อ่าน Daftar 6 เรื่องราวของโจรกลางคืนที่สุลต่านมาห์มูดตกไปอยู่ท่ามกลางพวกเขาในเวลากลางคืน โดยกล่าวว่า “ฉันคือหนึ่งในพวกท่าน” และได้ทราบถึงสภาพการณ์ของพวกเขา และอื่น ๆ โคลงคู่ 2895

M6:2895 — هین مران از روی خود او را بعید / آنک او یک‌باره آن روی تو دید

هین مران از روی خود او را بعیدآنک او یک‌باره آن روی تو دید
✦ แสดงผลโคลงคู่นี้เป็นไทย

M6:2895

❋ ❋ ❋

شرحِ سروش — จากบทบรรยายมัษนวีที่บันทึกไว้ของเขา

عبدالکریم سروش از درس‌گفتارهای مثنوی ↗

این متن بر پایهٔ سخنرانی‌های ضبط‌شدهٔ دکتر سروش دربارهٔ مثنوی بازنویسی شده است. بازبینی نهایی توسط ایشان انجام نشده.

ترجمه و معنا

ترجمه به فارسی روان: برحذر باش، او را از سیمای خود دور مگردان، آن کس را که یک‌باره آن چهره زیبای تو را دید. معنا: مولانا در این بیت به درگاه خداوند التماس می‌کند که بنده‌ای را که یک بار جمال او را تجربه کرده است، از خود نراند و چشم‌های او را بر روی خویش نبندد.

شرح

این بیت در میان دعاهای پرشور و نادر مولانا جای می‌گیرد؛ دعاها و ابتهالاتی که در آن‌ها ترس از فراق، آن هم فراقِ پس از وصال، به اوج خود می‌رسد. مولانا در این پاره از مثنوی، که به حق می‌توان آن را از مناجات‌های عمیق و لرزاننده قلب عارف دانست، از خداوند می‌خواهد که این وصال ارزشمند را به هجران مبدل نسازد.

من قبلاً هم تأکید کرده‌ام که برای مولانا، «خاصه بعدی که بود بعد الوصال»، یعنی دوری و جدایی‌ای که پس از تجربه شیرین وصال حاصل می‌شود، بسی تلخ‌تر و جانگدازتر از فراق اولیه است. این بیت نیز دقیقاً در همین راستا، در پیِ ابیاتی چون «یار شب را روز مهجوری مده» و «جان غربت‌دیده را دوری مده» می‌آید. خواسته مولانا واضح است: خدایا، اگر کسی را یک‌بار شایستهٔ دیدن روی خود ساختی و چشم جانش را به جمال خویش روشن کردی، دیگر او را از این نعمت بی‌بهره مکن و چشمانش را بر روی خود نبند. این درخواست، طلبِ تداوم لطف و عنایت الهی است؛ اینکه نهالی را که خود سبز کرده‌ای، از آبِ کرامت خویش محروم نسازی.

مولانا اینجا با گستاخی و صمیمیت خاص عاشقانه، اما در عین حال با ادب بندگی، به حق تعالی عرض می‌کند: «من نکردم لاابالی در روش / تو مکن هم لاابالی در خلش.» یعنی، من در طریق بندگی و رفتار خویش بی‌قیدی نکردم، پس تو هم در رنجاندن و دور کردن من بی‌قید و لاابالی مباش. این نکته ظریفی است؛ چرا که مولانا در جای دیگر صراحتاً «ادب عشق» را «بی‌ادبی» می‌داند، اما در اینجا، در موضع بندهٔ وفادار، خویش را مبرا از لاابالی‌گری می‌شمارد تا استحقاق تداوم نظر لطف معشوق را داشته باشد. این گویای آن است که گاهی عاشق با تکیه بر وفاداری خود، با معشوق به گونه‌ای سخن می‌گوید که حق خویش را از او می‌خواهد.

آن کس که یک‌بار «روی تو دید»، دیگر نمی‌تواند به چیزی جز تو رضایت دهد. مولانا در ادامه می‌آورد: «دید روی جز تو شد غل گلو / کل شیء ما سوی الله باطل.» این همان مضمون عمیق قرآنی و عرفانی است که هر چه غیر خداست، باطل و پوک است. چنان که پیامبر فرمودند: «اصدق بیت قالته العرب: الا کل شیء ما خلا الله باطل.» یعنی راست‌ترین بیتی که عرب‌ها سروده‌اند این است که «هر چه جز خداست باطل است.» پس برای کسی که جمال حق را دیده، رؤیت غیر او همچون «غل گلو» است، یعنی بندی بر گردن که باعث خفگی می‌شود. این یعنی بازگشت به غیرحق، پس از درک حق، برای سالک طاقت‌فرسا و نابودکننده است. این بیت در حقیقت دعایی برای حفظ سالک از لغزش و سقوط، پس از یک اوج بزرگ است.

نکات کلیدی

  • شدیدترین ترس عارف، از دست دادن لطف الهی پس از تجربه وصال است.
  • این بیت نمایانگر درخواست گستاخانه اما وفادارانه عاشق از معشوق است.
  • یک بار دیدن روی حق، چنان ارزشمند است که هیچ چیز دیگر نمی‌تواند جایگزین آن شود.
  • هر آنچه جز خداست، پس از تجربه جمال او، پوچ و تهی به نظر می‌رسد.
  • دعا برای تداوم نگاه لطف الهی و مصون ماندن از بازگشت به غفلت.

Sources: d6-s66 · 00:23:55 d6-s66 · 00:27:04 d6-s66 · 00:30:56

به زبانِ تو — ภาษาของคุณ · AI

บทสนทนา — ถามเกี่ยวกับบทกลอนนี้ — ตอบจากมัษนาวี พร้อมอ้างอิงทุกบทกลอน

บทสนทนาของคุณจะอยู่บนอุปกรณ์นี้ เว้นแต่คุณจะแบ่งปัน

สิ่งที่ผู้อ่านถาม

ยังไม่มีคำถามที่แบ่งปัน — คำถามของคุณอาจเป็นคำถามแรก