Divan-e Shams› Ghazal 71› Beyt 9 ← föregående · nästa →
Divan-e Shams · غزل شمارهٔ ۷۱
- عجب بختی که رو بنمود ناگاهان هزاران شکر ز معشوق لطیف اوصاف خوب بوالعجب ما را
G71:9
Ditt språk
Ingen återgivning på ditt språk ännu — den skapas för hela ghazalen på en gång:
ai-draft · gemini-2.5-pro
Kommentar till denna beyt
Inte skriven ännu — en närläsning av denna beyt i sin ghazal:
Hela ghazalen ↗
- 1 اگر نه عشق شمس الدین بُدی در روز و شب ما را·فراغتها کجا بودی ز دام و از سبب ما را
- 2 بت شهوت برآوردی دمار از ما ز تاب خود·اگر از تابش عشقش نبودی تاب و تب ما را
- 3 نوازشهای عشق او لطافتهای مهر او·رهانید و فراغت داد از رنج و نصب ما را
- 4 زهی این کیمیای حق که هست از مهر جان او·که عین ذوق و راحت شد همه رنج و تعب ما را
- 5 عنایتهای ربانی ز بهر خدمت آن شه·برویانید و هستی داد از عین ادب ما را
- 6 بهار حسن آن مهتر به ما بنمود ناگاهان·شقایقها و ریحانها و گلهای عجب ما را
- 7 زهی دولت زهی رفعت زهی بخت و زهی اختر·که مطلوب همه جانها کند از جان طلب ما را
- 8 گزید او لب گه مستی که رو پیدا مکن مستی·چو جام جان لبالب شد از آن میهای لب ما را
- 9 عجب بختی که رو بنمود ناگاهان هزاران شکر·ز معشوق لطیف اوصاف خوب بوالعجب ما را
- 10 در آن مجلس که گردان کرد از لطف او صراحیها·گران قدر و سبک دل شد دل و جان از طرب ما را
- 11 به سوی خطهٔ تبریز چه چشمه آب حیوان است·کشاند دل بدان جانب به عشق چون کنب ما را
ganjoor: sh71 · public domain