Хондан Дафтар 6 Мӯъҷизаи Ҳуд алайҳиссалом дар тахаллуси мӯъминон ба вақти нузули бод Байт 2201

M6:2201 — حمد ایزد را که ترسی را چنین / کرد او معمار و اصلاح زمین

حمد ایزد را که ترسی را چنینکرد او معمار و اصلاح زمین
✦ Ин байтро ба тоҷикӣ таҳия кунед

M6:2201

❋ ❋ ❋

شرحِ سروش — аз лексияҳои сабтшудаи Маснавии ӯ

عبدالکریم سروش از درس‌گفتارهای مثنوی ↗

این متن بر پایهٔ سخنرانی‌های ضبط‌شدهٔ دکتر سروش دربارهٔ مثنوی بازنویسی شده است. بازبینی نهایی توسط ایشان انجام نشده.

ترجمه و معنا

ترجمه به فارسی روان: ستایش باد ایزدی را که ترس را چنین ابزاری ساخت که خودْ معمار و اصلاح‌گر زمین باشد. معنا: مولانا در این بیت، ترس را نه یک احساس صرف، بلکه ابزاری الهی برای سامان‌دهی و اصلاح جهان معرفی می‌کند و بابت این حکمتِ پنهان، خداوند را ستایش می‌کند.

شرح

مولانا، آن عارف یگانه، در این بیت به نکته‌ای بس عمیق اشاره می‌کند که از ریشه‌های توحید افعالی او آب می‌خورد. برای مولانا، خداوند فاعل مطلق و یگانه در جهان است. همهٔ علل و اسباب طبیعی، ظلال و اشباحی بیش نیستند که به ارادهٔ او برپایند و اگر او اراده کند، همان دم در هم می‌شکنند. این همان معنای «لا حول و لا قوة الا بالله» است؛ هیچ جنبش و توانی در عالم نیست مگر به خواست او.

در این فضا، «ترس» نیز از حوزهٔ احساسات صرف انسانی فراتر می‌رود و به ابزاری الهی بدل می‌شود. وقتی می‌گوید: «حمد ایزد را که ترسی را چنین / کرد او معمار و اصلاح زمین»، این ستایش از آن روست که خداوند، ترس را نه فقط به عنوان یک واکنش روانی، بلکه به عنوان یک نیروی سازنده و سامان‌دهنده در آفرینش و بهبود جهان قرار داده است. ترس در اینجا معماری است که بنیادها را می‌چیند و اصلاح‌گری است که کجی‌ها را راست می‌کند. پیشتر هم در همین مثنوی، مولانا گفته بود که «حق ستون این جهان از ترس ساخت»، که این دیدگاه را تأیید می‌کند. ترس ستون خیمهٔ جهان است که آن را برپا نگه می‌دارد و به آن نظم می‌بخشد.

نکتهٔ کلیدی اینجاست که این خداوند، «علت قریب» همهٔ حوادث و فاعل حقیقی است، اما «محسوس» نیست. یعنی، ما ترس را حس می‌کنیم، اما غالباً علت حقیقی و غایت الهی آن را درنمی‌یابیم. حواس ظاهری ما، حواس «این خانه»، یعنی خانهٔ طبیعت، قادر به درک این علت قریب نیستند. برای درک آن، حواس دیگری لازم است؛ همان «پنج حسی هست جز این پنج حس» که مولانا از آن سخن می‌گوید. حواسی باطنی که حقیقت امر بر آن‌ها «مظهر» (ظاهر) می‌شود. اگر گاو و خر هم آن صور را می‌دیدند، «بایزید وقت بودی گاو و خر». این نشان می‌دهد که در انسان، قابلیت ادراکی دیگری ورای حواس ظاهره وجود دارد که می‌تواند به درک این حقایق نامحسوس برسد.

بنابراین، ترس در نگاه مولانا، عنصری سلبی و مخرب نیست؛ بلکه ابزاری ایجابی و بنیادین در دست خداوند است برای تنظیم، تنبیه و در نهایت، اصلاح عالم و آدم. ترس از خدا، ترس از عواقب گناه، ترس از بی‌نظمی، همگی می‌توانند انگیزه‌هایی شوند برای حرکتی رو به سوی کمال و نظم. این بیت، در واقع، تجلیل از حکمتی پنهان است که حتی در دل آنچه ما آن را ناخوشایند می‌پنداریم، می‌تواند سازنده و حیاتی باشد.

نکات کلیدی

  • ترس، نه یک احساس صرف، بلکه ابزاری الهی برای سامان‌دهی و اصلاح جهان است.
  • خداوند فاعل مطلق و یگانه در عالم است و علل طبیعی تنها ظلال و اشباحی از اراده او هستند.
  • ترس همچون یک 'معمار' و 'اصلاح‌گر' عمل می‌کند که بنیادها را می‌چیند و کجی‌ها را راست می‌کند.
  • خداوند 'علت قریب' همهٔ حوادث است، اما به واسطهٔ حواس ظاهری ما قابل درک نیست.
  • درک علت حقیقی و غایت الهی ترس نیازمند 'حواس باطنی' و بصیرتی ورای ادراکات حسی است.
  • این بیت تجلیلی است از حکمتی پنهان که حتی در دل آنچه ناخوشایند می‌پنداریم، می‌تواند سازنده باشد.

Sources: d6-s51 · 09:19:00 d6-s51 · 11:21:00 d6-s51 · 14:04:00 d6-s50 · 00:03:05

به زبانِ تو — Забони шумо · AI

Discussion — Ask about this beyt — answered from the Masnavi, every verse cited

Your conversation stays on this device unless you share it.

What readers asked

No questions shared yet — yours could be the first.