อ่าน Daftar 6 การวิงวอนและการแสวงหาที่พึ่งในความจริงจากความวุ่นวายของเจตจำนงอิสระและจากความวุ่นวายของสาเหตุของเจตจำนงอิสระ ซึ่งท้องฟ้าและแผ่นดินได้บ่นและกลัวเจตจำนงอิสระและสาเหตุของเจตจำนงอิสระ และการสร้างมนุษย์ก็กระตือรือร้นที่จะแสวงหาเจตจำนงอิสระและสาเหตุของเจตจำนงอิสระของตนเอง เหมือนกับคนป่วยที่พบว่าตัวเองมีเจตจำนงอิสระน้อยลงและต้องการสุขภาพ ซึ่งเป็นสาเหตุของเจตจำนงอิสระ เพื่อให้เจตจำนงอิสระของเขาเพิ่มขึ้น และเขาต้องการตำแหน่งเพื่อให้เจตจำนงอิสระของเขาเพิ่มขึ้น และการลงโทษของพระเจ้าในประชาชาติในอดีตคือเจตจำนงอิสระที่มากเกินไปและสาเหตุของเจตจำนงอิสระ ไม่เคยมีใครเห็นฟาโรห์ที่ยากจน โคลงคู่ 238

M6:238 — زان قوی‌تر بود تمکین ایاز / که ز خوف کبر کردی احتراز

زان قوی‌تر بود تمکین ایازکه ز خوف کبر کردی احتراز
✦ แสดงผลโคลงคู่นี้เป็นไทย

M6:238

❋ ❋ ❋

شرحِ سروش — จากบทบรรยายมัษนวีที่บันทึกไว้ของเขา

عبدالکریم سروش از درس‌گفتارهای مثنوی ↗

این متن بر پایهٔ سخنرانی‌های ضبط‌شدهٔ دکتر سروش دربارهٔ مثنوی بازنویسی شده است. بازبینی نهایی توسط ایشان انجام نشده.

ترجمه و معنا

ترجمه به فارسی روان: پایداری و ثبات ایاز، از آن سبب قوی‌تر بود که از ترسِ کبر و خودبینی، از آن احتراز می‌کرد. معنا: این بیت به استحکام درونی ایاز اشاره دارد که علت آن پرهیز او از تکبر و خودبینی بود؛ زیرا از پیامدهای غرور بیم داشت.

شرح

مولانا، در این بیت از دفتر ششم مثنوی، قصهٔ ایاز را نه صرفاً به مثابهٔ یک حکایت تاریخی، بلکه همچون یک تمثیل عمیق روان‌شناختی و اخلاقی به کار می‌برد. ایاز، غلام سلطان محمود غزنوی، نمادی از تواضع و وارستگی است که قدرت او، نه در جاه و مقام، که در بی‌اعتنایی به آن نهفته بود.

من بارها گفته‌ام که مولانا یکی از تیزبین‌ترین روان‌کاوان عالم معنوی‌ست. او نیک می‌بیند که انسان‌ها چگونه دائماً از اختیار و آگاهیِ خود می‌گریزند و به «سرِ سرمستِ خود» پناه می‌برند. این فرار، برای وارهیدن از اضطراب‌ها و دلواپسی‌هایی‌ست که از «هستیِ» خود، یعنی از خودی و خودبینی، ناشی می‌شود. این هستیِ خودبینانه، به تعبیر مولانا، «فخ» است، یعنی دامی که انسان را به بند می‌کشد و «فکر و ذکر اختیاری» را برای او به «دوزخ» بدل می‌کند. مردم عادی، از این اضطراب‌ها با «ننگ خمر و زمر» یا به «شغل» پناه می‌برند؛ یعنی یا خود را به مستی و غفلت می‌سپارند یا غرق در مشغله‌ها می‌شوند تا از خویشتنِ خود یاد نکنند.

اما ایاز، راهی متفاوت برگزید. «احتراز از کبر» او، نه از سر ضعف که از غایت بینش بود. او دریافته بود که این «هستیِ» متکبرانه، «سخت مستی آورد، عقل را از سر، شرم از دل می‌برد.» او آگاهانه از این مستیِ نفسانی پرهیز کرد تا به جای غفلت، به «تمکین» دست یابد. تمکین، ثباتی درونی و آرامشی‌ست که از بی‌نیازی به تأیید نفس حاصل می‌شود. این قدرتی‌ست که از کاستنِ خود، نه افزودنِ بر خود، نشأت می‌گیرد.

این همان نکتهٔ ظریف مولاناست که به ما توصیه می‌کند: «از قدرت خود بکاهید.» معنای قناعت و ساده‌زیستی، چیزی جز کم کردنِ گزینه‌ها و تقلیلِ نیازها نیست. وقتی انسان، زندگی خود را «کوچک، ساده و سبک» بگیرد، اضطرابِ ناشی از آزادی، اختیار و مسئولیت نیز از او کاسته می‌شود. ایاز با این احتراز آگاهانه از کبر، به این مقامِ بی‌اضطراب دست یافت. او نه به مستی پناه برد و نه خود را در مشغله‌های عالم گم کرد، بلکه با نفیِ خودبینی، به یک هستیِ متعالی و پایدار رسید. این پایداری، از جنس همان آرامشی‌ست که انسانِ رها از قیدِ «هستیِ فخ»، در خلوتگاه حق می‌یابد.

نکات کلیدی

  • قدرت حقیقی ایاز از فروتنی او در قبال خویشتن می‌آید، نه از جایگاهش.
  • مردم از اختیار و خودآگاهی خود به مستی و مشغله‌ها می‌گریزند تا از اضطراب «هستیِ خودبینانه» رهایی یابند.
  • مولانا «هستیِ خودبینانه» را دامی می‌داند که انسان را گرفتار می‌کند.
  • احتراز ایاز از کبر، نشان از بینش عمیق او نسبت به آسیب‌های غرور بود.
  • پرهیز آگاهانه از خودبینی منجر به «تمکین» یا ثبات و آرامش درونی می‌شود.
  • با «کاستن از قدرت خود» و ساده‌زیستی، می‌توان اضطراب مسئولیت و آزادی را کاهش داد؛ راهی که ایاز تجسم آن بود.

Sources: d6-s07 · 23:45:00 d6-s07 · 29:55:00 d6-s07 · 71:36:00

به زبانِ تو — ภาษาของคุณ · AI

บทสนทนา — ถามเกี่ยวกับบทกลอนนี้ — ตอบจากมัษนาวี พร้อมอ้างอิงทุกบทกลอน

บทสนทนาของคุณจะอยู่บนอุปกรณ์นี้ เว้นแต่คุณจะแบ่งปัน

สิ่งที่ผู้อ่านถาม

ยังไม่มีคำถามที่แบ่งปัน — คำถามของคุณอาจเป็นคำถามแรก