Хондан› Дафтар 5› Ҳикоят ҳам дар ҷавоби ҷабрӣ ва исботи ихтиёр ва сиҳати амру наҳй ва баёни он ки узри ҷабрӣ дар ҳеҷ миллате ва дар ҳеҷ дине мақбул нест ва муҷиби халос нест аз сазои он кор, ки кардааст, чунон ки халос наёфт Иблиси ҷабрӣ бадон, ки гуфт: «Бимо ағвайтанӣ» вал-қалилу ядуллу алал-касир.› Байт 3097
M5:3097 — گاو چون معذور نبود در فضول / صاحب گاو از چه معذورست و دول
M5:3097
Маъно · به زبانِ تو — Забони шумо · AI
اگر یک حیوان مانند گاو را برای نافرمانیاش مسئول میدانیم و تنبیه میکنیم، چطور ممکن است انسان، که صاحب اختیار و عقل است، برای گناهانش مسئول نباشد و به بهانۀ جبر معذور شمرده شود؟
این بیت بخشی از استدلال طولانی مولانا علیه باور به جبر مطلق است. او در اینجا از یک مثال ساده و ملموس استفاده میکند تا پوچ بودن عذر جبریون را نشان دهد. در بیت قبل اشاره شد که اگر گاوی از زیر یوغ شانه خالی کند، او را میزنند و کسی نافرمانیاش را نمیپذیرد. این بیت آن استدلال را به نقطۀ اوج خود میرساند.
منطق مولانا روشن است: ما در زندگی روزمره برای حیوانات نیز میزانی از مسئولیت قائلیم و در برابر سرکشی، آنها را تنبیه میکنیم. هیچکس نمیپذیرد که گاو «مجبور» به لگد زدن یا فرار کردن بوده است. حال، اگر برای یک حیوان که از عقل و اختیار کامل بیبهره است، عذری نمیتراشیم، چگونه انسان که «صاحب گاو» و اشرف مخلوقات است و از نعمت اختیار و آگاهی برخوردار است، میتواند ادعا کند که در گناهانش مجبور بوده و مسئولیتی ندارد؟
کلمۀ «دول» در پایان بیت، که به معنای «دلاور» یا «پهلوان» است، لحنی کنایهآمیز و تحقیرآمیز دارد. مولانا با این خطاب، فرد جبری را به سخره میگیرد و میگوید: «ای پهلوان میدان بحث و جدل، این چه استدلال سستی است که برای خودت اختیاری کمتر از گاو قائل هستی؟» این بیت نشان میدهد که پذیرش اختیار و مسئولیت، امری بدیهی و منطبق با تجربۀ زیستۀ همگان است و انکار آن، فرار از حقیقت و نوعی تناقضگویی است.
- فضول
- در اینجا به معنی سرکشی، نافرمانی، کار بیجا و خارج از حد.
- دول
- پهلوان، دلاور، قدرتمند. در اینجا با لحن کنایهآمیز به کار رفته است.
Discussion — Ask about this beyt — answered from the Masnavi, every verse cited
Your conversation stays on this device unless you share it.
What readers asked0
No questions shared yet — yours could be the first.