Хондан Дафтар 6 Баъд аз макши эшон мутаворӣ дар билоди Чин дар шаҳри тахтгоҳ ва баъд дароз шудани сабр, бесабр шудани он бузургӣ, ки ман рафтам, ал-видоъ, худро бар шоҳ арза кунам, аммо «қадамун тунилунӣ мақсудӣ ав улқӣ росӣ ка-фодӣ». Баъд ё поям расондам ба мақсуду мурод ё сар бинҳам ҳамчу дил аз дасти он ҷо ва насиҳати бародаронаш ӯро суд надоштан: «Ё озела-л-ошиқин даъ фуъодан азаллаҳа-Ллоҳу кайфа туршидуҳа» ва ғайра Байт 4151

M6:4151 — جمله اندر کار این دعوی شدند / گردن خود را بدین دعوی زدند

جمله اندر کار این دعوی شدندگردن خود را بدین دعوی زدند
✦ Ин байтро ба тоҷикӣ таҳия кунед

M6:4151

❋ ❋ ❋

شرحِ سروش — аз лексияҳои сабтшудаи Маснавии ӯ

عبدالکریم سروش از درس‌گفتارهای مثنوی ↗

این متن بر پایهٔ سخنرانی‌های ضبط‌شدهٔ دکتر سروش دربارهٔ مثنوی بازنویسی شده است. بازبینی نهایی توسط ایشان انجام نشده.

ترجمه و معنا

ترجمه به فارسی روان: همگان در پیِ این ادعا افتادند، و جان خود را در راهِ این ادعا فدا کردند.

معنا: این بیت هشداری است دربارهٔ ادعاهای بی‌مورد و بی‌اساس که می‌تواند به بهای جان افراد تمام شود و عواقب مهلکی در پی داشته باشد.

شرح

این بیت، از زبان برادرانِ بزرگ‌تر که شاهزاده‌ای سودایی را پند می‌دهند، فریاد هشداری است در مثنوی. مولانا، با نقل این سخنان، به ما گوشزد می‌کند که چگونه ادعاهای بی‌بنیان و جاه‌طلبانه، می‌تواند به قیمت جان‌های بی‌شماری تمام شود. عبارت «گردن خود را بدین دعوی زدند» تصویر هولناکی از سرنوشت کسانی است که بر مبنای غرور و بی‌دانشی، پا به میدان می‌گذارند و خود و دیگران را به هلاکت می‌افکنند. پیش از این بیت، مولانا از «خندقی پر ز سرهای بریده» سخن می‌گوید که نتیجهٔ مستقیم همین غلو و ادعاهای بی‌جا بوده است.

من بارها گفته‌ام و باز هم می‌گویم، جان آدمی گران‌بهاست. حتی اگر پادشاهی به بهانهٔ «مصلحت»، «صد خون کند»، این کار به هیچ وجه از قبح آن نمی‌کاهد. این بیت در حقیقت، فریاد وجدان اخلاقی مولاناست در برابر ارزان‌شمردن جان. دعویِ (ادعا) مورد اشاره در اینجا، نه یک بحث فلسفیِ صرف، بلکه هر نوع ادعای بی‌جا و بی‌باکانه است که مسیر طبیعی هستی و اخلاق را به هم می‌ریزد. پند برادران روشن است: «این‌چنین دعوی میندیش و میار» — چنین ادعایی را نه در سر بپروران و نه به عمل درآور. زیرا عاقبت آن، جز هلاکت و تباهی نیست. مولانا در اینجای مثنوی، همچون یک مربی اخلاق، بر ما فرض می‌داند که عواقب سنگین بی‌احتیاطی و جاه‌طلبی‌های بی‌مورد را از چشم اعتبار ببینیم و از تکرار تاریخ خون‌بار اجتناب کنیم. همان‌گونه که قرآن می‌فرماید: «و لا تلقوا بایدیکم الی التهلکه»، خود را به دست خویش به هلاکت میفکنید.

نکات کلیدی

  • ادعاهای بی‌اساس، جان‌ها را به خطر می‌اندازد.
  • غرور و شتاب‌زدگی در پیگیری مقاصد، عواقب مرگبار دارد.
  • جان آدمی مقدس و گران‌بهاست و نباید ارزان پنداشته شود.
  • نمی‌توان به بهانهٔ مصلحت یا جاه‌طلبی، خون انسان‌ها را ریخت.
  • از سرنوشت مدعیان بی‌باک باید عبرت گرفت.

Sources: d6-s93 · 42:49:00 d6-s93 · 39:05:00 d6-s93 · 45:00:00

به زبانِ تو — Забони шумо · AI

Discussion — Ask about this beyt — answered from the Masnavi, every verse cited

Your conversation stays on this device unless you share it.

What readers asked

No questions shared yet — yours could be the first.