Хондан› Дафтар 2› Ваҳй омадан Мусоро (а) дар узри он шабон› Байт 1806
M2:1806 — از وجود او گل و میوه نَرُست / جز فساد جمله پاکیها نجُست
M2:1806
Маъно · به زبانِ تو — Забони шумо · AI
این بیت، حالِ انسانی را توصیف میکند که وجودش، برخلاف زمین، ثمربخش و زاینده نیست و تنها به دنبال تباه کردن و آلودنِ پاکیها و خوبیهاست.
مولانا در ابیات پیشین، زمین را به عنوان نمادی از «حلم» و بردباری الهی معرفی میکند. زمین، ناپاکیها و پلیدیها را در خود میپذیرد اما در مقابل، گلها و گیاهان زیبا و سودمند به بار میآورد. این استعارهای از قدرت دگرگونکنندهی رحمت حق است که بدی را به نیکی تبدیل میکند.
در مقابل این تصویر زاینده و بخشنده، مولانا «کافر» را قرار میدهد؛ نه صرفاً به معنای منکر دین، بلکه به معنای هر انسانی که از این حقیقتِ هستیبخش غافل است و وجودش سترون و بیثمر مانده. چنین انسانی وقتی به خود مینگرد، درمییابد که از خاک پستتر است. چرا؟ چون از وجود او، برخلاف خاک، هیچ گل و میوهای (نماد خیر، زیبایی و معنویت) نمیروید. بدتر از آن، او نه تنها بیثمر است، بلکه فعالانه به دنبال «فساد» و تباهیِ «پاکیها»ست. وجود او نه تنها نمیسازد، بلکه ویران میکند.
این بیت، در واقع، یک معیار وجودی به دست میدهد: ارزش هر موجودی به میزان ثمربخشی و تأثیر مثبت او در جهان است. انسانی که وجودش تنها به تباهی میانجامد، در سفری که از خاک آغاز کرده، چیزی به دست نیاورده و به همین دلیل، در بیت بعدی آرزو میکند که ای کاش همان خاک باقی مانده بود.
- نَرُست
- نرویید، رشد نکرد
- نجُست
- جستجو نکرد، به دنبال چیزی نبود
- جمله
- همه، تمام
Discussion — Ask about this beyt — answered from the Masnavi, every verse cited
Your conversation stays on this device unless you share it.
What readers asked0
No questions shared yet — yours could be the first.