อ่าน› Daftar 3› บทนำ› โคลงคู่ 20
M3:20 — تا نگویی سِرّ سلطان را به کس / تا نریزی قند را پیش مگس
M3:20
شرحِ سروش — จากบทบรรยายมัษนวีที่บันทึกไว้ของเขา
شرح
جلسهٔ 04 — [01:49:20] موسیقی بیکلام، زبان خدایان
ببینید با بانگ چنگ میشه حرفایی رو زد که با دهان نمیتوان زد. گویی اینکه میگفتند موسیقی زبان خدایان است، بیخود نمیگفتند. گویی که خداوند دو تا زبان در این عالم آفریده است. یکی همین زبان متعارف و معمول که الفاظ دارد و گرامر دارد و غیره و ما به او تکلم میکنیم، یکی هم زبانی است که نامش موسیقی است. عارفان نه که رازدان بودند، اصلاً تعریف عرفان یعنی رازدانی و رازشناسی و رازگشایی و البته رازداری. یعنی چنین نیست که فقط شما رازدان باشید، باید رازدان و رازدان هم باشید.
خب و چون عارفان اهل راز بودند، رازدان و رازشناس بودند، با موسیقی سر و سر ویژهای داشتند و پس از مولانا تقریباً شما میبینید حتی عارفان متشرع اگر نه در علن، لاجرم در خفا به موسیقی گوش میدادند و سعی میکردند که از این طریق تغذیه روحانی کنند خودشون رو و دیگران رو، مریدان رو، اهل حلقه خودشون رو.
به زبانِ تو — ภาษาของคุณ · AI
خداوند به تو ظرفیت و توانایی درک اسرار را میبخشد تا این رازهای گرانبها را حفظ کنی و آنها را در اختیار کسانی که شایستگیاش را ندارند، قرار ندهی.
مولانا در این بیت به یکی از اصول بنیادین عرفان، یعنی «رازداری»، اشاره میکند. وقتی خداوند به سالک ظرفیت معنوی (حلق) میبخشد و او را از ناپاکیها پاک میکند، این کار برای آن است که اسرار الهی را نزد او به امانت بسپارد. سالک باید این امانت را حفظ کند و آن را برای هر کسی فاش نسازد.
تمثیل «قند» و «مگس» این نکته را به زیبایی روشن میکند. قند، استعاره از معارف شیرین و حقایق معنوی است و مگس، نماد افراد نااهل و بیظرفیتی است که قدر این معارف را نمیدانند و تنها به دنبال بهرهبرداریهای سطحی و دنیوی هستند. در نتیجه، بیان اسرار برای چنین کسانی، ضایع کردن آن حقایق ارزشمند است.
عارفان، که رازدانان عالم معنا هستند، همواره بر اهمیت رازدانی تأکید داشتهاند. آنها میدانستند که برخی حقایق را نمیتوان با زبان عادی و متعارف بیان کرد، زیرا فهم آنها نیازمند آمادگی روحی و ظرفیت درونی است. به همین دلیل، گاهی برای انتقال این معانی از زبانهای دیگری مانند موسیقی بهره میبردند؛ زبانی که میتواند پیامهای عمیق را بدون آنکه به کلام درآید، به جانهای آماده منتقل کند.
- سِرّ
- راز، امر پنهانی و معنوی
- سلطان
- در اینجا کنایه از خداوند است.
- قند
- در این بیت استعاره از معارف الهی و حقایق معنوی است.
- مگس
- در این بیت استعاره از افراد نااهل، بیظرفیت و ظاهرپرست است.
บทสนทนา — ถามเกี่ยวกับบทกลอนนี้ — ตอบจากมัษนาวี พร้อมอ้างอิงทุกบทกลอน
บทสนทนาของคุณจะอยู่บนอุปกรณ์นี้ เว้นแต่คุณจะแบ่งปัน
สิ่งที่ผู้อ่านถาม0
ยังไม่มีคำถามที่แบ่งปัน — คำถามของคุณอาจเป็นคำถามแรก