อ่าน Daftar 6 เรื่องราวของแผนที่สมบัติที่ระบุว่า 'หันหน้าไปทางทิศกิบลัตข้างโดมหนึ่ง แล้วยิงธนูไปในทิศทางนั้น ที่ใดที่ลูกธนูตกลงไป ที่นั่นคือสมบัติ' โคลงคู่ 1920

M6:1920 — که بود کان حس چشمش ز اعتبار / زان حجاب غیب هم یابد گذار

که بود کان حس چشمش ز اعتبارزان حجاب غیب هم یابد گذار
✦ แสดงผลโคลงคู่นี้เป็นไทย

M6:1920

❋ ❋ ❋

شرحِ سروش — จากบทบรรยายมัษนวีที่บันทึกไว้ของเขา

عبدالکریم سروش از درس‌گفتارهای مثنوی ↗

این متن بر پایهٔ سخنرانی‌های ضبط‌شدهٔ دکتر سروش دربارهٔ مثنوی بازنویسی شده است. بازبینی نهایی توسط ایشان انجام نشده.

ترجمه و معنا

ترجمه به فارسی روان: که باشد که حس بینایی‌اش، با آن جایگاه و اعتبار، از پس آن پردهٔ غیب نیز راه گذر بیابد؟

معنا: پس از آنکه سالک با گوش جان، ندای غیبی را شنید و به وجد آمد، آرزو می‌کند که بینایی‌اش نیز به مقامی برسد که پرده‌های غیب را کنار زند و حقیقت را به چشم ببیند.

شرح

این بیت، پرده از یک آرزوی عمیق و یک قانون درونی در سیر و سلوک برمی‌دارد که من همواره بر آن تأکید داشته‌ام. اینجا مولانا از قول سالکی سخن می‌گوید که پس از یک تجربهٔ شگرف، روحی و باطنی، به شوق دیگری می‌افتد. این سالک، به تعبیر مولانا، پس از آنکه ششصد حجاب را درنوردیده و «گوش او بشنید از حضرت جواب»، یعنی ندای معشوق را شنیده و پاسخی از عالم غیب دریافت کرده، شاد و سرمست شده است.

من این را چنین می‌فهمم که این فرح و انبساط روحی، محصول یک یقین است؛ یقینی که سالک دیگر احساس نمی‌کند با دیواری بی‌جان، با طبیعتی مرده یا با جهانی بی‌اعتنا حرف می‌زند. او درمی‌یابد که با خدایی زنده و جهانی هشیار در ارتباط است و این بالاترین شادی است. در اینجاست که امید جدیدی در دل او سر برمی‌آورد. امید آنکه چشمش نیز به اعتبار و شایستگی برسد که راهی به همان حجاب‌های غیب بیابد. او می‌خواهد آنچه را شنیده، ببیند و حس کند.

مولانا در جای دیگری این اصل را به زیبایی تبیین می‌کند که «چون ز حس‌ها یک بگشود بند / از پی او پس پساپس یا پی رد شوند». یعنی هرگاه یکی از حواس باطنی ما گشایشی یافت و راهی به سوی غیب گشود، دیگر حواس نیز به تبع آن به حرکت درمی‌آیند و به دنبال آن گشایش می‌روند. این مانند رمه‌ای از گوسفندان است که اگر یکی از آنها از جوی آبی پرید، بقیه نیز به دنبالش خواهند پرید. پس این آرزوی سالک، نه یک امید واهی، بلکه برآمده از یک قانون باطنی است. اگر گوش، نداهای ناشنودنی را شنید، چشم نیز منظرهای نادیدنی را خواهد دید و دل نیز به دنبال آن به عالم بالا کشیده می‌شود و ارتباطی پیوسته و مداوم با «دید و خطاب» الهی برقرار خواهد شد.

این نکته‌ای بسیار حیاتی است: اگر کسی گوش خود را به باطل و زشتی سپرد، چشم او نیز به دنبال باطل و زشتی خواهد رفت و دلش نیز در این مسیر تاریک می‌شود. اما اگر گوشی به ندای حق گشوده شد، دریچه‌های دیگر حواس نیز به سوی روشنایی باز می‌شوند و این راه گشایش حواس به سوی عالم معنا، دری است به سوی درک کامل‌تر و شهود بی‌واسطهٔ حقیقت. این سیر، نه از جنس انفعال، بلکه گشایشی فعالانه است که مستلزم "اعتبار" و شایستگی‌ای است که روح خود باید کسب کند.

نکات کلیدی

  • گشایش یکی از حواس باطنی (مانند شنوایی) راه را برای گشایش حواس دیگر (مانند بینایی) هموار می‌کند.
  • فرح و شادی سالک پس از شنیدن پاسخ غیبی، امید به دیدن حقیقت را در او بیدار می‌کند.
  • سلوک معنوی مسیری پویا و فعال است که مستلزم کسب "اعتبار" و شایستگی درونی برای دیدن حقایق غیبی است.

Sources: d6-s44 · 00:07:55 d6-s44 · 00:09:40 d6-s44 · 00:11:52

به زبانِ تو — ภาษาของคุณ · AI

บทสนทนา — ถามเกี่ยวกับบทกลอนนี้ — ตอบจากมัษนาวี พร้อมอ้างอิงทุกบทกลอน

บทสนทนาของคุณจะอยู่บนอุปกรณ์นี้ เว้นแต่คุณจะแบ่งปัน

สิ่งที่ผู้อ่านถาม

ยังไม่มีคำถามที่แบ่งปัน — คำถามของคุณอาจเป็นคำถามแรก