Хондан› Дафтар 1› Дар баёни ин ҳадис, ки "Инна ли-Раббикум фӣ айёми даҳрикум нафаҳот ало фатаъарразу лаҳо"› Байт 2000
M1:2000 — از ملولی یار خامش کردمی / گر همو مهلت بدادی یکدمی
M1:2000
Маъно · به زبانِ تو — Забони шумо · AI
مولانا میگوید که از شدت و سنگینی الهام معشوق (خداوند) خسته شده و دوست داشت سکوت کند، اما خود معشوق به او اجازهٔ توقف نمیدهد و او را به ادامهٔ سخن وامیدارد.
این بیت صدای شخصی خود مولاناست که از فرایند سرودن مثنوی سخن میگوید. او این کار را نه یک فعالیت ادبی معمولی، بلکه نتیجهٔ یک الهام و فیضان مداوم از جانب «یار» یا همان خداوند میداند. این الهام آنچنان قدرتمند و بیوقفه است که شاعر را دچار نوعی «ملولی» یا خستگی روحانی کرده است. او آرزوی سکوت و آرامش دارد، اما این آرزو برآورده نمیشود، زیرا همان نیرویی که او را خسته کرده، به او فرمان ادامه دادن میدهد.
این بیت در ادامهٔ توصیف جذبه و بیخویشی عارفانه (مانند خواب ماندن پیامبر از نماز صبح در شب تعریس) میآید. مولانا میخواهد بگوید که سخن گفتن او نیز از این جنس است؛ یک جبر شیرین و تقاضای غیبی است، نه یک انتخاب از روی اختیار صرف. در ابیات بعدی، او توضیح میدهد که «یار» به او میگوید: «بگو، این عیب نیست» و این امر را به «قضای غیب» نسبت میدهد. بنابراین، خستگی مولانا نه از بیمیلی، بلکه از سنگینی بار امانت و عظمت تجربهای است که باید به زبان شعر بیان کند.
- ملولی
- خستگی، دلزدگی، آزردگی، بیزاری
- یار
- معشوق، دوست؛ در اینجا منظور خداوند است.
- خاموش کردمی
- ساکت میشدم، سکوت میکردم (فعل شرطی در فارسی قدیم)
- همو
- همان او، خود او (برای تأکید)
- مهلت بدادی
- فرصت میداد، امان میداد (فعل شرطی در فارسی قدیم)
- یکدمی
- یک لحظه، یک آن
Discussion — Ask about this beyt — answered from the Masnavi, every verse cited
Your conversation stays on this device unless you share it.
What readers asked0
No questions shared yet — yours could be the first.