อ่าน› Daftar 1› ในการอธิบายหะดีษที่ว่า “แท้จริงพระเจ้าของพวกท่านมีช่วงเวลาแห่งความโปรดปรานในวันเวลาของพวกท่าน จงแสวงหาความโปรดปรานเหล่านั้นเถิด”› โคลงคู่ 1973
M1:1973 — اشتر آمد این وجود خارخوار / مصطفیزادی برین اشتر سوار
M1:1973
ความหมาย · به زبانِ تو — ภาษาของคุณ · AI
This couplet uses the metaphor of a camel to describe human existence, which is inclined to seek out trivial and harmful things (thorns), while a spiritual guide, like the Prophet Muhammad (Mustafa), is meant to lead it towards higher truths.
This beyt appears in a section where Rumi is discussing the human tendency to be preoccupied with worldly desires and distractions, symbolized by 'thorns' (خار). The 'camel' (اشتر) represents our physical existence or the lower self (nafs), which is naturally drawn to these base gratifications, even though they are ultimately harmful or lacking true nourishment. The 'Mustafa-born' (مصطفیزاد) refers to a spiritual leader or guide, embodying the qualities of the Prophet Muhammad, who is meant to ride upon and direct this 'camel' of existence. The implication is that while our inherent nature might pull us towards the 'thorns' of worldly attachments, we have the potential, through spiritual guidance, to transcend these lower inclinations and steer our existence towards what is truly beneficial and divine. The surrounding verses lament how humans, like a camel, seek thorns even when a 'garden of God' (جان لقمان که گلستان خداست) is available, highlighting the blindness caused by greed and habit.
- اشتر
- Camel
- خارخوار
- Thorn-grazer; one who eats thorns
- مصطفیزاد
- Born of Mustafa; a descendant or follower of the Prophet Muhammad (Mustafa), implying a spiritual guide or perfected human
این بیت، وجود جسمانی و نفسانی انسان را به شتری تشبیه میکند که به خوردن خارهای بیارزش دنیا عادت کرده، در حالی که روح الهی و شریف انسان، همچون سواری والا مقام، بر این جسم سوار است.
مولانا در اینجا یکی از تمثیلهای کلیدی خود را برای توصیف رابطهٔ روح و جسم به کار میگیرد. «وجود خارخوار» کنایه از نفس اماره یا جنبهٔ حیوانی و مادی انسان است که میل به لذتهای پست و رنجآور دنیوی دارد؛ درست مانند شتری که به جای گل و سبزه، به خوردن خار بیابان (مغیلان) تمایل دارد.
در مقابل، «مصطفیزادی» نماد روح الهی، عقل و جانِ پاکی است که در هر انسانی به ودیعه گذاشته شده است. این روح، از جنس عالم معنا و از تبار پیامبران و اولیاست. این سوار، شریف و ارزشمند است اما مرکب او (جسم) سرکش و میل به پستی دارد. مولانا با این تصویر، تضاد درونی انسان را به نمایش میگذارد: روحی که به سوی گلستان الهی میکشد و نفسی که در خارزار دنیا سرگردان است.
پیام اصلی این است که انسان نباید اجازه دهد که امیال نفسانی و جسمانیاش (شتر)، مسیر زندگی او را تعیین کند. بلکه باید به فرمان سوارِ الهیِ درون خود (روح) گوش دهد و این مرکب سرکش را به سوی مقصد حقیقی، یعنی گلستان معرفت الهی، هدایت کند. در ابیات بعدی، مولانا تأسف میخورد که این شتر، با وجود آنکه «تنگ گلی» (بار گل) بر پشت دارد، باز هم به دنبال خار و ریگ بیابان است.
- اشتر
- شتر
- خارخوار
- آنکه خار میخورد؛ کنایه از نفس که به امور پست و دنیوی تمایل دارد.
- مصطفیزاد
- از نژاد و تبار مصطفی (ص)؛ کنایه از روح الهی و معنوی انسان.
- برین
- مخفف «بر این»
บทสนทนา — ถามเกี่ยวกับบทกลอนนี้ — ตอบจากมัษนาวี พร้อมอ้างอิงทุกบทกลอน
บทสนทนาของคุณจะอยู่บนอุปกรณ์นี้ เว้นแต่คุณจะแบ่งปัน
สิ่งที่ผู้อ่านถาม0
ยังไม่มีคำถามที่แบ่งปัน — คำถามของคุณอาจเป็นคำถามแรก