อ่าน Daftar 6 ส่วนที่เหลือของเรื่องราวของยาจกผู้แสวงหาปัจจัยยังชีพโดยปราศจากการทำงาน โคลงคู่ 1887

M6:1887 — تا به مطلب در رسد هر طالبی / تا به غرب خود رود هر غاربی

تا به مطلب در رسد هر طالبیتا به غرب خود رود هر غاربی
✦ แสดงผลโคลงคู่นี้เป็นไทย

M6:1887

❋ ❋ ❋

شرحِ سروش — จากบทบรรยายมัษนวีที่บันทึกไว้ของเขา

عبدالکریم سروش از درس‌گفتارهای مثنوی ↗

این متن بر پایهٔ سخنرانی‌های ضبط‌شدهٔ دکتر سروش دربارهٔ مثنوی بازنویسی شده است. بازبینی نهایی توسط ایشان انجام نشده.

ترجمه و معنا

ترجمه به فارسی روان: تا هر جوینده‌ای به مقصود خود رسد / و هر غروب‌کننده‌ای به غرب خویش بازگردد. معنا: این بیت وعده می‌دهد که در نظام عدل الهی، هر جوینده‌ای به مقصودش می‌رسد و هر چیز به سرانجام طبیعی خود بازمی‌گردد.

شرح

من معتقدم که این بیت، تصویری روشن از عدل الهی را در ذهن ما می‌نگارد؛ عدلی که در آن هر چیز «درخور» جایگاه و سرانجام خود را می‌یابد. مولانا، استاد بی‌بدیل تمثیل، این عدل را با مثالی ساده و ملموس توضیح می‌دهد: «عدل داد درخور است، کفش آن پا، کلاه آن سر است». به این معنا که جایگاه کفش بر پا و کلاه بر سر است، و نه برعکس. یا آن‌گونه که در جای دیگر می‌گوید، آب دادن به درخت عدل است و به خار، ظلم. این بی‌تردید تعریفی عمیق از عدل است که تناسب و قرار گرفتن هر شیء در جایگاه طبیعی و شایستهٔ خویش را اصل می‌شمارد. این بیت نوید می‌دهد که چنین عدالتی، این‌گونه «درخور بودن»، در جهان حاکم خواهد شد؛ جهانی که هر «طالبی» به «مطلب» خود می‌رسد و هر «غاربی» به «غرب» خویش رهسپار می‌شود. غارب، یعنی غروب‌کننده و هلاک‌شونده، به غرب خود می‌رود، یعنی به سرانجام و مقصد نهایی خویش. این تناسبی است طبیعی، همانند تابش خورشید و جفت بودن ابر با آب.

اما اینجا یک نکتهٔ اساسی وجود دارد که مولانا بی‌درنگ آن را برای ما آشکار می‌کند: این جهان، آن «قهرخانه»ای که ما در آن زندگی می‌کنیم، محل تجلی کامل این عدل نیست. مولانا صراحتاً می‌فرماید که «هست دنیا قهرخانه کردگار»، یعنی این دنیا، دنیای زور و بی‌عدالتی است، نه عدلِ مطلق. در این دنیا، ما هرگز نمی‌بینیم که طالب همواره به مطلوبش برسد، یا هر چیز دقیقاً در جای خود قرار گیرد. بلکه بسیار پیش می‌آید که کفش را بر سر نهند و کلاه را به پا کنند! هزاران مثال گواه این حقیقت است. قاضیان بر اساس ظواهر قضاوت می‌کنند و نمی‌توانند از نیت‌ها و انگیزه‌های ما خبر داشته باشند. در روابط انسانی، پشت پرده‌ها پر از بدگویی و کینه‌ورزی است که از چشمان ما پنهان می‌ماند.

به همین دلیل، مولانا هشدار می‌دهد: «قهر بین چون قهر کردی اختیار». اگر اختیار ما تنها معطوف به این دنیا باشد، ناچار باید با قهر و بی‌عدالتی آن بسازیم و هیچ‌گاه کاملاً راضی نخواهیم شد. همواره شکایت از «فلانی با من بد کرد» یا «روزگار در حق من جفا کرد» بر زبان خواهیم داشت. مولانا نمی‌گوید که دست روی دست بگذاریم، بلکه ما وظیفه داریم که در این دنیا با ظلم بستیزیم. اما می‌داند که عدالت کامل، به دلیل نقص علم و شفافیت، هرگز در این نشئه محقق نمی‌شود. حتی آسایش اولیه و رفاه حداقلی، که روان آدمیان را آرام می‌کند، شرط انصاف‌ورزی است و بی‌آن، ظلم و بی‌عدالتی فزونی می‌یابد. بنابراین، این بیت، ورای واقعیت‌های ناگوار این دنیا، به یک افق عالی‌تر اشاره دارد: عالمی دیگر که در آن، خواست خداوند، یعنی عدل کامل، تجلی نهایی خود را خواهد یافت و هر جوینده‌ای بی‌هیچ تردیدی به مطلوب خود خواهد رسید.

نکات کلیدی

  • عدل حقیقی، از دیدگاه مولانا، به معنای «درخور بودن» و قرار گرفتن هر چیز در جای شایستهٔ خویش است.
  • این بیت، وعده‌ای از تحقق نهایی عدل الهی را در عالمی فراتر از دنیای کنونی می‌دهد.
  • دنیای ما «قهرخانهٔ کردگار» است و عدالت در آن به دلیل نقص علم و نیت‌ها، همواره ناتمام و ناقص می‌ماند.
  • جویندگان (طالب‌ها) در جهان عدل مطلق، بی‌تردید به مطلوب خود می‌رسند و هر پدیده‌ای (غارب) به سرانجام طبیعی خود بازمی‌گردد.
  • «غرب خود» برای «غارب»، اشاره به مقصد نهایی و کمال یک شیء یا وجود است.

Sources: d6-s42 · 51:31 d6-s42 · 49:08 d6-s42 · 52:36

به زبانِ تو — ภาษาของคุณ · AI

บทสนทนา — ถามเกี่ยวกับบทกลอนนี้ — ตอบจากมัษนาวี พร้อมอ้างอิงทุกบทกลอน

บทสนทนาของคุณจะอยู่บนอุปกรณ์นี้ เว้นแต่คุณจะแบ่งปัน

สิ่งที่ผู้อ่านถาม

ยังไม่มีคำถามที่แบ่งปัน — คำถามของคุณอาจเป็นคำถามแรก