Хондан Дафтар 6 Истидъои амири турки маст аз мутриб ба вақти сабӯҳ ва тафсири ин ҳадис, ки ИННА ЛИ-Л-ЛОҲИ ТАЪОЛО ШАРОБАН АЪАДДАҲУ ЛИ-АВЛИЁИҲИ ИЗО ШАРИБУ САКИРУ ВА ИЗО САКИРУ ТОБУ ИЛО ОХИРИ-Л-ҲАДИС. Мей дар хами асрор ба он меҷӯшад, то ҳар кӣ муҷаррад аст, аз он менӯшад. ҚОЛА-Л-ЛОҲУ ТАЪОЛО ИННА-Л-АБРОРО ЙАШРАБУН. Ин мей, ки ту мехӯрӣ ҳаром аст, мо мей нахӯрем, ҷуз ҳалоле. «Ҷаҳд кун, то зи нест ҳаст шавӣ, ваз шароби Худой маст шавӣ» Байт 656

M6:656 — در نبی فرمود کاین قرآن ز دل / هادی بعضی و بعضی را مضل

در نبی فرمود کاین قرآن ز دلهادی بعضی و بعضی را مضل
✦ Ин байтро ба тоҷикӣ таҳия кунед

M6:656

❋ ❋ ❋

شرحِ سروش — аз лексияҳои сабтшудаи Маснавии ӯ

عبدالکریم سروش از درس‌گفتارهای مثنوی ↗

این متن بر پایهٔ سخنرانی‌های ضبط‌شدهٔ دکتر سروش دربارهٔ مثنوی بازنویسی شده است. بازبینی نهایی توسط ایشان انجام نشده.

ترجمه و معنا

ترجمه به فارسی روان: در کلام پیامبر (قرآن) آمده که این کتاب از جانب دل (حق) است، بعضی را هدایت‌کننده و بعضی دیگر را گمراه‌کننده است.

معنا: مولانا می‌گوید همان‌گونه که قرآن برخی را به راه راست می‌آورد و برخی را از راه به در می‌کند، مثنوی او نیز همین خاصیت را دارد؛ اثر کلام حق به آمادگی و ظرفیت جان شنونده بستگی دارد.

شرح

در این بیت، مولانا با کمال صراحت و بی‌هیچ تعارفی، مثنوی خود را هم‌شأن و هم‌تراز با قرآن معرفی می‌کند. او می‌گوید همان خاصیتی که کلام الهی در قرآن دارد، مثنوی من نیز از آن برخوردار است: «در نبی فرمود کاین قرآن ز دل / هادی بعضی و بعضی را مضل». اشاره صریح به آیاتی نظیر «یُضِلُّ بِهِ کثیراً و یهدی به کثیراً و ما یضل به الا الفاسقین» یا «ننزل من القرآن ما هو شفاء و رحمة للمؤمنین و لا یزید الظالمین الا خسارا» است.

من قبلاً هم گفته‌ام که کلام پیامبران، و به طریق اولی کلام خداوند، مانند دارو یا غذاست. یک داروی خوب ممکن است بیماریِ من را شفا دهد، اما همان دارو شخص دیگری را بیمارتر کند؛ چرا که فیزیولوژی و پاتولوژی او با من متفاوت است. غذایی لذیذ مثل چلوکباب برای کسی که مشکلات گوارشی دارد، ممکن است مضر باشد، حال آنکه برای فرد سالم قوت‌بخش است. کلمات نیز چنین‌اند؛ گاه موجب هدایت می‌شوند و گاه به گمراهی می‌انجامند.

مولانا بر این باور است که پیامبران اساساً برای تمییز خوبان از بدان آمدند، تا معلوم شود کدام جان، حق‌پذیر است و کدام‌یک نیست، کدام مزاج سالم است و کدام ناسالم. پاره‌ای از سخنان الهی به مثابه هواست که همه بدان محتاجند. پاره‌ای دیگر به منزله غذاست که اکثر مردم برای نیرو گرفتن بدان نیاز دارند. و برخی دیگر در حکم دواست که فقط برای بیماران خاص مفید است.

گمراهی، گاه نتیجهٔ سوءاستفاده از حقیقت است. کسانی هستند که قرآن را وسیله‌ای برای ایراد گرفتن و رد کردن هدایت الهی قرار می‌دهند؛ آبی زلال را گل‌آلود می‌کنند تا نه خود بنوشند و نه دیگران را اجازه دهند. اینجاست که آیه «لا یَمَسُّهُ إلَّا المُطهَّرون» معنا پیدا می‌کند. تنها مطهرون، یعنی پاک‌دلان، به کنه قرآن دست می‌یابند. ناپاکان، استنباطات غلط و گمراه‌کننده می‌کنند و از حقیقت دورتر می‌شوند. هرچه بیشتر می‌دوند، از مراد دل دورتر می‌گردند: «او بدو چندان که افزون می‌دود / از مراد دل جداتر می‌شود.» چاقویی تیز را می‌توان برای درمان زخم به کار برد، یا برای بریدن عضوی سالم.

مولانا مثنوی خود را نیز همین‌گونه می‌بیند. داستان‌هایی در آن هست که ظاهراً رکیک به نظر می‌رسند. اما برای کسانی که جایگاه و نیت مولانا را درک می‌کنند، این‌ها نه تنها گمراه‌کننده نیستند، بلکه موجب تفکر و هدایت می‌شوند. اما آنان که به دنبال عیب‌جویی و محکوم کردن‌اند، همین داستان‌ها را بهانه‌ای برای طرد کتاب و محروم ماندن از هدایت‌های آن قرار می‌دهند. بستگی به این دارد که جان شما بهانه‌جو و مچ‌گیر باشد یا دانه‌ای رسیده که از هر خاکی می‌تواند غذا جذب کند.

لذا مولانا پیش از این بیت می‌گوید: «پس ز نقش لفظ‌های مثنوی / صورتی زال است و هادی معنوی». یعنی ظاهر لفظی مثنوی ممکن است «زال» باشد — و «زال» در اینجا به معنای گمراه‌کننده (متعدی) است، نه لنگ و عاجز — اما معنای معنوی آن هدایتگر است. همچون «اشتراک لفظ» که دائم رهزن است و در موارد بسیاری سبب مغالطه می‌شود؛ مثلاً واژه‌های «می» و «مستی» که نزد عارف معنایی رحمانی و نزد عامی معنایی شیطانی دارد. ظاهر کلمات و حتی ظاهر آدمیان شبیه به هم است، اما باطن و معنای آن‌ها می‌تواند از زمین تا آسمان تفاوت داشته باشد، یکی پر از آب حیات و دیگری پر از زهر ممات. بین «حسن» کریمی که پاداش می‌دهد و «حسن» خصیصی که چیزی نمی‌بخشد، از زمین تا آسمان فرق است. مثنوی نیز همین‌گونه است: ظاهرش برای برخی گمراه‌کننده، اما باطنش برای اهل دل عین هدایت است.

نکات کلیدی

  • مثنوی، همچون قرآن، برخی را هدایت و برخی دیگر را گمراه می‌کند؛ اثر کلام حق وابسته به ظرفیت درونی شنونده است.
  • کلمات پیامبران و اولیا مانند دارو یا غذا هستند: آنچه برای یکی شفاست، برای دیگری ممکن است مضر باشد.
  • معنای واقعی کلام الهی تنها برای «مطهرون» (پاک‌دلان) آشکار می‌شود؛ ناپاکان برداشت‌های غلط می‌کنند.
  • مولانا مثنوی را از منظر «وحی دل» می‌بیند که به قصد تمییز حق‌جویان از حق‌گریزان نازل شده است.
  • «اشتراک لفظ» و شباهت ظاهری کلمات یا انسان‌ها، عامل اصلی گمراهی است؛ باید به معنا و باطن نگریست.
  • هدف غایی کلام الهی جداسازی حق‌پذیر از حق‌گریز است، نه ارائهٔ یک راه یکسان برای همه.

Sources: d6-s15 · 00:34:52 d6-s15 · 00:37:07 d6-s15 · 00:27:24 d6-s15 · 00:30:22 d6-s15 · 00:32:00 d6-s15 · 00:34:10 d6-s15 · 00:38:15 d6-s15 · 00:40:00

به زبانِ تو — Забони шумо · AI

Discussion — Ask about this beyt — answered from the Masnavi, every verse cited

Your conversation stays on this device unless you share it.

What readers asked

No questions shared yet — yours could be the first.