Хондан Дафтар 2 Бахш 102 ← пешина · оянда →

بخش ۱۰۲ - تشنیع صوفیان بر آن صوفی کی پیش شیخ بسیار می‌گوید

Ташнии суфиён бар он суфӣ, ки пеши шайх бисёр мегӯяд

  1. M2:3515 صوفیان بر صوفیی شنعه زدندپیش شیخ خانقاهی آمدند
  2. M2:3516 شیخ را گفتند داد جان ماتو ازین صوفی بجو ای پیشوا
  3. M2:3517 گفت آخر چه گله‌ست ای صوفیانگفت این صوفی سه خو دارد گران
  4. M2:3518 در سخن بسیارگو همچون جرسدر خورش افزون خورد از بیست کس
  5. M2:3519 ور بخسپد هست چون اصحاب کهفصوفیان کردند پیش شیخ زحف
  6. M2:3520 شیخ رو آورد سوی آن فقیرکه ز هر حالی که هست اوساط گیر
  7. M2:3521 در خبر خیر الامور اوساطهانافع آمد ز اعتدال اخلاطها
  8. M2:3522 گر یکی خلطی فزون شد از عرضدر تن مردم پدید آید مرض
  9. M2:3523 بر قرین خویش مفزا در صفتکان فراق آرد یقین در عاقبت
  10. M2:3524 نطق موسی بد بر اندازه ولیکهم فزون آمد ز گفت یار نیک
  11. M2:3525 آن فزونی با خضر آمد شقاقگفت رو تو مکثری هذا فراق
  12. M2:3526 موسیا بسیارگویی دور شوور نه با من گنگ باش و کور شو
  13. M2:3527 ور نرفتی وز ستیزه شسته‌ایتو به معنی رفته‌ای بگسسته‌ای
  14. M2:3528 چون حدث کردی تو ناگه در نمازگویدت سوی طهارت رو بتاز
  15. M2:3529 ور نرفتی خشک خنبان می‌شویخود نمازت رفت پیشین ای غوی
  16. M2:3530 رو بر آنها که هم‌جفت توندعاشقان و تشنهٔ گفت توند
  17. M2:3531 پاسبان بر خوابناکان بر فزودماهیان را پاسبان حاجت نبود
  18. M2:3532 جامه‌پوشان را نظر بر گازرستجان عریان را تجلی زیورست
  19. M2:3533 یا ز عریانان به یکسو باز رویا چو ایشان فارغ از تنجامه شو
  20. M2:3534 ور نمی‌توانی که کل عریان شویجامه کم کن تا ره اوسط روی