อ่าน Daftar 6 ปรีชาญาณใน “แท้จริงแล้วเราจะตั้งผู้สืบทอดในแผ่นดิน” โคลงคู่ 2157

M6:2157 — هم‌چنان این دو علم از عدل و جور / تا به نمرود آمد اندر دور دور

هم‌چنان این دو علم از عدل و جورتا به نمرود آمد اندر دور دور
✦ แสดงผลโคลงคู่นี้เป็นไทย

M6:2157

❋ ❋ ❋

شرحِ سروش — จากบทบรรยายมัษนวีที่บันทึกไว้ของเขา

عبدالکریم سروش از درس‌گفتارهای مثنوی ↗

این متن بر پایهٔ سخنرانی‌های ضبط‌شدهٔ دکتر سروش دربارهٔ مثنوی بازنویسی شده است. بازبینی نهایی توسط ایشان انجام نشده.

ترجمه و معنا

ترجمه به فارسی روان: همچنان این دو نشانِ عدل و جور، در گذر زمان و از دور دست، به دوران نمرود رسیدند. معنا: این بیت ادامهٔ روایتِ ستیز دیرینهٔ میان عدل و جور را در بستر تاریخ پی می‌گیرد و نشان می‌دهد که این کشاکش از ابتدا تا زمان نمرود پابرجا بوده است.

شرح

این بیت، ادامه‌ای منطقی‌ست بر روایت مولانا از تضادهای بنیادین در تاریخ بشر که پیش‌تر با داستان هابیل و قابیل آغاز می‌شود و اکنون به نمرود می‌رسد. به گمان من، مولانا قصد دارد به ما بگوید که تاریخ، عرصهٔ ظهور و بروز دائمی این دو «علم» یا پرچم — یعنی عدالت و ستم — بوده است. این دو نیرو، از آغاز آفرینش انسان، یعنی از زمان هابیل و قابیل که برادرکشی رقم خورد، تا دوران نمرود و ابراهیم که ستمگریِ یک پادشاه خودکامه در برابر پیامبری الهی قرار گرفت، همواره در کار بوده‌اند. اینها صرفاً رویدادهای گذشته نیستند، بلکه «تجلیات تضادی» هستند که در نهایت به معرفت الهی می‌انجامند.

من همیشه بر این نکته تأکید کرده‌ام که «تُعرَفُ الاشیاءُ باضدادِها»؛ یعنی اشیا را با اضدادشان می‌شناسند. معرفت ما به عدالت، بی‌شناخت ستم محقق نمی‌شود. تاریخِ ما، تاریخ همین نزاع‌هاست. وقتی به نمرود می‌رسیم، می‌بینیم که چگونه ستم و خودکامگی او، در برابر عدل و حقیقت ابراهیم قرار می‌گیرد. این دو علم، این دو پرچم، از زمان‌های دور و دراز، از قرنی به قرن دیگر، در حال ستیز و چالش بوده‌اند. این کشمکش، برای مولانا، نه مایهٔ یأس، بلکه بسترِ رشد و کمال است؛ زیرا از دل همین تقابل‌هاست که حقانیت و بطلان امور بر ما آشکار می‌شود.

از نظر مولانا، این تضادها تنها در بیرون و در بستر تاریخ جاری نیستند. آن «فرعون» و «موسی» که در جهان بیرونی با هم می‌جنگند، در درون هر یک از ما نیز حضور دارند. مولانا در جایی دیگر تصریح می‌کند: «موسی و فرعون در هستی توست.» پس، وقتی از نمرود و ابراهیم سخن می‌گوید، اشاره‌ای عمیق به نمرودیتِ وجودی ما نیز دارد. این کشاکش‌ها، معلمان اصلی بشرند و ما باید از اشتباهات تاریخی و از تقابل اضداد درس بگیریم تا به معرفت حقیقی دست یابیم و از تکبر و جهلی که ریشهٔ بسیاری از ستم‌هاست، رهایی یابیم.

نکات کلیدی

  • تاریخ، از هابیل و قابیل تا نمرود و ابراهیم، میدان نبرد دائمی میان دو «علم» عدل و جور است.
  • این نزاعات تاریخی، صرفاً رویدادهای گذشته نیستند، بلکه تجلیاتی از تضادهای بنیادین هستی‌اند که به معرفت الهی رهنمون می‌شوند.
  • مولانا تاکید می‌کند که شناخت نیک و بد و رسیدن به عدالت، جز در مواجهه با ستم و نادانی ممکن نیست.
  • خصومت‌های بیرونی مانند نمرود و ابراهیم، بازتاب نبردهای درونی هر فرد میان حق و باطل است.

Sources: d6-s49 · 03:33:32 d6-s49 · 04:08:40

به زبانِ تو — ภาษาของคุณ · AI

บทสนทนา — ถามเกี่ยวกับบทกลอนนี้ — ตอบจากมัษนาวี พร้อมอ้างอิงทุกบทกลอน

บทสนทนาของคุณจะอยู่บนอุปกรณ์นี้ เว้นแต่คุณจะแบ่งปัน

สิ่งที่ผู้อ่านถาม

ยังไม่มีคำถามที่แบ่งปัน — คำถามของคุณอาจเป็นคำถามแรก