อ่าน Daftar 6 เรื่องราวที่ยืนยันคำพูดนี้ โคลงคู่ 1121

M6:1121 — دم این استور نفست شهوتست / زین سبب پس پس رود آن خودپرست

دم این استور نفست شهوتستزین سبب پس پس رود آن خودپرست
✦ แสดงผลโคลงคู่นี้เป็นไทย

M6:1121

❋ ❋ ❋

شرحِ سروش — จากบทบรรยายมัษนวีที่บันทึกไว้ของเขา

عبدالکریم سروش از درس‌گفتارهای مثنوی ↗

این متن بر پایهٔ سخنرانی‌های ضبط‌شدهٔ دکتر سروش دربارهٔ مثنوی بازنویسی شده است. بازبینی نهایی توسط ایشان انجام نشده.

ترجمه و معنا

ترجمه به فارسی روان: نَفْسِ تو، این چارپای سرکش، دُمَش شهوتِ توست؛ به همین دلیل، آن خودپرست پیوسته رو به عقب می‌رود. معنا: این بیت می‌گوید که شهوت، همچون دُمِ اسبی که به عقب می‌رود، نفس خودپرست را از مسیر اصلی دور می‌کند و او را به سوی انحطاط می‌کشاند و مانع پیشرفت معنوی می‌شود.

شرح

من این بیت را در سیاق داستانی می‌بینم که مولانا از یک اسب پس‌رو روایت می‌کند؛ اسبی که به جای پیش رفتن، پیوسته به عقب می‌رود. اینجا مولانا یک درس عظیم روان‌شناختی و عرفانی به ما می‌دهد: «دم این استور نفست شهوتست / زین سبب پس پس رود آن خودپرست.» نفس ما، این چهارپای سرکش درون، دمِ آن همانا شهوت ماست. و چون دم رو به عقب است، خودپرستی نیز ما را به پس‌رفت سوق می‌دهد.

این سخن مولانا در تضاد عمیق با رویکرد صوفیانی قرار می‌گیرد که می‌گفتند غرایز و شهوات را باید ریشه‌کن کرد. گویی آن اسب پس‌رو را باید کشت یا دور انداخت. اما مولانا می‌گوید خیر، این اسب را نباید کشت، بلکه باید رام کرد و از آن بهره برد. اگر اسب به جای سر، با دُمَش به مقصد می‌رود، تو تنها کافی است که دمش را به سوی مقصدت بگردانی. این همان هنر «حسن استفاده» است. با چیزی گستاخانه یا جراحانه برخورد نباید کرد؛ باید طبابت کرد، باید باغبانی کرد، باید اصلاح کرد. شهوت، غضب و هر آنچه در درون ماست، می‌تواند به طور مفید به کار گرفته شود، اگر جهت‌گیری‌اش را عوض کنیم.

این نکته ما را به یاد نظریه «تصعید» یا سوبلیماسیون فرویدی می‌اندازد، که چگونه یک میل فروخفته می‌تواند در سطحی والاتر و در جهتی دیگر سر برآورد. مولانا خود به این معنا اشاره می‌کند: «چون ببندی شهوتش را از رغیف / سر کند آن شهوت از عقل شریف.» یعنی وقتی از شکم‌پرستی و شهوات مادی بگذریم، همان انرژی و میل به سوی عقل شریف و طلب معارف والا سوق پیدا می‌کند. این دقیقاً مانند هرس کردن درخت است: «همچو شاخی که ببری از درخت / سر کند قوت ز شاخ نیک‌بخت.» وقتی شاخه‌های زائد بریده شوند، قوت به شاخه‌های میوه‌ده و باارزش‌تر منتقل می‌شود.

مولانا در اینجا با آموزه‌هایی که نفی مطلق تمنا و خواستن را تبلیغ می‌کنند، مرزبندی می‌کند. بودیسم و برخی آموزه‌های مشابه، منشأ رنج را در تمنا می‌دانند و راه نجات را در نخواستن و بی‌توقعی. سعدی می‌گوید: «درویشی را گفتند که دلت چه خواهد؟ گفت آنکه هیچ نخواهد.» و صائب تبریزی می‌سراید: «عمر زاهد همه سر شد به تمنای بهشت / او ندانست که در ترک تمناست بهشت.» این را می‌توان بهشت بودایی‌ها نامید، بهشتی که در ترک تمنا حاصل می‌شود. اما مولانا به جای نفی کامل خواستن، بر تغییر متعلق آن تأکید می‌کند. او دعا می‌کند: «ای مبدل شهوت عقبیش کن.» یعنی میل و تمایل من را از خواسته‌های ناپایدار دنیایی به سوی پایدارها و جاودانگی عقبا بگردان.

نکات کلیدی

  • شهوت (میل و غریزه) نباید ریشه‌کن شود، بلکه باید جهت‌دهی و اصلاح گردد.
  • نفس خودپرست، با پیروی از شهوات غیرهدایت‌شده، به سوی پس‌رفت معنوی می‌رود.
  • هنر سالک آن است که از غرایز خود، حتی اگر در ابتدا پلید به نظر رسند، برای رسیدن به مقصد حقیقی بهره گیرد.
  • این رویکرد مولانا با نفی مطلق تمنا در آموزه‌هایی چون بودیسم، متفاوت است؛ مولانا بر تغییر «متعلق» تمنا تأکید دارد.
  • تحول شهوت از نیازهای مادی به طلب معارف والا، شبیه تصعید فرویدی یا هرس کردن درخت برای تقویت شاخه‌های پربار است.

Sources: d6-s23 · 00:21:00 d6-s23 · 00:22:10 d6-s23 · 00:23:21

به زبانِ تو — ภาษาของคุณ · AI

บทสนทนา — ถามเกี่ยวกับบทกลอนนี้ — ตอบจากมัษนาวี พร้อมอ้างอิงทุกบทกลอน

บทสนทนาของคุณจะอยู่บนอุปกรณ์นี้ เว้นแต่คุณจะแบ่งปัน

สิ่งที่ผู้อ่านถาม

ยังไม่มีคำถามที่แบ่งปัน — คำถามของคุณอาจเป็นคำถามแรก