อ่าน Daftar 6 เรื่องราวของโจรกลางคืนที่สุลต่านมาห์มูดตกไปอยู่ท่ามกลางพวกเขาในเวลากลางคืน โดยกล่าวว่า “ฉันคือหนึ่งในพวกท่าน” และได้ทราบถึงสภาพการณ์ของพวกเขา และอื่น ๆ โคลงคู่ 2871

M6:2871 — کین غرضها پردهٔ دیده بود / بر نظر چون پرده پیچیده بود

کین غرضها پردهٔ دیده بودبر نظر چون پرده پیچیده بود
✦ แสดงผลโคลงคู่นี้เป็นไทย

M6:2871

❋ ❋ ❋

شرحِ سروش — จากบทบรรยายมัษนวีที่บันทึกไว้ของเขา

عبدالکریم سروش از درس‌گفتارهای مثنوی ↗

این متن بر پایهٔ سخنرانی‌های ضبط‌شدهٔ دکتر سروش دربارهٔ مثنوی بازنویسی شده است. بازبینی نهایی توسط ایشان انجام نشده.

ترجمه و معنا

ترجمه به فارسی روان: زیرا که این غرض‌ورزی‌ها پرده‌ای بر دیده بودند؛ همچون پرده‌ای که بر بینایی انسان پیچیده شده باشد. معنا: این بیت توضیح می‌دهد که چگونه امیال نفسانی و مقاصد خودخواهانه دید انسان را می‌پوشانند و او را از درک حقیقت باز می‌دارند.

شرح

این بیت در ادامهٔ سخن مولوی می‌آید که «حق همی‌خواهد که تو زاهد شوی / تا غرض بگذاری و شاهد شوی». پیش‌تر گفتیم که خداوند از انسان می‌خواهد تا با ترک تعلقات زاهد شود، و آنگاه به مرتبهٔ «شاهد» ارتقا یابد؛ شاهدی بی‌غرض و قاطع که حقیقت را آن‌چنان که هست، ببیند و گواهی دهد. اکنون مولوی دلیل این امر را شرح می‌دهد: «کین غرضها پردهٔ دیده بود / بر نظر چون پرده پیچیده بود». یعنی، همین غرض‌ورزی‌ها، همین تعلقات، همین طمع‌ها و سوگیری‌های نفسانی، همچون پرده‌ای هستند که بر چشمان ما کشیده شده‌اند. این پرده مانع از دیدن حقیقت می‌شود و اجازه نمی‌دهد واقعیت را چنان که هست، ادراک کنیم.

این نکته‌ای بس عمیق است که مولوی بارها بر آن تاکید کرده است. گویی که جهان واقعیتی یکسان و ثابت است، اما این ماییم که با «غرض‌ها» و «اغراض» خود، پرده بر دیدگانمان می‌کشیم و آن را کج و معوج می‌بینیم. این سخن یادآور ضرب‌المثل معروف عربی است که می‌گوید: «حبک الاشیاء یعمی و یصم»، یعنی «دوست داشتن چیزی، تو را کور و کر می‌کند». علاقهٔ شدید به هرچیز، خواه مال و جاه باشد، خواه حتی عقاید و تعصبات، حجابی می‌شود میان ما و حقیقت. این تعلقات، جلوی بینش بی‌طرفانه و حقیقت‌جو را می‌گیرند.

از همه مهم‌تر، تعلق آدمی به «خویشتن» است. دوست داشتن خود، تا جایی که به کمال‌جویی و خودسازی منجر شود، مطلوب است؛ اما وقتی این «خوددوستی» به «خودخواهی» و «خودپسندی» بدل می‌شود، پرده‌ای بس ضخیم بر چشم می‌کشد. کسی که گرفتار خودخواهی است، دیگر نمی‌تواند حقیقت وجود خود را ببیند، عیب‌های خود را بشناسد، یا حقوق دیگران را ادراک کند. چنین کسی نمی‌تواند شاهد باشد، نه برای خود و نه برای دیگران؛ زیرا چشمانش از فرط خودبینی و غرض‌ورزی پوشیده شده است. بی‌غرض بودن، یعنی بی‌تعلق بودن؛ یعنی خود را یکسره تسلیم خداوند کردن و جز محبوب، دلبستهٔ هیچ‌چیز دیگری نبودن. چنین شاهد پاک‌دلی است که می‌تواند مانند آینه، بدون هیچ انحرافی، حقیقت را بازتاب دهد.

از دیدگاه مولوی، عطش ما به دیدن حقیقت، به «چشم روشن» داشتن، عطشی بنیادی است. همچنان که می‌گوید: «بعد از این ما دیده خواهیم از تو بس / تا نپوشد بحر را خاشاک و خس». ما چیزی جز یک جفت چشم بینا و روشن از خداوند نمی‌خواهیم. بسیاری از علوم و دانستنی‌ها، نه تنها چشم ما را باز نمی‌کنند، بلکه خود حجابی می‌شوند و چشمان ما را می‌بندند. علم حقیقی، علمی است که رهایی‌بخش باشد؛ علمی که پرده‌ها را بردارد و ما را از این زندان غرض‌ها و اوهام آزاد کند. این بیت، به زبانِ بسیار روشن و کوبنده، ریشهٔ اصلی آن اسارتی را نشان می‌دهد که انسان را از دیدن و درک واقعیت باز می‌دارد.

نکات کلیدی

  • مقاصد نفسانی و خودخواهی‌ها (غرض‌ها) حجابی بر دیدگان انسان می‌کشند و او را از درک حقیقت بازمی‌دارند.
  • عشق بیش از حد به هر چیز، حتی به عقاید، انسان را کور و کر می‌کند و مانع دید بی‌طرفانه می‌شود.
  • تعلق به خویشتن و تبدیل خوددوستی به خودخواهی، عمیق‌ترین پرده‌ای است که جلوی دید حقیقت را می‌گیرد.
  • برای تبدیل شدن به «شاهد» (گواه حقیقت)، انسان باید از تمامی غرض‌ها و تعلقات رها شده و بی‌طرف باشد.
  • هدف غایی سلوک، رسیدن به «چشم روشن» است که قادر به دیدن بی‌پردهٔ واقعیت‌ها باشد.
  • مولوی علم حقیقی را رهایی‌بخش می‌داند؛ علمی که پرده‌ها را برمی‌دارد و انسان را از زندان اوهام آزاد می‌کند.

Sources: d6-s65 · 07:53:08 d6-s65 · 08:36:18

به زبانِ تو — ภาษาของคุณ · AI

บทสนทนา — ถามเกี่ยวกับบทกลอนนี้ — ตอบจากมัษนาวี พร้อมอ้างอิงทุกบทกลอน

บทสนทนาของคุณจะอยู่บนอุปกรณ์นี้ เว้นแต่คุณจะแบ่งปัน

สิ่งที่ผู้อ่านถาม

ยังไม่มีคำถามที่แบ่งปัน — คำถามของคุณอาจเป็นคำถามแรก