อ่าน Daftar 1 เรื่องของพ่อค้าขายของชำและนกแก้ว และนกแก้วทำน้ำมันหกรดร้าน โคลงคู่ 308

M1:308 — صحّت این حس ز معموریّ تن / صحّت آن حس ز تخریبِ بدن

صحّت این حس ز معموریّ تنصحّت آن حس ز تخریبِ بدن
✦ แสดงผลโคลงคู่นี้เป็นไทย

M1:308

❋ ❋ ❋

شرحِ سروش — จากบทบรรยายมัษนวีที่บันทึกไว้ของเขา

عبدالکریم سروش از درس‌گفتارهای مثنوی ↗

این متن بر پایهٔ سخنرانی‌های ضبط‌شدهٔ دکتر سروش دربارهٔ مثنوی بازنویسی شده است. بازبینی نهایی توسط ایشان انجام نشده.

ترجمه و معنا

ترجمه به فارسی روان: سلامتی این حس از آبادانی تن است، و سلامتی آن حس از ویران کردن بدن است.

معنا: مولانا می‌گوید حواس جسمانی ما با تغذیه و رفاه بدن سالم می‌مانند؛ اما حواس باطنی و معنوی، یعنی بصیرت و تمیز حق از باطل، تنها از طریق کاستن از خواسته‌های بدن و ریاضت به سلامت و بینایی می‌رسند.

شرح

مولانا در این بیت به یکی از بنیادین‌ترین آموزه‌های عرفانی، یعنی تمایز میان دو گونه حس و دو راه برای صحّت‌بخشی به آن‌ها، اشاره می‌کند. او می‌گوید ما دو گونه حس در خود داریم: یکی «این حس» که به حواس ظاهری و جسمانی ما مربوط است و دیگری «آن حس» که همان بصیرت باطنی و تمیز حق از باطل است.

«صحّت این حس ز معموریّ تن»؛ سلامتی حواس جسمانی، همچون بینایی و شنوایی و ذائقه‌ی ما، از آبادی و رفاه بدن می‌آید. یعنی هرچه بدن ما سالم‌تر، آبادتر و از طریق تغذیه‌ی صحیح و ورزش تقویت شود، این حواس کارکرد بهتری خواهند داشت. برای حفظ این نوع صحّت باید به «طبیب» جسمانی مراجعه کرد.

اما «صحّت آن حس ز تخریبِ بدن»؛ سلامت حواس باطنی و معنوی ما راه و رسم دیگری دارد. این سلامتی از «تخریب بدن» حاصل می‌شود. البته منظور از «تخریب» یا «ویرانی بدن» به هیچ روی نابودی آن نیست، بلکه مهار کردن خواسته‌ها و خواهش‌های تن، کمتر به لذت‌های بدنی پرداختن و در یک کلام، ریاضت کشیدن است. مولانا خود در جای دیگر با تمثیل ماه رمضان می‌گوید: «چند خوردی چرب و شیرین از طعام / امتحان کن چند روزی در صیام / گر تو این انبان (شکم) ز نان خالی کنی / پر ز گوهرهای اجلالی کنی». یعنی با کم خوردن و گرسنگی دادن به جسم، انبان جان از گوهرهای معنوی پر می‌شود. سعدی نیز همین معنا را با این بیت بیان می‌کند: «اندرون از طعام خالی دار / تا در او نور معرفت بینی». حتی مولا علی در نهج‌البلاغه فرموده است: «البَطنَة تَذهَبُ بِالفِطنَة» یعنی پرخوری باعث از بین رفتن هوشمندی و زیرکی می‌شود.

این همان راه «طریقت» است که از «شریعت» فراتر می‌رود. شریعت اجازه می‌دهد تا زمانی که اسراف و اجحاف نباشد، انسان بخورد و بیاشامد، اما طریقت می‌گوید برای تعالی روح باید از مباحات نیز گاهی چشم پوشید. کم‌خوابی، کم‌خوری، کم‌گویی، خلوت و ذکر از جمله اصول پنج‌گانه‌ای هستند که بزرگان عرفان برای «تکمیل ناتمامان» توصیه کرده‌اند. برای صحّت بخشیدن به «آن حس» باید به «حبیب» یعنی اولیای الهی مراجعه کرد، چرا که آن‌ها راهنمای راه‌های باطنی هستند.

اما نکته‌ی مهمی که مولانا در ادامه می‌آورد، این است که این «ویرانی بدن» یا «تخریب» موقتی و ضروری است، نه پایدار. او با مثال‌های متعددی این را تبیین می‌کند: «راه جان مر جسم را ویران کند / بعد از آن ویرانی آبادان کند». همانطور که خانه را برای یافتن گنج زر ویران می‌کنند و سپس با همان گنج، خانه‌ای آبادتر می‌سازند؛ همانگونه که جراح برای بیرون کشیدن پیکان از تن، پوست را می‌شکافد و سپس پوستی تازه بر آن می‌روید؛ و همانند قلعه‌ای که در جنگ ویران می‌شود و سپس به مراتب بهتر بازسازی می‌گردد. پیام اصلی این است که این ریاضت‌ها، هرچند سخت و تلخ، زیان‌بار نیستند و به آبادی و کمالی عظیم‌تر می‌انجامند. این وعده‌ی «زیان نخواهید کرد» از جنس زبان طریقت است، نه حقیقتِ عاشقی. در مقام عاشقی، فکر نتیجه نباید بود؛ «قمار» است و ممکن است همه چیز در راه معشوق باخته شود، اما نفسِ این باختن مطلوب است و سالک به دنبال وعده و نتیجه‌ای نیست.

نکات کلیدی

  • دو گونه حس داریم: حواس جسمانی که با رفاه بدن سالم‌اند و حواس باطنی که با کاستن از خواسته‌های بدن به سلامت می‌رسند.
  • «تخریب بدن» به معنای ریاضت‌کشی و مهار شهوات است، نه نابودی یا آسیب رساندن افراطی به جسم.
  • سلامت حواس باطنی (بصیرت) با پرهیز از پرخوری، پرخوابی و پرگویی حاصل می‌شود، همان پنج اصل توصیه شده توسط عرفا.
  • این ریاضت‌ها راه «طریقت» را از «شریعت» جدا می‌کند؛ در طریقت، حتی مباحات شریعت نیز ممکن است برای سالک محدود شوند.
  • ویرانی بدن (ریاضت) مرحله‌ای ضروری و موقت است که به آبادی و کمالی عظیم‌تر در جان منجر می‌شود، نه به زیان دائمی.

Sources: d1-s23 · 05:13:58 d1-s23 · 05:17:49 d1-s24 · 00:24:05

به زبانِ تو — ภาษาของคุณ · AI

บทสนทนา — ถามเกี่ยวกับบทกลอนนี้ — ตอบจากมัษนาวี พร้อมอ้างอิงทุกบทกลอน

บทสนทนาของคุณจะอยู่บนอุปกรณ์นี้ เว้นแต่คุณจะแบ่งปัน

สิ่งที่ผู้อ่านถาม

ยังไม่มีคำถามที่แบ่งปัน — คำถามของคุณอาจเป็นคำถามแรก