Хондан Дафтар 6 Ҷавоб додани он қозӣ ба сӯфӣ Байт 1628

M6:1628 — عقل گوید کین نه آن حیرت سراست / که سزا گستاخ‌تر از ناسزاست

عقل گوید کین نه آن حیرت سراستکه سزا گستاخ‌تر از ناسزاست
✦ Ин байтро ба тоҷикӣ таҳия кунед

M6:1628

❋ ❋ ❋

شرحِ سروش — аз лексияҳои сабтшудаи Маснавии ӯ

عبدالکریم سروش از درس‌گفتارهای مثنوی ↗

این متن بر پایهٔ سخنرانی‌های ضبط‌شدهٔ دکتر سروش دربارهٔ مثنوی بازنویسی شده است. بازبینی نهایی توسط ایشان انجام نشده.

ترجمه و معنا

ترجمه به فارسی روان: عقل می‌گوید که این جهان، آن سرای حیرتی نیست که در آن، سزاوار (صاحب حق) از ناسزاوار (باطل) گستاخ‌تر باشد. معنا: عقل به جسم یادآوری می‌کند که این دنیایی که ما در آن زندگی می‌کنیم، جایی‌ست که اغلب حق و باطل واژگونه جلوه می‌کنند و شایستگی‌ها پنهان می‌مانند؛ اما دریای حقیقت چنین نیست.

شرح

این بیت، بی‌تردید یکی از دشوارترین و مبهم‌ترین ابیات مثنوی است که بسیاری از شارحان را به حیرت افکنده است. خود من بر این گمانم که در اواخر دفتر ششم، مولانا که به کهن‌سالی می‌رسیده، گاهی زبانش در بیان معانی پیچیده، آن‌چنان که باید، روان و رام نبوده است و از این رو با تکلف بیشتری به ادا می‌پرداخته. این ابیات دقیقاً در بستر چنین گفتگویی میان عقل و جسد مطرح می‌شود.

عقل در این بیت، خطاب به جسد، می‌گوید که آن «بحر معاد» یا سرچشمه حقیقت که من از آن سراغ گرفتم، «آن حیرت‌سرا» نیست که «سزا گستاخ‌تر از ناسزاست». حال باید پرسید این «حیرت‌سرا» که نیست، کجاست؟ بی‌شک، مولانا در اینجا دارد به همین جهانِ ما اشاره می‌کند، جهانی که خود آن را «دارالغرور» و «خوداسرا» خوانده است. وصف این جهان همین است که «سزا گستاخ‌تر از ناسزاست.» اما «گستاخ» در اینجا نه به معنای جسارت و بی‌شرمی اخلاقی، بلکه به معنای غالب و چیره و به ظاهر محق است.

من این را چنین می‌فهمم: در این دنیای فریبنده، آن‌که به ظاهر سزاوارتر است یا آن‌که شایستگی حکمرانی یا موفقیت ندارد، گستاخ‌تر و چیره بر آن‌که حقیقتاً سزاوار است، می‌نماید. درست مانند پادشاهان مستبدی که خود را سزاوارِ بر تخت نشستن می‌دانند و بر مردم چیره می‌شوند، در حالی که در حقیقت ناسزاوارند. این عالم ساختارش وارونه است؛ حق در غبار پنهان می‌شود و باطل در ظاهر می‌درخشد. ما با چشمانی «وارونه‌بین» به جهان می‌نگریم و چیزها را در جای خود نمی‌بینیم.

اما عقل می‌گوید که «آن بحر معاد»، آن جهان حقیقت، چنین نیست. در آنجا، سزاوارها واقعاً بر ناسزاوارها چیره و غالب‌اند، گرچه این چیرگی در ظاهر برای اهل دنیا آشکار نباشد. در آن عالم است که «آفتاب انوری خدمت ذره کند چون چاکری» و «شیر این سو پیش آهو سر نهد». این وارونگیِ ظاهریِ دنیوی، خود مقتضای «غیرت الهی» است. خداوند، به تعبیر مولانا، با «نعل معکوس» آدرس غلط می‌دهد تا حقایق را از دسترس نامحرمان دور نگه دارد. آن‌چه ما ناپسند می‌شماریم و از آن می‌گریزیم، چه بسا همان راهِ حقیقت باشد که طبع راحت‌طلب و عافیت‌جویمان را وا می‌دارد تا از آن روی برگردانیم. پس این جهان آینه‌ای معکوس است که باید در آن به دنبال معنای حقیقی گشت، نه در ظاهر آن.

نکات کلیدی

  • در این جهان، حقایق غالباً در پرده ابهام و وارونگی قرار دارند.
  • عقل، جایگاه حقیقی جهان را در تقابل با جلوه‌های فریبنده آن نشان می‌دهد.
  • آنچه در جهان ما سزاوار می‌نماید، لزوماً با حق و حقیقت منطبق نیست.
  • مولانا جهان را "دارالغرور" می‌داند که شایستگی‌ها در آن وارونه جلوه می‌کنند.
  • ابهام این بیت ممکن است نشانه‌ای از دشواری بیان مفاهیم عمیق در اواخر مثنوی باشد.

Sources: d6-s36 · 19:03 d6-s36 · 21:19 d6-s36 · 24:10 d6-s36 · 27:33

به زبانِ تو — Забони шумо · AI

Discussion — Ask about this beyt — answered from the Masnavi, every verse cited

Your conversation stays on this device unless you share it.

What readers asked

No questions shared yet — yours could be the first.