อ่าน Daftar 6 มุริดตอบโต้และตำหนิผู้เยาะเย้ยถึงคำพูดที่ไร้ประโยชน์และไม่เชื่อในพระเจ้า โคลงคู่ 2073

M6:2073 — هست اباحت کز هوای آمد ضلال / هست اباحت کز خدا آمد کمال

هست اباحت کز هوای آمد ضلالهست اباحت کز خدا آمد کمال
✦ แสดงผลโคลงคู่นี้เป็นไทย

M6:2073

❋ ❋ ❋

شرحِ سروش — จากบทบรรยายมัษนวีที่บันทึกไว้ของเขา

عبدالکریم سروش از درس‌گفتارهای مثنوی ↗

این متن بر پایهٔ سخنرانی‌های ضبط‌شدهٔ دکتر سروش دربارهٔ مثنوی بازنویسی شده است. بازبینی نهایی توسط ایشان انجام نشده.

ترجمه و معنا

ترجمه به فارسی روان: یک نوع اباحت (آزادی از تکلیف) هست که از هوی‌وهوس برمی‌خیزد و مایهٔ گمراهی است؛ و اباحت دیگری هست که از خدا می‌آید و عین کمال است.
معنا: این بیت دربارهٔ دو گونه آزادی از قید احکام شرعی سخن می‌گوید: یکی ناشی از نفس‌پرستی که به انحراف می‌کشد و دیگری، وضعیتی روحانی که در آن سالک به کمال رسیده و از سوی خداوند به اوج بی‌نیازی از ظواهر می‌رسد.

شرح

این بیت در میان ابیات مثنوی، دریچه‌ای رو به یکی از عمیق‌ترین و در عین حال چالش‌برانگیزترین مباحث عرفانی می‌گشاید: مفهوم «اباحت». مولانا در اینجا به صراحت از دو گونه اباحت سخن می‌گوید که یکی سرچشمهٔ ضلالت است و دیگری خود عین کمال. این تمایز، کلید فهم رویکرد مولانا به شریعت و حقیقت است، و نشان می‌دهد که چگونه او برای مراتب بالای سلوک، حوزه‌ای از استثنا قائل است که در نظام فقهی متعارف، جایی ندارد.

اباحتی که «کز هوا آمد ضلال»، آن وضعیتی است که انسان از سر نفسانیت، هوی‌وهوس و توجیهات نادرست، خود را از زیر بار تکالیف شرعی و اخلاقی خارج می‌کند. این خودفریبی است، گریز از مسئولیت است و نتیجه‌ای جز گمراهی ندارد. این همان است که غزالی و بسیاری از فقها به شدت با آن مقابله کرده‌اند و آن را ویرانگر دین و اخلاق دانسته‌اند.

اما اباحت دوم، که «کز خدا آمد کمال»، جایی است که مولانا قدم به وادی غامض و جسورانه‌ای می‌گذارد. او می‌گوید کسانی هستند که به مقام قرب الهی و کمال حقیقی می‌رسند. برای چنین کسانی، غایت شریعت که وصول به حق است، محقق شده و نردبان به بام رسیده است. احکام شرعی برای ناقصان است تا به سوی کمال حرکت کنند؛ اما آن کس که به کمال رسیده، دیگر مخاطب این خطاب‌ها نیست. مولانا این را نه یک ضعف، بلکه اوج کمال می‌داند، نوعی «پیامبری» که شریعتش از خود خداست و نیازی به واسطه ندارد. این یک نوع استغنای نظری از شریعت است که برای اولیای خاص حق مطرح می‌شود.

مولانا برای توجیه نظری این اباحت از تمثیلات قوی استفاده می‌کند؛ از جمله مثال «آب کُر» که در مثنوی بارها آمده است. او می‌گوید همانطور که دریای کُر با افتادن مرداری نجس نمی‌شود، و خورشید با پف کسی خاموش نمی‌گردد، شخص کامل نیز به دلیل عظمت و طهارت باطنی‌اش، از اعمالی که برای افراد عادی گناه تلقی می‌شوند، آسیب نمی‌بیند. این نگاه به ولیّ و شیخ، او را در مرتبه‌ای فراقانونی قرار می‌دهد که دیگر محکوم به معیارهای ظاهری شریعت نیست.

البته، دکتر عبدالکریم سروش با تأکید بر اینکه مولانا در اینجا یک «بنیاد نظری» برای اباحه می‌سازد، خاطرنشان می‌کند که این اندیشه، فکری «خطرناک» است. خطر در این است که هر کسی می‌تواند به دروغ ادعای این مقام را بکند و از آن برای هوس‌رانی و توجیه اعمال خلاف شرع بهره ببرد. تاریخ تصوف و تشیع اسماعیلی نشان می‌دهد که غلو در حق اولیا و ائمه، چگونه می‌تواند به چنین اباحاتی بینجامد و جامعه را به تباهی بکشاند. با این حال، مولانا خود را از این خطر مبرا می‌داند؛ زیرا او این مبحث را نه برای جواز اعمال خود، بلکه به عنوان یک حقیقت غایی در سلوک عرفانی مطرح می‌کند. او همچون پیامبری که از معراج بازمی‌گردد تا خلق را ارشاد کند، خود هرگز از اعمال ظاهر دست نمی‌کشد، اما تئوری‌ای را پیش می‌کشد که از اوج وصول به حقیقت خبر می‌دهد، حتی اگر راه بازگشت و دستگیری خلق، او را به انجام شریعت ملزم دارد.

نکات کلیدی

  • مولانا دو نوع «اباحت» یا آزادی از احکام را تشخیص می‌دهد: یکی برآمده از هوا و ضلالت، و دیگری برآمده از خدا و کمال.
  • اباحت «از هوا» همان هوس‌رانی و گریز از تکلیف است که مایهٔ گمراهی است.
  • اباحت «از خدا» برای اولیای کاملی است که به چنان قرب الهی رسیده‌اند که دیگر غایت شریعت برایشان حاصل شده و احکام برایشان ساقط می‌شود.
  • مولانا این نوع دوم اباحت را «کمال» و حتی نوعی «پیامبری» می‌داند، زیرا شریعت آن‌ها مستقیماً از حق است.
  • مولانا از تمثیل آب کُر استفاده می‌کند: همانطور که اقیانوس با ناپاکی، نجس نمی‌شود، انسان کامل نیز از برخی اعمالی که بر عادیان حرام است، متأثر نمی‌گردد.
  • سروش تأکید می‌کند که این «اندیشه‌ای خطرناک» است، مستعد سوءاستفاده و ادعاهای دروغین، و خود مولانا نیز با وجود طرح نظریه، عملاً هرگز از شریعت دست نکشید.

Sources: d6-s47 · 00:22:54 d6-s47 · 00:32:22 d6-s46 · 26:10:00

به زبانِ تو — ภาษาของคุณ · AI

บทสนทนา — ถามเกี่ยวกับบทกลอนนี้ — ตอบจากมัษนาวี พร้อมอ้างอิงทุกบทกลอน

บทสนทนาของคุณจะอยู่บนอุปกรณ์นี้ เว้นแต่คุณจะแบ่งปัน

สิ่งที่ผู้อ่านถาม

ยังไม่มีคำถามที่แบ่งปัน — คำถามของคุณอาจเป็นคำถามแรก