อ่าน Daftar 6 ทั้งเล่มของ Al-Mowattad Al-Karim โคลงคู่ 27

M6:27 — این عبارت تنگ و قاصر رتبتست / ورنه خس را با اخص چه نسبتست

این عبارت تنگ و قاصر رتبتستورنه خس را با اخص چه نسبتست
✦ แสดงผลโคลงคู่นี้เป็นไทย

M6:27

❋ ❋ ❋

شرحِ سروش — จากบทบรรยายมัษนวีที่บันทึกไว้ของเขา

عبدالکریم سروش از درس‌گفتارهای مثنوی ↗

این متن بر پایهٔ سخنرانی‌های ضبط‌شدهٔ دکتر سروش دربارهٔ مثنوی بازنویسی شده است. بازبینی نهایی توسط ایشان انجام نشده.

ترجمه و معنا

ترجمه به فارسی روان: این عبارت، از جهت رتبه، تنگ و قاصر است؛ وگرنه، خَس (چیز حقیر) را با خداوندِ یگانه (یا خاص‌ترینِ خاصّان) چه نسبتی است؟ معنا: مولانا در این بیت اعتراف می‌کند که سخن او در وصف حقایق الهی نارساست و کلام بشری تاب بیان عظمت بی‌کرانِ خداوند را ندارد.

شرح

این سخن، بی‌شک، اعترافی عمیق است از سوی مولوی درباره‌ی حدود و ثغور کلام بشری در برابر عظمت لایزال الهی. من گمان می‌کنم که این بیت، نه صرفاً اظهار فروتنی یک شاعر، که تبیینی هستی‌شناسانه از ماهیت زبان است. مولوی در اینجا می‌گوید که هر آنچه در قالب الفاظ می‌آید، هر اندازه که بلندمرتبه باشد، در قیاس با «اخص» – یعنی آن یگانه‌ی بی‌همتا و مطلق – همچون «خَس»ی ناچیز است؛ این دو را نسبتی نیست، مقایسه‌ای روا نیست. عبارت ما «تنگ» است و «قاصر رتبت». این، همان نکته‌ی کلیدی است که فیلسوفان زبان، از ویتگنشتاین تا دیگران، بر آن تأکید کرده‌اند: بسیاری از حقایق، به دلیل ماهیت وجودی‌شان، در قید و بند زبان نمی‌گنجند و زبان از تبیین کامل آن‌ها ناتوان است. مولوی اما بر خلاف برخی که در مواجهه با این ناتوانی به سکوت مطلق می‌گرایند، راه دیگری را برمی‌گزیند؛ او می‌گوید که اگرچه زبانم قاصر است و خس را با اخص چه نسبت، اما باز هم می‌گوید و این بیان را ضروری می‌شمارد.

من قبلاً هم اشاره کرده‌ام که مولوی در مثنوی خود، نه به دنبال تفسیر قرآن به معنای مصطلح است و نه در پی جدل‌های کلامی و فقهی. دغدغه‌ی او، همان «اصول اصول اصول دین» است؛ یعنی خویشتن‌شناسی و نسبت انسان با مبدأ و معاد. در این مسیر، او حقایقی را مکشوف می‌کند که با زبان عادی قابل وصف نیستند. او پیش‌تر در قیاس این جهان با آن جهان، فرمود: «در قرآن این جهان با آن جهان / این جهان از شرم می‌گردد جهان.» یعنی این جهان مادی در برابر آن جهان معنوی، از فرط شرمندگی به خود می‌پیچد و بی‌اهمیت می‌شود. این بیت ادامه و تأکید بر همان عدم تناسب است. چگونه می‌توان آن بی‌کران را با ظرف‌های تنگ کلمات زمینی در میان نهاد؟ این عبارتِ «خس را با اخص چه نسبت است» یک تضاد رادیکال و قاطعانه است که هیچ مجال و نسبتی برای قیاس باقی نمی‌گذارد.

این ناتوانی زبانی، اما به معنای ناتوانی از ادراک نیست. مولوی باور دارد که فهم این حقایق از راه تجربه و شهود ممکن است، نه از راه صرفاً کلام. کلام تنها می‌تواند اشاره‌ای باشد، پنجره‌ای به سوی آن بی‌کران بگشاید، اما هرگز خودِ آن حقیقت نخواهد بود. این را بگذارید کنار آن تمثیل سکنجبین که مطرح شد: «سرکه» نماد قهر الهی و «انگبین» نماد لطف الهی است. این دو متضاد در جهان کنار هم حضور دارند و ترکیبشان فوایدی دارد. اما حتی مجموع سرکه و انگبین – یعنی جهان آمیخته به قهر و لطف – هم هرگز قابل قیاس با خالق و فاعل این قهر و لطف نیست. این اشاره به «قاصر رتبت» بودن کلام، به ما می‌فهماند که این ظرف، هرگز نمی‌تواند آن مظروف را به تمامی در خود جای دهد.

نکته‌ی دیگر آنکه، این اقرار به قصور، مولوی را از گفتن باز نمی‌دارد. درست پس از این بیت، او به تمثیل «زاغ در رَز» اشاره می‌کند که: «زاغ در رَز نعره زاغان زند / بلبل از آواز خوش کی کم کند؟» یعنی ممکن است کسانی، همچون زاغانی، با سروصدا و قارقار خویش، کلام مرا خوار شمارند یا بر آن خرده گیرند، اما بلبل از آواز خوش خود دست نمی‌کشد. این گواه آن است که بیان حقایق، حتی با اذعان به نارسایی زبانی، برای مولوی یک ضرورت درونی است. کلام او تجلی حق است، و وظیفه‌ی زبان، هرچند قاصر، بیانِ همان تجلی است. این نه شکایت از جهان است، بلکه شرحِ طبیعتِ هستی و زبان است. او نمی‌خواهد از «اخص» شکایت کند؛ او صرفاً محدودیت ابزار خود را اعلام می‌کند و به گفتن ادامه می‌دهد.

نکات کلیدی

  • مولوی با این بیت به ناتوانی ذاتی کلام و زبان انسانی در وصف عظمت بی‌کران حق تعالی اعتراف می‌کند.
  • بیان حقایق الهی در قالب الفاظ، حتی والاترینشان، همچون «خَس»ی ناچیز در برابر «اخص» (خداوند یگانه) است.
  • این اعتراف، بیانگر تواضع مولوی در برابر حقیقت است، نه قصور او در شاعری؛ او بر محدودیت‌های هستی‌شناسانه زبان تأکید دارد.
  • مولوی با تمثیل «زاغ در رَز» نشان می‌دهد که با وجود نارسایی کلام و انتقادها، از بیان حقایق و سرودن مثنوی باز نمی‌ایستد.

Sources: d6-s01 · 00:50:51 d6-s01 · 00:55:19 d6-s01 · 00:57:19

به زبانِ تو — ภาษาของคุณ · AI

บทสนทนา — ถามเกี่ยวกับบทกลอนนี้ — ตอบจากมัษนาวี พร้อมอ้างอิงทุกบทกลอน

บทสนทนาของคุณจะอยู่บนอุปกรณ์นี้ เว้นแต่คุณจะแบ่งปัน

สิ่งที่ผู้อ่านถาม

ยังไม่มีคำถามที่แบ่งปัน — คำถามของคุณอาจเป็นคำถามแรก