återgivning på ditt språk ännu — den skapas för hela ghazalen på en gång:

Kommentar till denna beyt

Inte skriven ännu — en närläsning av denna beyt i sin ghazal:

Hela ghazalen ↗

  1. 1 از حلاوت‌ها که هست از خشم و از دشنام او·می‌ستیزم هر شبی با چشم خون آشام او
  2. 2 دام‌های عشق او گر پر و بالم بسکلد·طوطی جان نسکلد از شکر و بادام او
  3. 3 چند پرسی مر مرا از وحشت و شب‌های هجر·شب کجا ماند بگو در دولت ایام او
  4. 4 خون ما را رنگ خون و فعل می‌آمد از آنک·خون‌ها می می‌شود چون می‌رود در جام او
  5. 5 وعده‌های خام او در مغز جان جوشان شده·عاشقان پخته بین از وعده‌های خام او
  6. 6 خسروان بر تخت دولت بین که حسرت می‌خورند·در لقای عاشقان کشته بدنام او
  7. 7 آن سگان کوی او شاهان شیران گشته‌اند·کان چنان آهوی فتنه دیده شد بر بام او
  8. 8 الله الله تو مپرس از باخودان اوصاف می·تو ببین در چشم مستان لطف‌های عام او
  9. 9 دست بر رگ‌های مستان نه دلا تا پی بری·از دهان آلودگان زان باده خودکام او
  10. 10 شمس تبریزی که گامش بر سر ارواح بود·پا منه تو سر بنه بر جایگاه گام او

ganjoor: sh2196 · public domain