อ่าน Daftar 6 ส่วนที่เหลือของเรื่องราวของยาจกผู้แสวงหาปัจจัยยังชีพโดยปราศจากการทำงาน โคลงคู่ 1850

M6:1850 — خفض و رفع این مزاج ممترج / گاه صحت گاه رنجوری مضج

خفض و رفع این مزاج ممترجگاه صحت گاه رنجوری مضج
✦ แสดงผลโคลงคู่นี้เป็นไทย

M6:1850

❋ ❋ ❋

شرحِ سروش — จากบทบรรยายมัษนวีที่บันทึกไว้ของเขา

عبدالکریم سروش از درس‌گفتارهای مثنوی ↗

این متن بر پایهٔ سخنرانی‌های ضبط‌شدهٔ دکتر سروش دربارهٔ مثنوی بازنویسی شده است. بازبینی نهایی توسط ایشان انجام نشده.

ترجمه و معنا

ترجمه به فارسی روان: زیر و بالا رفتنِ این مزاج آمیخته‌ی انسان، گاهی به سلامت می‌انجامد و گاهی به بیماری دردناک و رنج‌آور. معنا: این بیت به ناپایداری و دگرگونی ذاتی احوال انسان اشاره دارد که همچون طبیعت و کل جهان، پیوسته میان سلامت و بیماری، شادی و رنج در نوسان است و هیچ وضعیتی پایدار نمی‌ماند.

شرح

«خفض و رفع»، این مفهوم کلیدی در اندیشهٔ مولانا که در این بیت به آن اشاره شده، فراتر از صرفِ بالا و پایین بردن است؛ نشانه‌ی دگرگونی دائمی و زیر و زبر شدن احوال جهان و انسان است. پروردگار، به تعبیر مولانا، هم «خافض» است و هم «رافع»؛ یعنی هم فرود‌آورنده و هم بلندمرتبه‌کننده. بدون تجلی این دو صفت الهی، هیچ کاری در کائنات به انجام نمی‌رسد و جهان در ایستایی محض فرو می‌رود. این مفهوم، بی‌شباهت به «قبض و بسط» نیست که صوفیه از آن در احوال درونی سالک سخن می‌گویند.

من این نکته را بارها یادآور شده‌ام که قرآن کریم نیز در سورهٔ واقعه، روز قیامت را با این دو صفت وصف می‌کند: «خافضةٌ رافعةٌ»؛ فرودآورنده و بالابرنده. مولانا از این مفهوم قرآنی الهام گرفته و آن را به پدیده‌های طبیعی و احوال انسانی بسط می‌دهد.

او برای روشن‌سازی این دگرگونی‌های بی‌امان، مثال‌های متعددی می‌آورد. یکی از آشکارترین جلوه‌های خفض و رفع، در معماری جهان است: زمین در فروترین جایگاه و آسمان در اوج. اما این تنها آغاز ماجراست. خود زمین نیز پیوسته در حال خفض و رفع است؛ نیمی از سال شوره و خشک، نیمی دیگر سبز و خرم. فصول، خود شاهدی بر این دگرگونی‌اند.

این تقلب احوال تنها به طبیعت محدود نمی‌ماند. روزگار و تاریخ نیز پیوسته در این نوسان‌اند: «خفض و رفع روزگار با کرب». تاریخ پر از رنج و اندوه، گاهی روز و گاهی شب است؛ یعنی هرگز بر یک منوال باقی نمی‌ماند. آنچه ما امروز تجربه می‌کنیم، فردا می‌تواند دگرگون شود.

بیت مورد بحث ما نیز دقیقاً به همین دگرگونی در وجود انسان می‌پردازد: «خفض و رفع این مزاج ممترج». مزاج ما که آمیخته‌ای از عناصر و طبایع گوناگون است، خود عرصهٔ این خفض و رفع است. گاهی در اوج سلامت و اعتدال است و گاهی در ورطهٔ رنجوری و درد. این «رنجوری مُضج» یعنی بیماری‌ای که آزاردهنده و جانکاه است. عدم اعتدال طبایع، به رنجوری می‌انجامد و این نوسان، جزو ذات آفرینش انسان است.

این اصل جهان‌شمول به امور کلان‌تر نیز تسری می‌یابد: قحطی و فراوانی، صلح و جنگ. تمام این‌ها جلوه‌هایی از «افتتان» الهی است، یعنی امتحان و آزمون بندگان. این دگرگونی‌های پیوسته، تنها طبیعت و تاریخ را نمی‌لرزاند؛ جان‌های ما را نیز در اضطراب می‌اندازد و آن‌ها را «موطن خوف و رجا» می‌کند. دل‌ها پیوسته میان بیم و امید، ناامیدی و رجا، در نوسان‌اند.

مولانا این جهان را به برگی می‌ماند که پیوسته در باد «شمال» (باد خوشایند و رستاخیزبخش) و «سموم» (باد سوزان و هلاک‌کننده) در لرزش است. این جهان، قرار و ثباتی ندارد. بادِ تقدیر یا بادِ بی‌نیازی خداوند، پیوسته در تونل تاریخ می‌وزد و دریچه‌هایی را می‌گشاید و می‌بندد؛ انسان‌ها را می‌آورد و می‌برد؛ آن‌ها را امیدوار و نومید، شاد و غمناک می‌کند. برخی از این بادها «بعث» و حیات به ارمغان می‌آورند، و برخی دیگر «مرگ» و هلاکت. این ماهیت متغیر هستی، نه نقص که کمال آن است و فرصتی برای آزمودگی و بلوغ روح.

نکات کلیدی

  • «خفض و رفع» (بالا و پایین‌رفتن) در مثنوی نمادی از دگرگونی دائمی و زیر و زبر شدن احوال جهان و انسان است، نه صرفاً حرکت فیزیکی.
  • این دو صفت الهی («خافض» و «رافع») لازمهٔ کارکرد جهان‌اند و بدون آن‌ها، هستی در رکود فرو می‌رود.
  • مزاج و احوال انسان پیوسته در نوسان میان سلامت و بیماری، و شادی و رنج قرار دارد که بازتابی از همان «خفض و رفع» کیهانی است.
  • مثنوی این دگرگونی‌ها را نه مصیبت، بلکه جزء ذات آفرینش و ابزاری برای آزمون و بلوغ روح می‌داند.

Sources: d6-s41 · 03:01:01 d6-s41 · 03:08:00

به زبانِ تو — ภาษาของคุณ · AI

บทสนทนา — ถามเกี่ยวกับบทกลอนนี้ — ตอบจากมัษนาวี พร้อมอ้างอิงทุกบทกลอน

บทสนทนาของคุณจะอยู่บนอุปกรณ์นี้ เว้นแต่คุณจะแบ่งปัน

สิ่งที่ผู้อ่านถาม

ยังไม่มีคำถามที่แบ่งปัน — คำถามของคุณอาจเป็นคำถามแรก