อ่าน Daftar 1 การอธิบายว่าการฆ่าและวางยาพิษช่างทองนั้นเป็นการชี้แนะจากพระเจ้า ไม่ใช่จากความปรารถนาของตนเองหรือการตัดสินใจที่ผิดพลาด โคลงคู่ 240

M1:240 — گر بدی خون مسلمان کامِ او / کافرم گر بُردَمی من نام او

گر بدی خون مسلمان کامِ اوکافرم گر بُردَمی من نام او
✦ แสดงผลโคลงคู่นี้เป็นไทย

M1:240

❋ ❋ ❋

شرحِ سروش — จากบทบรรยายมัษนวีที่บันทึกไว้ของเขา

عبدالکریم سروش از درس‌گفتارهای مثنوی ↗

این متن بر پایهٔ سخنرانی‌های ضبط‌شدهٔ دکتر سروش دربارهٔ مثنوی بازنویسی شده است. بازبینی نهایی توسط ایشان انجام نشده.

ترجمه و معنا

ترجمه به فارسی روان: اگر نیت و مراد آن (طبیب الهی) ریختن خون مسلمانی بود، من کافرم اگر حتی نام او را بر زبان می‌آوردم. معنا: این بیت تأکیدی است بر دوری‌گزینی از تمجید ستمکاران؛ مولانا می‌گوید اگر قصدِ آن حکیم الهی (که در داستان طبیب می‌آید) بدی بود، هرگز نام او را نمی‌بردم.

شرح

من این بیت را بی‌تردید یکی از قاطع‌ترین بیان‌های مولانا در نکوهش مدح اشقیا و ستمگران می‌دانم. سخن از «طبیب الهی» است که در یکی از حکایات مثنوی ظاهر می‌شود. مولانا می‌گوید اگر کام و مراد چنین طبیبی – که نمادی از حکمت الهی است – ریختن خون مسلمانی می‌بود، یعنی اگر مقصودش شرّ و جور بود و نه حکمت پنهان، من کافرم اگر حتی نام او را بر زبان می‌آوردم. این بیت فراتر از یک گزارهٔ شرطی دربارهٔ یک حکایت است؛ یک اصل بنیادین اخلاقی را پی می‌ریزد. مولانا در جای دیگری از مثنوی می‌فرماید: «می‌بلرزد عرش از مدح شقی / بدگمان گردد ز مدحش متقی». این نشان می‌دهد که ستایش ناپاکان نه تنها امری عبث است، بلکه عرش الهی را به لرزه درمی‌آورد و قلوب متقیان را مشوب می‌کند. این نکوهش شدید نه فقط برای مدح انسان‌های شرور، بلکه برای هرگونه تظاهر و ریاکاری است که ظاهر را بر باطن ترجیح می‌دهد. یکی از خطرناک‌ترین زهرها برای جان آدمی، به‌خصوص برای حاکمان، مدح بی‌جای اطرافیان است. مولانا با مثال فرعون این حقیقت را آشکار می‌کند: «از وفور مدح‌ها فرعون شد». فرعون ابتدائاً فرعون نبود، بلکه مداحان او را به این جایگاه کشاندند که خود را خدا بپندارد. این زهر تدریجاً در جان می‌نشیند و شخصیت را مسموم می‌کند. شعر فارسی، متأسفانه، مملو از اینگونه مداحی‌هاست. شاعران درباری، پادشاهان قلدری را که نه علم داشتند و نه اخلاق، به «سر دفتر آفرینش» توصیف می‌کردند. این همان «در دری» است که ناصر خسرو گفت نباید «در پای خوکان» ریخت. مولانا خود، هرگز به این آفت مبتلا نشد و از مداحیِ اغیار برحذر بود. این بیت، هشداری است برای همهٔ اعصار تا فرق میان عمل از روی حکمت الهی و عمل از روی شهوت بشری را نیک بشناسیم و فریب ظاهر را نخوریم، چه بسا عملی که به ظاهر ناخوشایند است، از حکمتی عمیق سرچشمه می‌گیرد و در مقابل، عملی که زیبا جلوه می‌کند، بستر شرّ و ستم باشد.

نکات کلیدی

  • ستایش ظالمین و ناپاکان، حتی در ظاهر، عرش الهی را می‌لرزاند و قلب متقین را مشوب می‌سازد.
  • مداحیِ بی‌جا سمی مهلک است که انسان را، به‌ویژه حاکمان را، به خودشیفتگی و فرعونیت می‌کشاند.
  • تفاوت میان نیت خیر (حکمت الهی) و نیت شر (شهوت نفسانی) برای قضاوت اعمال، امری اساسی است.
  • مولانا خود هرگز در دام مدح اغیار نیفتاد و این بیت نشان‌دهندهٔ بی‌اعتباری کامل او به تملق و چاپلوسی است.
  • فریب ظاهر را نباید خورد؛ چه بسا عملی که ناخوشایند جلوه می‌کند، از حکایتی عمیق حکایت دارد و بالعکس.

Sources: d1-s21 · 01:03:20 d1-s21 · 01:05:13 d1-s21 · 01:06:10 d1-s22 · 02:25:58

به زبانِ تو — ภาษาของคุณ · AI

บทสนทนา — ถามเกี่ยวกับบทกลอนนี้ — ตอบจากมัษนาวี พร้อมอ้างอิงทุกบทกลอน

บทสนทนาของคุณจะอยู่บนอุปกรณ์นี้ เว้นแต่คุณจะแบ่งปัน

สิ่งที่ผู้อ่านถาม

ยังไม่มีคำถามที่แบ่งปัน — คำถามของคุณอาจเป็นคำถามแรก