อ่าน Daftar 1 เรื่องของพ่อค้าขายของชำและนกแก้ว และนกแก้วทำน้ำมันหกรดร้าน โคลงคู่ 270

M1:270 — این ندانستند ایشان از عَمی / هست فرقی درمیان بی‌مُنتَهی

این ندانستند ایشان از عَمیهست فرقی درمیان بی‌مُنتَهی
✦ แสดงผลโคลงคู่นี้เป็นไทย

M1:270

❋ ❋ ❋

شرحِ سروش — จากบทบรรยายมัษนวีที่บันทึกไว้ของเขา

عبدالکریم سروش از درس‌گفتارهای مثنوی ↗

این متن بر پایهٔ سخنرانی‌های ضبط‌شدهٔ دکتر سروش دربارهٔ مثنوی بازنویسی شده است. بازبینی نهایی توسط ایشان انجام نشده.

ترجمه و معنا

ترجمه به فارسی روان: ایشان از کوری و بی‌بصیرتی این را نفهمیدند که میان ظاهر و باطن، تفاوتی بی‌کران و بی‌انتها وجود دارد. معنا: مولانا در این بیت هشدار می‌دهد که انسان‌ها اغلب به‌خاطر کوته‌بینی و تمرکز بر ظواهر، قادر به درک تفاوت‌های عمیق و بی‌نهایت میان افراد یا اعمالی که به ظاهر شبیه هم هستند، نیستند.

شرح

این بیت، قلب هشداری بنیادین است که مولانا به ما می‌دهد؛ هشداری دربارهٔ خطری که از قیاس‌های ظاهربینانه برمی‌خیزد. من بارها گفته‌ام که شیوهٔ حکیمان در نگریستن به جهان، فراتر از سطح‌بینی و ساده‌سازی است. مردمان عادی، از سر «عَمی»—این کوری باطن، نه کوری چشم—ناقص می‌نگرند و گمان می‌کنند هر آنچه به ظاهر شبیه است، در باطن نیز یکی‌ست. گویی شیرِ درنده و شیرِ نوشیدنی را، تنها از آن رو که در خط و نوشتار یکی می‌نمایند، یکسان می‌پندارند.

این ندانستن از کوری، همان‌گونه که مولانا در بیت‌های پیشین و پسین شرح می‌دهد، ریشهٔ اصلی گمراهی عالم است. بسیاری از مردم انبیا و اولیا را هم‌ردیف خود دانستند و گفتند: «اینک ما بشر، ایشان بشر / ما و ایشان بسته خوابیم و خور.» یعنی چه تفاوتی است میان ما و این پیامبر که او هم می‌خورد و می‌خوابد و در بازارها راه می‌رود؟ اینجاست که مولانا با قاطعیت می‌گوید: «این ندانستند ایشان از عما / هست فرقی درمیان بی‌منتها.» تفاوتی هست، اما نه تفاوتی جزئی، بلکه تفاوتی «بی‌منتها»، بی‌کران و نامحدود.

این فرق بی‌منتها را مولانا با مثال‌هایی عمیق روشن می‌کند. دو زنبور از یک گل تغذیه می‌کنند، اما یکی «نیش» می‌شود و دیگری «عسل» می‌دهد. دو آهو از یک گیاه می‌خورند و آب می‌نوشند، اما از یکی «سرگین» برمی‌آید و از دیگری «مشک ناب». دو نی از یک آبخور آب می‌کشند، یکی «خالی» می‌ماند و دیگری از «شکر» پر می‌شود. من تأکید می‌کنم که اینها صرفاً تمثیل نیستند، بلکه بیانگر یک اصل هستی‌شناسانه و اخلاقی‌اند: کیفیت درونی وجود، مادهٔ خام واحد را به محصولات کاملاً متفاوتی بدل می‌کند. این «طبع» درونی ماست که تعیین می‌کند از آنچه می‌گیریم چه چیزی می‌سازیم؛ بخل و حسد، یا عشق احد؟

همین منطق دربارهٔ انسان‌ها صادق است. یک آدم بخیل و حسود، هرچه می‌خورد و می‌آموزد، بخل و حسدش افزون می‌شود. به قول مولانا، زاغ سرگین‌خوار اگر عمر هزارساله هم بیابد، جز سرگین‌خواری حاصلی ندارد. او به جای آنکه از خدا بخواهد «زاغی‌ام تو وارهان»، عمر طولانی‌تر می‌خواهد برای همان رذالت. این همان نکته‌ای است که قرآن می‌گوید: «و ننزل من القرآن ما هو شفاء و رحمة للمؤمنین و لا یزید الظالمین الا خسارا.» قرآن که خود عین شفا و رحمت است، برای ستمگران چیزی جز خسارت نمی‌افزاید. غذای واحد است، اما دو طبع متفاوت، دو نتیجه کاملاً مختلف از آن می‌گیرند.

این تفاوت عمیق تنها به درون فرد محدود نمی‌شود، بلکه به اعمال او نیز سرایت می‌کند. مولانا نمونهٔ ساحران موسی و عصایشان را می‌آورد: ظاهر عصا یکی‌ست، اما «زین عصا تا آن عصا فرقی‌ست ژرف.» یا منافقی که در کنار مؤمن نماز می‌گذارد: ظاهر عمل یکی‌ست، اما یکی برای نیاز و یکی برای استیض و ریا می‌آید. احمد و ابوجهل هر دو به بتخانه می‌روند، اما یکی تعظیم می‌کند و دیگری تعظیم می‌شود. این «ظاهربینی» کار ریداکشنیست‌هاست، کسانی که همه‌چیز را به سطح کاهش می‌دهند.

برای شناخت این تفاوت‌های بی‌منتها، به «صاحب ذوق» نیاز است؛ کسی که ذائقهٔ سالمی دارد و می‌تواند آب شیرین را از شور تشخیص دهد. این ذوق، صرفاً عقلانی نیست، بلکه شمّی باطنی و معرفتی قلبی است. مولانا می‌خواهد از طریق این بیت به ما بیاموزد که از دام «مشابهت ظاهری» رها شویم و به «حقیقت باطنی» چیزها نظر کنیم. این مهم‌ترین درسی است که مثنوی به ما می‌دهد تا بتوانیم گلیم خود را از آب حقیقت بیرون بکشیم.

نکات کلیدی

  • ظواهر می‌توانند فریبنده باشند؛ شباهت‌های سطحی نباید مانع درک تفاوت‌های بی‌کران باطنی شوند.
  • «عَمی» یا کوری باطن، همان ناتوانی در دیدن اعماق و تمرکز بر پوستهٔ پدیده‌هاست.
  • کیفیت درونی و «طبع» هر موجود، تعیین‌کنندهٔ نتیجهٔ آنچه از جهان دریافت می‌کند، است؛ مادهٔ خام واحد، محصولات متفاوتی در طبع‌های مختلف تولید می‌کند.
  • طول عمر یا کثرت عمل بدون تغییر «طبع» درونی، بی‌فایده و حتی مضر است؛ مهم جهت‌گیری باطنی و کیفیت وجودی است.
  • تشخیص تفاوت‌های حقیقی نه از راه قیاس عقلی ظاهربین، بلکه با «ذوق» و بصیرت درونی امکان‌پذیر است.
  • این بیت هشداری علیه تقلیل‌گرایی و دعوتی به نگاهی عمیق‌تر و جامع‌تر به انسان و هستی است.

Sources: d1-s22 · 50:46 d1-s22 · 53:30 d1-s22 · 01:07:11

به زبانِ تو — ภาษาของคุณ · AI

บทสนทนา — ถามเกี่ยวกับบทกลอนนี้ — ตอบจากมัษนาวี พร้อมอ้างอิงทุกบทกลอน

บทสนทนาของคุณจะอยู่บนอุปกรณ์นี้ เว้นแต่คุณจะแบ่งปัน

สิ่งที่ผู้อ่านถาม

ยังไม่มีคำถามที่แบ่งปัน — คำถามของคุณอาจเป็นคำถามแรก