อ่าน› Daftar 3› การกลับมายังเรื่องราวของดุกูคี› โคลงคู่ 1959
M3:1959 — آه سِرّی هست اینجا بس نهان / که سوی خضری شود موسی روان
M3:1959
شرحِ سروش — จากบทบรรยายมัษนวีที่บันทึกไว้ของเขา
شرح
جلسهٔ 09 — [00:17:53] راز داستان موسی و خضر از دیدگاه مولانا
مولانا به هیچکدوم اینا کاری نداره. یعنی این قصه رو اشاره میکنه اما هیچ نمیگوید که این قصه رازآلود است به دلیل اینکه اون شخص، شخص ناشناس، کارهای غریب و غیراخلاقی میکرد که حکمتش بر ما نامعلوم است. این رو نمیگه. میگه:
میگه سری که در این داستان هست این است که یه موسایی که پیغمبر بزرگ اولوالعزمه، دنبال یه کسی که خیلی از او فروتر است و کمتر است در مقام و در شأنیت، روان میشود و او کارهایی میکند که این سر اون رو نمیداند.
جلسهٔ 09 — [00:17:53] راز داستان موسی و خضر از دیدگاه مولانا
میگه سری که در این داستان هست این است که یه موسایی که پیغمبر بزرگ اولوالعزمه، دنبال یه کسی که خیلی از او فروتر است و کمتر است در مقام و در شأنیت، روان میشود و او کارهایی میکند که این سر اون رو نمیداند.
و بعد دو تا مثال میاره به سبکی که همیشه داره برای اینکه این قصه رو فقط به ما توضیح بده که چگونه چنین چیزی میشه. یک مثالش اینه، میگه:
جلسهٔ 09 — [00:26:25] راز برتری فروتر بر برتر در عالم عرفان
این یکی از اون رازهاست که یه بزرگتری مفتون یه کوچکتری میشود. یک بزرگتری به دنبال یه کوچکتری راه میافته. یه استادی محتاج شاگرد خودش میشود. میگه در عالم این چیزها دیده میشه. شما فکر نکنید.
سر پنهانی در اینجا هست. احوال خودشو در واقع داره میگه. مولوی محتاج به حسامالدین بود برای اینکه حرفاشو بزنه. حسامالدین هیچوقت در مرتبه مولانا نبود. البته که نبود. نه او مدعی بود و نه کسی چنین پنداشته. اما او برای اینکه حرفاش رو بزنه، احتیاج داشت دنبال یک حسامالدینی بدود تا اینکه به قول خود او:
به زبانِ تو — ภาษาของคุณ · AI
บทสนทนา — ถามเกี่ยวกับบทกลอนนี้ — ตอบจากมัษนาวี พร้อมอ้างอิงทุกบทกลอน
บทสนทนาของคุณจะอยู่บนอุปกรณ์นี้ เว้นแต่คุณจะแบ่งปัน
สิ่งที่ผู้อ่านถาม0
ยังไม่มีคำถามที่แบ่งปัน — คำถามของคุณอาจเป็นคำถามแรก