Хондан› Дафтар 2› Боз ҷавоб гуфтани Иблис Муъовияро› Байт 2653
M2:2653 — جزو شش از کل شش چون وا رهد / خاصه که بی چون مرورا کژ نهد
M2:2653
Маъно · به زبانِ تو — Забони шумо · AI
انسان که جزئی از این جهان مادیِ ششجهتی است، چگونه میتواند از آن رهایی یابد؟ بهخصوص وقتی که خداوندِ بیچون و چرا، او را در این وضعیتِ گرفتار و کجنهاد قرار داده است.
این بیت ادامهٔ استدلال ابلیس در دفاع از نافرمانی خود است. او خود را به مهرهای در بازی تختهنرد تشبیه میکند که در «ششدره» یا بنبست کامل گیر افتاده است. «شش» در اینجا نماد جهان مادی و جهات ششگانه (بالا، پایین، چپ، راست، جلو، عقب) است که انسان را محصور کرده است.
ابلیس میپرسد: انسانی که خود جزئی از این ساختار ششوجهی است و وجودش با آن تعریف میشود (جزو شش)، چگونه میتواند از کلیت این نظام (کل شش) خارج شود؟ این پرسش، عمق جبرگرایی را در نگاه او نشان میدهد. او معتقد است که رهایی از این زندان مادی ناممکن است، زیرا جزء نمیتواند از کل خود بگریزد.
مصرع دوم این استدلال را قویتر میکند. ابلیس میگوید این گرفتاری، تصادفی نیست. «بیچون» (خداوند) خود مستقیماً مرا در این مسیر «کژ» و منحرف قرار داده است. در واقع، او گناه و انحراف خود را به تقدیر الهی نسبت میدهد و خود را فاقد هرگونه اختیار و مسئولیتی میداند. این بیت، اوج نگاه جبری ابلیس است که خود را قربانی یک طرح از پیش تعیینشده میبیند و راهی برای خلاصی متصور نیست.
- بی چون
- کسی که نمیتوان دربارهٔ چگونگی او پرسید؛ کنایه از خداوند.
- جزو شش
- موجودی که در شش جهت محدود است؛ کنایه از انسان یا موجود مادی.
- کل شش
- تمامیتِ جهانِ ششجهتی؛ کنایه از عالم ماده.
- وا رهد
- رها شود، نجات پیدا کند.
- کژ نهد
- کج قرار دهد، منحرف سازد.
Discussion — Ask about this beyt — answered from the Masnavi, every verse cited
Your conversation stays on this device unless you share it.
What readers asked0
No questions shared yet — yours could be the first.