อ่าน Daftar 6 ท่านศาสดา (ขอความสันติสุขจงมีแด่ท่าน) กล่าวว่า 'แท้จริง อัลลอฮ์ผู้ทรงสูงส่งทรงสอนปัญญาด้วยลิ้นของนักเทศน์ตามความมุ่งมั่นของผู้ฟัง' โคลงคู่ 1655

M6:1655 — جذب سمعست ار کسی را خوش لبیست / گرمی و جد معلم از صبیست

جذب سمعست ار کسی را خوش لبیستگرمی و جد معلم از صبیست
✦ แสดงผลโคลงคู่นี้เป็นไทย

M6:1655

❋ ❋ ❋

شرحِ سروش — จากบทบรรยายมัษนวีที่บันทึกไว้ของเขา

عبدالکریم سروش از درس‌گفتارهای مثنوی ↗

این متن بر پایهٔ سخنرانی‌های ضبط‌شدهٔ دکتر سروش دربارهٔ مثنوی بازنویسی شده است. بازبینی نهایی توسط ایشان انجام نشده.

ترجمه و معنا

{ "translation": "ترجمه به فارسی روان: اگر کسی شیرین‌سخن است، از کشش و جاذبهٔ گوش شنونده است؛ و شور و جدیت معلم از وجود دانش‌آموز است.", "meaning": "این بیت بیان می‌کند که کیفیت گفتار و جدیت گوینده، تابعی از اشتیاق و گیرایی مخاطب است. سخن‌ور نیکو به دلیل شنوندهٔ خوب، و معلم مشتاق به سبب شاگردان فعال، چنین می‌شوند." }

شرح

همواره تاکید کرده‌ام که مثنوی مجموعه‌ای از پندهای از هم گسیخته نیست، بلکه گفتاری زنده و پویاست. در اینجا، مولانا با شیوهٔ بی‌مانند خود، پرده از یک اصل عمیق در باب ارتباط و انتقال معارف برمی‌دارد. این یک حقیقت اساسی است که غالباً نادیده گرفته می‌شود؛ اینکه کیفیت گفتار، چه شیوا و چه عادی، تنها در گوینده ریشه ندارد، بلکه تا حد زیادی بازتابی از گیرایی و اشتیاق شنونده است.

«جذب سمعست ار کسی را خوش‌لبی‌ست» — یک سخنگوی شیرین‌سخن، یک «خوش‌لب»، در خلاء متولد نمی‌شود. فصاحت او «جذب سمع» است، یعنی از کشش مغناطیسی گوش شنونده برمی‌خیزد. این اشتیاق مخاطب، عطش او برای جذب، است که شعلهٔ سخنور را برمی‌افروزد. به همین دلیل است که همان‌طور که بارها به مخاطبانم یادآوری کرده‌ام، تعامل ما یک خیابان دوطرفه است. «همت» شماست که آنچه گفته می‌شود را شکل می‌دهد. خداوند خود، همان‌طور که حدیث (حتی اگر سندش محل بحث باشد، حکمتش غیر قابل انکار است) اعلام می‌دارد، «یُلَقِّنُ الحِکمَةَ عَلی لِسانِ الواعِظینَ بِقَدرِ هِمَمِ المُستَمِعین» – حکمت را بر زبان واعظان به قدر همت مستمعان تلقین می‌کند. حتی حکمت الهی نیز بیان خود را با ظرفیت دریافت کننده تنظیم می‌کند.

سپس مولانا موضوع را ملموس‌تر می‌کند: «گرمی و جد معلم از صبی‌ست». شور، جدیت و «جد» یک معلم، از «صبی»، از دانش‌آموز، نشأت می‌گیرد. معلمی را تصور کنید که با اتاقی پر از چهره‌های بی‌تفاوت و بی‌اعتنا روبروست؛ اشتیاق او تا کجا می‌تواند دوام بیاورد؟ اما او را در برابر ذهن‌های مشتاق و پرسشگر قرار دهید تا شور و خلاقیتش فوران کند. به یاد شعر جاودانهٔ سعدی می‌افتم که همین حس را بازتاب می‌دهد: «تا نکند فهم سخن مستمع / قوت طبع از متکلم مجوی» – اگر شنونده سخن را درنیابد، قدرت طبع و فصاحت را از متکلم مخواه. این «میدان ارادت» گستردهٔ مخاطب است که به سخنور اجازه می‌دهد «گوی بزند» – با تمام توان به هدف بزند.

این اصل فراتر از تعاملات صرفاً انسانی گسترش می‌یابد. مولانا این را به عالم کیهانی و الهی تعمیم می‌دهد. او می‌گوید: «چنگه‌ای را کو نوازد بیست و چار / چون نیابد گوش گردد چنگ بار» – حتی یک نوازندهٔ چیره دست، کسی که می‌تواند هر بیست و چهار دستگاه (مقام) را بنوازد، اگر گوشی شنوا نیابد، سازش به باری بدل می‌شود، صرفاً وزنی بر دوش. موسیقی بدون شنونده می‌میرد. برای زندگی به آن پژواک، به آن طنین نیاز دارد.

اما نبوغ حقیقی مولانا در فراتر رفتن از امور عادی است. او این دینامیک انسانی را به مقدس‌ترین تعاملات اطلاق می‌کند: «گر نبودی گوش‌های غیب‌گیر / وحی ناوردی ز گردون یک بشیر». اگر «گوش‌هایی که غیب را می‌گیرند» وجود نداشت، اگر ظرفیت انسانی برای درک پیام‌های الهی نبود، آنگاه حتی یک «بشیر» – هیچ پیامبری، هیچ حامل مژده‌ای – از آسمان فرود نمی‌آمد. ارتباط خداوند نیز، گیرندهٔ پذیرا را پیش‌فرض می‌گیرد. کلام الهی، «وحی»، بیهوده بر گوش‌های ناشنوا نمی‌بارد؛ بلکه از آن رو گفته می‌شود که کسانی هستند که می‌توانند بشنوند، جذب کنند و پاسخ دهند.

و سرانجام، نهایت تعمیم کیهان‌شناختی: «ور نبودی دیده‌های صنع‌بین / نه فلک گشتی نه خندیدی زمین». اگر «دیده‌هایی که هنر آفرینش را می‌بینند» نبود، اگر ادراک خودآگاهی برای حیرت در طراحی جهان وجود نداشت، آنگاه نه افلاک می‌گشتند و نه زمین لب به خنده می‌گشود. این سخن مولانا به وضوح بیان می‌کند که معنای هستی و خلقت، بدون ناظر و درک‌کننده، محقق نمی‌شود. این جهان برای دیده شدن خلق شده است، برای اینکه چشمان عارف، صنع خداوند را در آن به تماشا نشینند. این بینش، عمق ارتباط وجودی میان هستی و آگاهی را آشکار می‌سازد.

نکات کلیدی

  • کیفیت سخن از شنونده می‌آید: فصاحت و شیرینی بیان گوینده، به دلیل گیرایی و اشتیاق شنونده است.
  • شور معلم از شاگرد است: شور و جدیت یک معلم، از دانش‌آموزان مشتاق و فعال او برمی‌خیزد.
  • حکمت الهی و همت انسانی: حتی حکمت خداوند نیز بر زبان واعظان، به قدر آمادگی و همت مستمعان جاری می‌شود.
  • وجود بدون ادراک معنا ندارد: اگر دیده‌ای برای درک صنع الهی نباشد، نه افلاک می‌گردند و نه زمین می‌خندد — هستی نیازمند مشاهده‌گر است.
  • ارتباط دوطرفه در تمام سطوح: این بیت بر ماهیت دوطرفهٔ ارتباط و تاثیر متقابل در هر سطحی، از انسانی تا الهی، تأکید می‌کند.

Sources: d6-s37 · 00:26:00 d6-s37 · 00:33:25 d6-s37 · 00:37:27

به زبانِ تو — ภาษาของคุณ · AI

บทสนทนา — ถามเกี่ยวกับบทกลอนนี้ — ตอบจากมัษนาวี พร้อมอ้างอิงทุกบทกลอน

บทสนทนาของคุณจะอยู่บนอุปกรณ์นี้ เว้นแต่คุณจะแบ่งปัน

สิ่งที่ผู้อ่านถาม

ยังไม่มีคำถามที่แบ่งปัน — คำถามของคุณอาจเป็นคำถามแรก