Хондан› Дафтар 2› Боз ҷавоб гуфтани Иблис Муъовияро› Байт 2699
M2:2699 — باغبان گوید خمش ای زشتخو / بس نباشد خشکی تو جرم تو
M2:2699
Маъно · به زبانِ تو — Забони шумо · AI
باغبان به درخت خشک پاسخ میدهد که دلیل قطع کردنش، گناه یا خطای بیرونی او نیست، بلکه ذات بیثمر و ماهیت خشک خود اوست که جرمش محسوب میشود.
این بیت بخشی از تمثیل باغبان و درختان است که ابلیس برای معاویه میآورد تا نقش خود را در جهان توضیح دهد. در این داستان، باغبان (که نماد تقدیر الهی یا قانون هستی است) درختان میوهدار را پرورش میدهد اما درختان خشک و تلخ را قطع میکند.
درخت خشک اعتراض میکند که «بیخطا» و «راست» است و جرمی مرتکب نشده که سزاوار قطع شدن باشد. پاسخ باغبان در این بیت، نکتهی اصلی را آشکار میکند: جرم این درخت، یک فعل یا عمل اشتباه نیست، بلکه بودن اوست. «خشکی» و بیثمری، ذات و ماهیت اوست و همین برای کنار گذاشته شدنش کافی است. مولانا در اینجا به تقابل میان «ذات» (essential nature) و «فعل» (action) اشاره میکند. از دیدگاه او، در عالم معنا، ارزش وجودی هر چیز به قابلیت آن برای دریافت فیض و به ثمر نشستن بستگی دارد. درختی که استعداد پذیرش «آب حیات» را از دست داده، صرفنظر از اینکه ظاهراً کار خطایی نکرده باشد، رسالت خود را در باغ هستی از دست داده است.
این نگاه، مسئلهی جبر و اختیار را از زاویهای دیگر مطرح میکند. «جرم» در اینجا نه به معنای گناه شرعی، بلکه به معنای نقص ذاتی و عدم قابلیت برای رشد معنوی است. همانطور که در ابیات بعدی مشخص میشود، مشکل اصلی «تخم بد» و «اصل» خراب درخت بوده است. بنابراین، این بیت تأکید میکند که در نظام معنوی، مهمترین معیار، استعداد درونی و قابلیت اتصال به منبع زندگی است، نه صرفاً اعمال ظاهری.
- خمش
- خاموش باش، ساکت شو (فعل امر)
- زشتخو
- بد سرشت، بد طینت، بد اخلاق
- بس نباشد
- کافی نیست؟ (به صورت پرسش انکاری)
Discussion — Ask about this beyt — answered from the Masnavi, every verse cited
Your conversation stays on this device unless you share it.
What readers asked0
No questions shared yet — yours could be the first.