อ่าน Daftar 6 ผู้พิพากษาตอบซูฟี โคลงคู่ 1752

M6:1752 — علم و حکمت بهر راه و بی‌رهیست / چون همه ره باشد آن حکمت تهیست

علم و حکمت بهر راه و بی‌رهیستچون همه ره باشد آن حکمت تهیست
✦ แสดงผลโคลงคู่นี้เป็นไทย

M6:1752

❋ ❋ ❋

شرحِ سروش — จากบทบรรยายมัษนวีที่บันทึกไว้ของเขา

عبدالکریم سروش از درس‌گفتارهای مثنوی ↗

این متن بر پایهٔ سخنرانی‌های ضبط‌شدهٔ دکتر سروش دربارهٔ مثنوی بازنویسی شده است. بازبینی نهایی توسط ایشان انجام نشده.

ترجمه و معنا

ترجمه به فارسی روان: علم و حکمت برای بازشناختن راه و بی‌راه است. اگر همه چیز خود راه و صراط مستقیم بود، آن حکمت از معنا تهی می‌شد. معنا: این بیت اشاره دارد که وجود علم و حکمت، بستگی به وجود انتخاب میان راه راست و کج دارد. اگر در جهان تنها یک راه وجود داشت و تخطی از آن ممکن نبود، دیگر نیازی به حکمت و دانش برای تشخیص صحیح نبود و این مفاهیم تهی از کارکرد می‌شدند.

شرح

این بیت در پاسخ به پرسشی کلیدی مطرح می‌شود که صوفی از قاضی می‌پرسد: آیا بهتر نبود که اصلاً شیطان و نفسی در کار نباشد تا انسان‌ها از راه به در نشوند؟ پاسخ مولانا، که از زبان قاضی بیان می‌شود، عمیقاً فلسفی و کلامی است. من بارها تأکید کرده‌ام که جهان ما، جهانی‌ست که در آن «علم و حکمت» معنا می‌یابد، و این معنابخشی وابسته به وجود تضادها و چالش‌هاست. اگر همه راه، صراط مستقیم بود، اگر هیچ کژی، هیچ انحرافی، هیچ بدی نبود، پس «علم و حکمت» چه وظیفه‌ای داشتند؟

حکمت، ابزار تمیز حق از باطل و راه از بی‌راه است. رسالتش انتخاب است، راهنمایی‌ست برای حرکت در مسیر صحیح. اگر همه چیز یکسان بود، اگر تمام مردم «رستم» یا «حمزه» بودند، بدون وجود «مخنث»، آنگاه شجاعت معنا پیدا نمی‌کرد. همان‌طور که مولانا می‌گوید: «رستم و حمزه و مخنث یک بدی / علم و حکمت باطل و مندک بدی». یعنی اگر این تفاوت‌ها نبود، علم و حکمت تهی از محتوا و باطل می‌شد. این دقیقاً مانند مدرسه‌ای است که در آن امتحان نباشد؛ اگر امتحان نباشد، دانش‌آموز درس‌خوان از درس‌نخوان تمایزی نمی‌یابد و هیچ استعدادی بیدار و آشکار نمی‌شود.

من معتقدم که وجود اضداد، از شیطان و نفس گرفته تا رنج‌ها و چالش‌ها، بستر ظهور اختیار و کمالات انسانی‌ست. اختیارِ انسان، که او را از ملائک و حیوانات متمایز می‌کند، در گرو کشش دو قطب است؛ اگر تنها یک کشش وجود داشت، آدمی از روی غریزه عمل می‌کرد و اختیاری در کار نبود. شیطان، به تعبیر مولانا، بیدارکننده اختیار خفته ماست. این یک فریب عالم است که امری نیک در چهره‌ای بد ظاهر می‌شود. اگر نقش او را به درستی دریابیم، می‌بینیم که او ما را انسان‌تر می‌کند، چون مختارتر می‌کند و اختیار بالاترین صفت آدمی‌ست.

این جهان، در واقع، صحنه‌ای است برای تصفیه روح و بیدار کردن استعدادها. صحنه‌ای برای «چالش» که در آن «نیک‌ها از بدها جدا میشن، غربال می‌شوند». در این میانه، علم و حکمت ابزارهایی حیاتی هستند برای تشخیص این نیک و بد و راهنمایی در این چالش بزرگ. اگر این تمایز نبود، اگر همه یکسان و هم‌مسیر بودند، پس حکمت، که وظیفه‌اش گشودن و روشن کردن راه‌هاست، تهی از معنا و کارکرد می‌شد. این همان است که در قرآن نیز می‌خوانیم که آزمایش‌ها برای تمیز «خبث از طیب» است. این بیت دقیقا در راستای همین آموزه قرآنی، وجود علم و حکمت را در گرو وجود همین تضادها و امتحانات می‌داند.

نکات کلیدی

  • علم و حکمت تنها در جهانی با انتخاب میان «راه» و «بی‌راه» معنا می‌یابند.
  • اگر همه چیز بر صراط مستقیم بود، حکمت تهی از کارکرد و باطل می‌شد.
  • وجود اضداد و چالش‌ها بستر اصلی ظهور فضایل و کمالات انسانی است.
  • شیطان و نفس، با ایجاد کشش‌های متضاد، اختیار خفته انسان را بیدار می‌کنند.
  • جهان مانند مدرسه‌ای است که امتحاناتش استعدادها و جوهره واقعی انسان را آشکار می‌سازد.

Sources: d6-s39 · 01:16:26 d6-s39 · 01:21:01 d6-s39 · 01:24:20 d6-s39 · 01:27:00 d6-s39 · 01:37:01

به زبانِ تو — ภาษาของคุณ · AI

บทสนทนา — ถามเกี่ยวกับบทกลอนนี้ — ตอบจากมัษนาวี พร้อมอ้างอิงทุกบทกลอน

บทสนทนาของคุณจะอยู่บนอุปกรณ์นี้ เว้นแต่คุณจะแบ่งปัน

สิ่งที่ผู้อ่านถาม

ยังไม่มีคำถามที่แบ่งปัน — คำถามของคุณอาจเป็นคำถามแรก