อ่าน Daftar 6 เรื่องราวของโจรกลางคืนที่สุลต่านมาห์มูดตกไปอยู่ท่ามกลางพวกเขาในเวลากลางคืน โดยกล่าวว่า “ฉันคือหนึ่งในพวกท่าน” และได้ทราบถึงสภาพการณ์ของพวกเขา และอื่น ๆ โคลงคู่ 2908

M6:2908 — هر یکی خاصیت خود را نمود / آن هنرها جمله بدبختی فزود

هر یکی خاصیت خود را نمودآن هنرها جمله بدبختی فزود
✦ แสดงผลโคลงคู่นี้เป็นไทย

M6:2908

❋ ❋ ❋

شرحِ سروش — จากบทบรรยายมัษนวีที่บันทึกไว้ของเขา

عبدالکریم سروش از درس‌گفتارهای مثنوی ↗

این متن بر پایهٔ سخنرانی‌های ضبط‌شدهٔ دکتر سروش دربارهٔ مثنوی بازنویسی شده است. بازبینی نهایی توسط ایشان انجام نشده.

ترجمه و معنا

ترجمه به فارسی روان: هر یک از آنها هنرهای خود را آشکار ساختند، اما آن هنرها همگی تنها بدبختی را بیشتر کردند.

معنا: مولانا می‌گوید هر کوششی که آدمی در این دنیا با تکیه بر «هنرها» و توانایی‌های شخصی خود می‌کند، اگر خالی از عنایت الهی باشد، نه تنها او را به سعادت نمی‌رساند، بلکه بر دام‌های تعلق و غفلتش می‌افزاید و رنج او را عمیق‌تر می‌کند.

شرح

این بیتِ مثنوی، جانِ کلام مولاناست در نقدِ اتکای آدمی بر توانایی‌های خویش در این جهان. من بارها گفته‌ام که مولانا با تیزبینیِ کم‌نظیری، خطاهای بنیادینِ نگاهِ بشری به هستی و سرنوشت را برمی‌شمارد. اینجا نیز حکایت از دزدانی است که در محضر سلطان محمود، هریک برای نجات خویش، «خاصیت» و «هنر» خود را به نمایش می‌گذارند؛ اما حاصل این هنرمندی، جز افزایشِ بدبختی و گرفتارتر شدن نیست.

من این را شرحِ حالِ عمومِ آدمیان می‌دانم که در «ظلمت طبیعت» و در «سجنِ این جهان» گرفتارند. به گمانِ خود، هریک «هنری» دارند، «زرنگی» می‌دانند، «مکری» می‌شناسند؛ اما مولانا می‌گوید این زرنگی‌ها و این مهارت‌ها، نه تنها به قربِ ما به حقیقت نمی‌انجامد، بلکه موجب بُعد و دوری بیشتر ما می‌شوند. این هنرها، در واقع، «بندهای گردنِ» ماست، «اشتغالات» ماست، و بالاتر از همه، «غفلت‌زاست» برای ما.

ببینید، «فی جیدنا حبل مسد» (در گردن او ریسمانی از لیف خرماست) که در قرآن کریم آمده، بهترین تعبیر برای این وضعیت است. هنرهای دنیوی و خودبینی ما، طناب‌هایی می‌شوند که ما را به پایین می‌کشند، نه بالامی‌برند. این‌ها ما را در «چاهِ خودبینی» سرنگون نگه می‌دارند، زیرا آدمی را فریفتهٔ توانمندی‌های خودش می‌کنند. این فریفتگی، عینِ فریفتگیِ دنیاست؛ کمترین تأثیرش، غفلتی است که در جان آدمی پدید می‌آورد. آدمی دورِ وجودِ خودش می‌گردد، از ماورای خودش غافل می‌شود، نه فراتر را می‌بیند و نه بالاتر را.

نقد مولانا به فیلسوفان نیز از همین منظر است. فیلسوف با اندیشه‌های خود، خود را می‌کشد؛ گمان می‌کند با بافتنِ مفاهیم و الفاظ، به حقیقت نزدیک می‌شود، در حالی که در «حجابِ الفاظ و مفاهیم و مصطلحات» گرفتار می‌آید و از دیدارِ رویِ محبوب، دور می‌افتد. او از مفهوم به رؤیت عبور نمی‌کند. مولانا می‌خواهد بگوید که این همه «کردیم، لیکن در بسیج / بی‌عنایات خدا هیچیم هیچ». اعمالِ ما، هنرها و تدابیرِ ما، همگی «مس»ی بیش نیستند؛ تنها «عنایات حق» است که می‌تواند این مسِ اعمال را «طلا» کند و آن را در میزانِ الهی، سنگین‌وزن و پذیرفتنی سازد.

در مقابل این «هنرها»ی بی‌بها، مولانا تنها یک «خاصیت» را ارج می‌نهد: «خاصیت آن خوش‌هواست / که به شب بد چشم او سلطان‌شناس». یعنی همان هنرِ بی‌مانندِ «سلطان‌شناسی»؛ اینکه در شبِ ظلمتِ این دنیا، بتوانی صاحب‌خانه را، سلطانِ عالم را، بشناسی. این همان چیزی است که ما را از سرگرم شدن به نعمت و غفلت از صاحب‌خانه می‌رهاند. دیگر «هنرها»ی بی‌سود، همگی «غولِ راه» و راهزنِ ما در این سفرِ پرخطرند. رستگاری، نه در افزایش این مهارت‌ها، بلکه در شناختِ یگانه حقیقتِ پنهان است.

نکات کلیدی

  • اتکا به هنرهای دنیوی و توانایی‌های شخصی، آدمی را گرفتارِ غفلت و خودبینی می‌کند.
  • مهارت‌ها و زرنگی‌های انسانی، بدون همراهیِ عنایت الهی، راهزنِ مسیرِ قربِ حق‌اند.
  • تنها هنرِ حقیقی و سودمند، «سلطان‌شناسی» یا شناختِ صاحبِ هستی در تاریکی‌های این دنیاست.
  • مولانا هنرها و اعمال انسانی را به «مس» تشبیه می‌کند که برای تبدیل شدن به «طلا» نیازمند «کیمیای الهی» است.
  • اشتغال به خویشتن و تکیه بر «من»های کاذب، حجابِ بینِ انسان و حقیقتِ متعالی است.

Sources: d6-s66 · 00:40:01 d6-s66 · 00:44:00 d6-s66 · 00:47:00 d6-s66 · 00:48:30 d6-s66 · 00:50:00

به زبانِ تو — ภาษาของคุณ · AI

บทสนทนา — ถามเกี่ยวกับบทกลอนนี้ — ตอบจากมัษนาวี พร้อมอ้างอิงทุกบทกลอน

บทสนทนาของคุณจะอยู่บนอุปกรณ์นี้ เว้นแต่คุณจะแบ่งปัน

สิ่งที่ผู้อ่านถาม

ยังไม่มีคำถามที่แบ่งปัน — คำถามของคุณอาจเป็นคำถามแรก