อ่าน Daftar 6 ส่วนที่เหลือของเรื่องราวของยาจกผู้แสวงหาปัจจัยยังชีพโดยปราศจากการทำงาน โคลงคู่ 1867

M6:1867 — این زمان سرها مثال گاو پیس / دوک نطق اندر ملل صد رنگ ریس

این زمان سرها مثال گاو پیسدوک نطق اندر ملل صد رنگ ریس
✦ แสดงผลโคลงคู่นี้เป็นไทย

M6:1867

❋ ❋ ❋

شرحِ سروش — จากบทบรรยายมัษนวีที่บันทึกไว้ของเขา

عبدالکریم سروش از درس‌گفتارهای مثنوی ↗

این متن بر پایهٔ سخنرانی‌های ضبط‌شدهٔ دکتر سروش دربارهٔ مثنوی بازنویسی شده است. بازبینی نهایی توسط ایشان انجام نشده.

ترجمه و معنا

ترجمه به فارسی روان: در این زمانه، ذهن‌ها و عقاید همچون گاوی ابلق (چندرنگ) هستند؛ دوک گفتار در میان اقوام و ادیان، صدها رنگ متفاوت می‌تند و تولید می‌کند. معنا: این بیت وضعیت جهان کنونی ما را وصف می‌کند که در آن افکار، ادیان، و مکاتب گوناگون و بی‌شماری با هم درآمیخته و گفتار انسان‌ها این کثرت رنگارنگ را بازتاب می‌دهد.

شرح

این بیت تصویری زنده و دقیق از ماهیتِ این جهانی که در آن زندگی می‌کنیم، به دست می‌دهد؛ جهانی که مولانا آن را «عالم کثرت» می‌خواند، در برابر «عالم وحدت» که در سرانجام کار پدیدار خواهد شد. می‌دانید که من همواره بر این تأکید داشته‌ام که فهم مولانا، بی‌درک این دوگانگی بنیادی – کثرت و وحدت – ممکن نیست.

مولانا با عبارت «این زمان»، نگاه ما را به همین لحظه و همین دنیا معطوف می‌کند. می‌گوید «سرها مثال گاو پیس»؛ یعنی سرها، ذهن‌ها، اندیشه‌ها و عقاید، همچون گاو ابلق یا چندرنگ، آمیخته‌اند و یک‌دست نیستند. «گاو پیس» کنایه از چندرنگی و ناهمگونی است. این یک وصف است، نه گله. مولانا اینجا از کثرت شکایتی ندارد؛ بلکه آن را طبیعتِ این عالم می‌داند.

اما نکته اصلی در مصرع دوم است: «دوک نطق اندر ملل صد رنگ ریس». «نطق» یا گفتار انسان، مانند «دوک» ریسندگی، پیوسته در حال تولید و تنیدن است. چه چیزی را می‌تند؟ «صد رنگ» را در میان «ملل». «ملل» اینجا نه به معنای «ملت» در اصطلاح جدید سیاسی، بلکه به معنای ادیان، مذاهب و فرقه‌هاست. مولانا می‌گوید که این جهان ذاتاً نمی‌تواند یک دین واحد، یک مذهب واحد، یا یک ایدئولوژی یگانه داشته باشد. این خاصیت این عالم است که گفتار در آن، صدها نوع دین، فلسفه، اخلاق و زبان را می‌آفریند. این پلورالیسم نه یک اتفاق، که یک ویژگی ساختاریِ اینجاست. در واقع، خودِ وجودِ این عالم به همین «جنگ اضداد» و «کثرت» وابسته است و اگر این کثرت نبود، این جهان هم برپا نمی‌ماند.

همانطور که پیش از این نیز اشاره کرده‌ام، مولانا در ابیات بعدی بلافاصله نتیجه می‌گیرد: «نوبت صدرنگی است و صد دلی / عالم یک‌رنگ کی گردد جلی». در این جهان صد رنگ، «یک‌رنگی» هرگز آشکار نمی‌شود. در اینجا ما در پرده‌ای از کثرت زندگی می‌کنیم و تا زمانی که این عالم، عالم کثرت است، وحدت واقعی پنهان خواهد ماند. وحدت زیر کثرت پنهان است و تنها با چشمانی که «سرمه توحید» کشیده باشند، می‌توان پرده از روی آن برداشت. این نکته‌ای کلیدی است: این پلورالیسم ذاتیِ این عالم، نه نقص است و نه نشان از خطا؛ بلکه کارکرد این جهان این است که میزبان کثرت‌ها باشد و در بطن خود، وحدتی را بپروراند که در محشر آشکار خواهد شد. در حقیقت، این «پیس‌گاوان» (نمادی از حاملان کثرت) هستند که در روز نحر، یعنی در رستاخیز، بسمل و کشته خواهند شد تا «جوهر انسان» که همان انسان کامل و مظهر وحدت است، برّ و بحر را فرا بگیرد و عالم یک‌رنگ شود. این چشم‌اندازی است از آینده‌ی الهیِ عالم، نه توصیفی از وضعیت کنونی آن.

نکات کلیدی

  • این بیت طبیعت پلورالیستی و متکثرِ جهان کنونی را توصیف می‌کند، نه نقد آن را.
  • «سرها مثال گاو پیس» کنایه از تنوع و ناهمگونی عقاید، افکار و مذاهب است.
  • «دوک نطق» استعاره‌ای است از گفتار و زبان که در این جهان، کثرت ادیان و مکاتب را می‌آفریند.
  • مولانا تأکید می‌کند که در این عالمِ کثرت، وحدت واقعی پنهان است و آشکار نمی‌شود.
  • کثرت‌گرایی در این جهان یک ویژگی ساختاری و ذاتی است که به حیات عالم معنا می‌بخشد.
  • وحدت حقیقی، همچون «جوهر انسان» یا «انسان کامل»، در رستاخیز و پایان کار آشکار خواهد شد.

Sources: d6-s41 · 03:59:24 d6-s41 · 06:34:34 d6-s41 · 07:16:36 d6-s42 · 11:41:00

به زبانِ تو — ภาษาของคุณ · AI

บทสนทนา — ถามเกี่ยวกับบทกลอนนี้ — ตอบจากมัษนาวี พร้อมอ้างอิงทุกบทกลอน

บทสนทนาของคุณจะอยู่บนอุปกรณ์นี้ เว้นแต่คุณจะแบ่งปัน

สิ่งที่ผู้อ่านถาม

ยังไม่มีคำถามที่แบ่งปัน — คำถามของคุณอาจเป็นคำถามแรก