อ่าน Daftar 6 ส่วนที่เหลือของเรื่องราวของยาจกผู้แสวงหาปัจจัยยังชีพโดยปราศจากการทำงาน โคลงคู่ 1833

M6:1833 — آن یکی بیچارهٔ مفلس ز درد / که ز بی‌چیزی هزاران زهر خورد

آن یکی بیچارهٔ مفلس ز دردکه ز بی‌چیزی هزاران زهر خورد
✦ แสดงผลโคลงคู่นี้เป็นไทย

M6:1833

❋ ❋ ❋

شرحِ سروش — จากบทบรรยายมัษนวีที่บันทึกไว้ของเขา

عبدالکریم سروش از درس‌گفتارهای مثنوی ↗

این متن بر پایهٔ سخنرانی‌های ضبط‌شدهٔ دکتر سروش دربارهٔ مثنوی بازنویسی شده است. بازبینی نهایی توسط ایشان انجام نشده.

ترجمه و معنا

ترجمه به فارسی روان: آن یک بینوا، درمانده و دردمند بود که از نداری و بی‌چیزی، هزاران تلخی چشید. معنا: این بیت شخص مفلسی را معرفی می‌کند که از شدت فقر و بی‌چیزی، دردها و رنج‌های بسیاری را تجربه کرده و تلخی‌های فراوانی چشیده است.

شرح

این بیت آغازگر یکی از مهم‌ترین و جلیل‌ترین داستان‌های مثنوی است: حکایت «فقیر روزی‌طلب». مولانا در اینجا تمهیدی می‌چیند تا ما را به مهم‌ترین پیام این قصه رهنمون شود: آدمی باید به خویشتن مراجعه کند. آنچه او به دنبالش می‌گردد — چه حقیقت و چه خداوند — به او بسیار نزدیک‌تر است تا آنچه ابتدا تصور می‌کند. بسیاری گنج را دور می‌پندارند و با رنج‌های بیهوده و باطل، در طلب آن راه می‌زنند، حال آنکه گنج در خانهٔ وجود خودشان است. هنر مولانا در این است که چاه وجود را به قاعده‌ای حفر کند تا ما را به این آب حیات و گنج پنهان برساند.

شخصیت اصلی داستان، مفلسی دردمند است که از نداری، «هزاران زهر خورده» است. این تصویر «هزاران زهر خوردن» عمق رنج و تلخی‌ای را نشان می‌دهد که فقر بر روح و جان آدمی می‌گذارد و او را تا سرحد درماندگی پیش می‌برد. این فقیر در نهایت استیصال، رو به درگاه خداوند می‌آورد و در نماز و دعا، با لابه و تضرع، خواستهٔ عجیبی را مطرح می‌کند: «بی‌ز جهدی آفریدی مر مرا / بی‌فن من روزی‌ام ده زین سرا».

او ابتدا به خداوند یادآور می‌شود که او را «بی‌جهد» و بدون هیچ رنج و تلاشی آفریده است. این نکته مهمی است که مولانا آن را از قرآن، یعنی آیهٔ مبارکهٔ «وَلاَ یَؤُودُهُ حِفْظُهُمَا» (سوره بقره، آیه ۲۵۵) الهام گرفته است. خداوند برای حفظ آسمان‌ها و زمین به تعب نمی‌افتد و صرف نیرو و انرژی نمی‌کند تا خسته شود؛ آفرینش او بی‌رنج و بی‌زحمت است. این فقیر نیز خود را وجودی می‌بیند که بی‌هیچ تلاشی به هستی آمده است. از این رو، درخواست می‌کند که همان‌طور که هستی را «بی‌رنج» به او بخشیده، روزی او را نیز «بی‌فن»، یعنی بدون اینکه خود او کاری کند یا حیله‌ای به کار ببرد، به او برساند. او «هستی بی‌رنج» را دریافت کرده، پس «روزی بی‌رنج» را نیز حق خود می‌داند؛ این یک تقاضای منطقی، از منظر خود فقیر، از خداوند «خلاق» و «رزاق» است.

این دعا ادامه می‌یابد و او به پنج گوهر (حواس ظاهری) و پنج حس دیگر (حواس باطنی) اشاره می‌کند که خداوند آنها را نیز بی‌هزینه و بی‌مزد به او داده است. این استدلال، بنیان فلسفی دعای او را محکم‌تر می‌کند: وقتی این همه نعمت بی‌رنج نصیب من شده، چرا روزی من نیز بی‌رنج نباشد؟ این طرز تفکر، چالش‌برانگیز است و مولانا در ادامه داستان، آن را به ظرافت خاص خود واکاوی می‌کند و راه درست طلب روزی و کشف گنج را نشانمان می‌دهد.

نکات کلیدی

  • گنج حقیقت و خداوند، بسیار نزدیک‌تر از آن است که پنداشته می‌شود و در درون خود ماست.
  • رنج بیهوده در طلب آنچه دور پنداشته می‌شود، تنها به تلف شدن نیرو و وقت می‌انجامد.
  • مولانا با تصویر «هزاران زهر خوردن» عمق تلخی و رنج فقر را به نمایش می‌گذارد.
  • پایهٔ دعای فقیر بر بی‌رنجی خلقت الهی استوار است؛ همان‌طور که هستی بی‌رنج به او داده شد، روزی بی‌رنج را نیز می‌طلبد.
  • داستان این فقیر، دعوتی است برای حفاری چاه وجود خویش و یافتن گنج‌های پنهان آن.

Sources: d6-s41 · 00:02:17 d6-s41 · 00:06:08 d6-s41 · 00:09:13

به زبانِ تو — ภาษาของคุณ · AI

บทสนทนา — ถามเกี่ยวกับบทกลอนนี้ — ตอบจากมัษนาวี พร้อมอ้างอิงทุกบทกลอน

บทสนทนาของคุณจะอยู่บนอุปกรณ์นี้ เว้นแต่คุณจะแบ่งปัน

สิ่งที่ผู้อ่านถาม

ยังไม่มีคำถามที่แบ่งปัน — คำถามของคุณอาจเป็นคำถามแรก