อ่าน› Daftar 3› คำอธิบายของผู้มองไกลที่ตาบอดนั้น และผู้ได้ยินชัดที่หูหนวกนั้น และผู้ที่เปลือยกายแต่ชายผ้าพริ้วยาวนั้น› โคลงคู่ 2656
M3:2656 — از اصولَینَت اصول خویش به / که بدانی اصل خود ای مرد مِه
M3:2656
شرحِ سروش — จากบทบรรยายมัษนวีที่บันทึกไว้ของเขา
شرح
جلسهٔ 02 — [00:29:06] خودشناسی، اصل اصول در مثنوی
حالا به بیت پایانیاش من نظر داشتم:
ببینید اینجا مولانا دو تا اصول ذکر میکنه. میگه از اصولینت، اصولین تثنیه اصوله دیگه، دو تا اصول. از دو تا اصول برتر از اینها یه اصول دیگری است که اون اصول خویشتن است، یعنی اصول خویشتنشناسی. که معناش این هستش که بدانی که کهای ای مرد مه، که خودتو بشناسی. ای آقا.
به زبانِ تو — ภาษาของคุณ · AI
شناختن گوهر و حقیقت وجود خود، از دانستن دو اصل اصلی دین (اصول دین) نیز بنیادیتر و مهمتر است.
مولانا در اینجا به دو اصل اشاره میکند. کلمۀ «اصولین» تثنیهٔ «اصل» است، یعنی «دو اصل». او میگوید یک اصل دیگر وجود دارد که از آن دو اصلِ معروف (که در بیت قبل به آن اشاره شد: اصول دین) برتر و بنیادیتر است و آن، اصلِ شناختنِ خویشتن است.
به عبارت دیگر، در میان تمام دانشها و اصول، «خودشناسی» جایگاهی محوری دارد. مهمترین وظیفهٔ انسان، بهویژه «مردِ مِه» یا انسان بزرگ و کامل، این است که به ریشه و حقیقت وجودی خود پی ببرد. این شناخت، زیربنای تمام معارف دیگر است و بدون آن، دانستههای دیگر ارزشی نخواهند داشت.
- اصولَین
- دو اصل، دو ریشه. در اینجا اشاره به اصول دین است.
- اصول خویش
- اصل و اساس خود، ریشه و حقیقت وجودی خویش، خودشناسی.
- به
- بهتر، برتر.
- مرد مِه
- مرد بزرگ، انسان والا و ارجمند.
บทสนทนา — ถามเกี่ยวกับบทกลอนนี้ — ตอบจากมัษนาวี พร้อมอ้างอิงทุกบทกลอน
บทสนทนาของคุณจะอยู่บนอุปกรณ์นี้ เว้นแต่คุณจะแบ่งปัน
สิ่งที่ผู้อ่านถาม0
ยังไม่มีคำถามที่แบ่งปัน — คำถามของคุณอาจเป็นคำถามแรก