อ่าน Daftar 6 ซูฟีถามผู้พิพากษาอีกครั้ง โคลงคู่ 1645

M6:1645 — هر دمی شوری نیاوردی به پیش / بر نیاوردی ز تلوینهاش نیش

هر دمی شوری نیاوردی به پیشبر نیاوردی ز تلوینهاش نیش
✦ แสดงผลโคลงคู่นี้เป็นไทย

M6:1645

❋ ❋ ❋

شرحِ سروش — จากบทบรรยายมัษนวีที่บันทึกไว้ของเขา

عبدالکریم سروش از درس‌گفتارهای مثنوی ↗

این متن بر پایهٔ سخنرانی‌های ضبط‌شدهٔ دکتر سروش دربارهٔ مثنوی بازنویسی شده است. بازبینی نهایی توسط ایشان انجام نشده.

ترجمه و معنا

ترجمه به فارسی روان: چرا هر دمی تلخی به پیش نمی‌آورد و با دگرگونی‌هایش، نیشی همراه نوشش نمی‌کرد؟ معنا: این بیت سؤال می‌کند که چرا جهان همیشه سرشار از شیرینی و یکنواختی نیست، و چرا تغییرات و رنگارنگی‌های هستی همواره با گزند و رنج آمیخته است.

شرح

این بیت، از قلب یکی از بنیادین‌ترین پرسش‌های بشر دربارهٔ آفرینش سخن می‌گوید؛ پرسشی که مولانا آن را از زبان صوفی بیان می‌کند و من این را «سؤال پرنیال» می‌نامم، یعنی پرسشی جاودانه که از فجر الهیات و فلسفه تا به امروز پیوسته مطرح بوده است. صوفی در اینجا از قاضی می‌پرسد که: «چه بودی کین جهان / ابروی رحمت گشادی جاودان؟» یعنی چه می‌شد اگر این جهان همیشه ابروی رحمت می‌گشود و لبخند می‌زد؟ و بلافاصله توضیح می‌دهد که این لبخند چه ویژگی‌هایی می‌داشت.

«هر دمی شوری نیاوردی به پیش»: شور در اینجا به معنای تلخی است، در برابر شیرینی. یعنی چه می‌شد اگر هر لحظه چیزی جز شیرینی به کام ما نمی‌آورد و ما را تلخ‌کام نمی‌کرد؟ این بیان گلایه‌ای عمیق از ماهیت متلون و گاه ناگوار هستی است.

«بر نیاوردی ز تلوین‌هاش نیش»: تلوین از «لون» به معنای رنگ می‌آید و به معنای «رنگ به رنگ شدن» و «چهره عوض کردن» است. پرسش این است که چرا این جهانِ رنگارنگ، جهانِ تغییر و تحول، نوشش را با نیش نمی‌آمیخت؟ چرا این تغییرات، این دگرگونی‌های بی‌وقفه، همواره گزندی به همراه دارند؟ این همان پرسش از چرایی آمیختگی خیر و شر، شادی و رنج، نور و ظلمت در آفرینش است که برای هر متفکری جدی است.

مولانا این پرسش را به خوبی می‌شناخت و خود در جای دیگر می‌فرماید: «در میان جبری و اهل قدر / همچنان جنگ است تا حشر ای پدر». این نزاع پایان‌ناپذیر، چنانکه کانت نیز قرن‌ها بعد از مولانا اشاره کرد، ماهیتی اگزیستانسیال دارد. آیا می‌توان جهانی را تصور کرد که در آن همیشه روز باشد، همیشه بهار باشد، همیشه صحت و ایمنی؟ پرسش این است که: «چه کم گشتی ز جود و رحمتش / گر نبودی خرخشه در نعمتش؟» یعنی از بخشش و رحمت الهی چه کاسته می‌شد اگر نعمت‌هایش با ناخوشی و رنج آمیخته نمی‌شد؟ این بی تردید اعتراض به آمیختگی است، اعتراض به این طبیعتِ دائم‌التلوین عالم است. این سوال نه تنها از وضعیت انسانی، بلکه از وضعیت هستی می‌پرسد که چرا اینچنین است، و نه جور دیگر.

نکات کلیدی

  • این بیت پرسشی بنیادین درباره ماهیت آفرینش است که چرا خیر و شر، شادی و رنج در جهان آمیخته‌اند.
  • مفهوم «تلوین» به معنای دگرگونی و رنگارنگی جهان، محور این پرسش فلسفی است.
  • اعتراض صوفی به این آمیختگی، پرسشی جاودانه است که از فجر الهیات تا امروز مطرح بوده است (سؤال پرنیال).
  • این بیت بیانگر انتظار یک جهان کاملاً شیرین و بی‌نیش است، آرزوی جهانی بی‌تغییر و رنج.
  • مولانا این نزاع فکری را «پایان‌ناپذیر» می‌خواند، همچون آنچه کانت نیز مطرح کرد.

Sources: d6-s37 · 00:21:08 d6-s37 · 00:22:19 d6-s37 · 00:23:40 d6-s37 · 00:24:20 d6-s37 · 00:25:20

به زبانِ تو — ภาษาของคุณ · AI

บทสนทนา — ถามเกี่ยวกับบทกลอนนี้ — ตอบจากมัษนาวี พร้อมอ้างอิงทุกบทกลอน

บทสนทนาของคุณจะอยู่บนอุปกรณ์นี้ เว้นแต่คุณจะแบ่งปัน

สิ่งที่ผู้อ่านถาม

ยังไม่มีคำถามที่แบ่งปัน — คำถามของคุณอาจเป็นคำถามแรก