อ่าน Daftar 6 อุปมา โคลงคู่ 1804

M6:1804 — حمل نبود بی ز مستی و ز لاغ / بی بهاری کی شود زاینده باغ

حمل نبود بی ز مستی و ز لاغبی بهاری کی شود زاینده باغ
✦ แสดงผลโคลงคู่นี้เป็นไทย

M6:1804

❋ ❋ ❋

شرحِ سروش — จากบทบรรยายมัษนวีที่บันทึกไว้ของเขา

عبدالکریم سروش از درس‌گفتارهای مثنوی ↗

این متن بر پایهٔ سخنرانی‌های ضبط‌شدهٔ دکتر سروش دربارهٔ مثنوی بازنویسی شده است. بازبینی نهایی توسط ایشان انجام نشده.

ترجمه و معنا

ترجمه به فارسی روان: بارداری یا ثمربخشی بدون سرمستی و دلدادگی ممکن نیست؛ چگونه باغی بی‌بهار زاینده و پرثمر شود؟ معنا: مولانا در این بیت بیان می‌کند که هر گونه باروری و ثمربخشی، چه در انسان و چه در طبیعت، نیازمند شوق، لذت و سرزندگی است، همان‌گونه که باغ بی‌بهار نمی‌تواند میوه دهد.

شرح

مولانا در این بیت به یک راز عمیق وجودی اشاره می‌کند: هر زایشی، هر باروری و هر ثمردهی در این جهان، نه از سرِ اجبار یا مکانیسم صرف، بلکه از سرِ مستی و لذت است. او با یک قیاس روشن‌گر آغاز می‌کند: «حمل نبود بی‌ز مستی و ز لاغ». بی‌شک، چه در عالم انسان و حیوان و چه در جهان نباتات، فرایند زایش و ثمردهی با نوعی لذت و شوق کیهانی همراه است. این «مستی و لاغ» را من به معنای لذت و دلدادگی و هم‌آغوشی می‌فهمم، همان چیزی که در پیوند خالق با مخلوق، و طبیعت با قوای حیات‌بخش تجلی می‌یابد.

سپس بهار را مثال می‌آورد: «بی بهاری کی شود زاینده باغ؟» این پرسش ریشه‌ای، پاسخی آشکار دارد و در واقع یک استدلال قوی است. باغ بدون بهار نمی‌تواند زاینده باشد، زیرا بهار خود نمادی از «نفس رحمانی» یا همان نفس الهی است که بر عالم وزیدن می‌گیرد و طبیعت را چون مریم حامله می‌سازد. بهار در حکم همان نفخه الهی است که می‌آید و زمین را بارور می‌کند. این باروری، صرفاً یک کنش فیزیکی نیست؛ مولانا به وضوح می‌گوید که درخت، روزی با بهار «عشق‌بازی می‌کرده و لذت می‌برده». اگر این لذت و هم‌آغوشی نبود، درخت می‌سوخت، از بین می‌رفت و ریشه‌اش برکنده می‌شد.

این نگاه عارفانه، پدیده‌های طبیعی را از حالت خنثی خارج می‌کند و به آنها حیات و شعور می‌بخشد. درختان نیز مانند مریم، از یک «شاهی نهان» حامله می‌شوند. این شاه نهان، خداوند است که از طریق عوامل طبیعت، همچون بهار، جلوه‌گری کرده و به آفرینش تداوم می‌بخشد. لذت، شوق و سرور، شرط لازم برای شکوفایی و ثمربخشی است. هرچیز که از سرِ لذت و شوق نباشد، دوام نمی‌آورد و به ثمر نمی‌نشیند. بنابراین، این بیت تنها یک وصف از طبیعت نیست، بلکه بیانگر اصلی کیهانی است که آفرینش و حیات را در بر می‌گیرد: هر آفرینشی، در ژرفای خود، مستی و لذتی پنهان دارد که آن را به فعلیت می‌رساند.

نکات کلیدی

  • همهٔ زایش‌ها و ثمربخشی‌ها در گرو شادی و لذت کیهانی است.
  • بهار نمادی از «نفس رحمانی» است که طبیعت را بارور می‌کند، همانند بارداری مریم از نفخهٔ الهی.
  • رابطهٔ طبیعت با قوای حیات‌بخش، رابطه‌ای از سرِ عشق و هم‌آغوشی است، نه صرفاً مکانیکی.
  • نگاه عارفانه، حیات، لذت و شعور را در تمامی پدیده‌های طبیعی می‌بیند؛ ثمردهی، تجلی این لذت است.

Sources: d6-s40 · 00:17:46

به زبانِ تو — ภาษาของคุณ · AI

บทสนทนา — ถามเกี่ยวกับบทกลอนนี้ — ตอบจากมัษนาวี พร้อมอ้างอิงทุกบทกลอน

บทสนทนาของคุณจะอยู่บนอุปกรณ์นี้ เว้นแต่คุณจะแบ่งปัน

สิ่งที่ผู้อ่านถาม

ยังไม่มีคำถามที่แบ่งปัน — คำถามของคุณอาจเป็นคำถามแรก