อ่าน Daftar 6 ผู้ไกล่เกลี่ยแจกจ่ายไปทั่วเมืองแทบริซ และรวบรวมสิ่งเล็กน้อย และคนแปลกหน้าไปเยี่ยมหลุมฝังศพของมูห์ตาสิบ และเล่าเรื่องนี้ที่หลุมฝังศพของเขาในลักษณะของการไว้อาลัย และอื่น ๆ โคลงคู่ 3250

M6:3250 — گفت چون توفیق یابد بنده‌ای / که کند مهمانی فرخنده‌ای

گفت چون توفیق یابد بنده‌ایکه کند مهمانی فرخنده‌ای
✦ แสดงผลโคลงคู่นี้เป็นไทย

M6:3250

❋ ❋ ❋

شرحِ سروش — จากบทบรรยายมัษนวีที่บันทึกไว้ของเขา

عبدالکریم سروش از درس‌گفتارهای مثنوی ↗

این متن بر پایهٔ سخنرانی‌های ضبط‌شدهٔ دکتر سروش دربارهٔ مثنوی بازنویسی شده است. بازبینی نهایی توسط ایشان انجام نشده.

ترجمه و معنا

ترجمه به فارسی روان: گفت: «چون بنده‌ای توفیق یابد که کند مهمانی فرخنده‌ای» معنا: این بیت توضیح می‌دهد که وقتی خداوند به بنده‌ای توفیق انجام کاری نیک، همچون مهمانی یا بخشش، را می‌دهد، سپاسگزاری از آن بنده در حقیقت سپاسگزاری از خداوند است.

شرح

در این بیت، مولانا سخنی از زبانِ ضامن یا واسطهٔ قرضدار نقل می‌کند که در شرح عظمت مرد بخشنده‌ای است که وام او را پرداخت کرده بود. این کلام، در واقع، تبیینی است از چراییِ سپاس از مخلوق. مولانا می‌گوید وقتی خداوند به بنده‌ای توفیق می‌دهد که دست به کار خیری بزند، مهمانیِ فرخنده‌ای برپا کند، یا مال خود را در راه خدا ایثار نماید، شکرِ آن بنده در حکم شکرِ خداست. این نکته‌ای است بنیادین در عرفان و معارف اسلامی.

من بارها گفته‌ام که توفیق، چیزی نیست جز فراهم‌آمدن اسبابِ نیکو برای انجام کار نیک. گویی خداوند، راه را برای انجام آن خیر هموار می‌کند، دست انسان را می‌گیرد و او را در این مسیر یاری می‌رساند. پس عمل خیر، هرچند از دست و زبان بندهٔ خدا جاری می‌شود، اما سرچشمه‌اش در توفیق الهی است. بنابراین، وقتی ما از یک انسانِ نیکوکار تشکر می‌کنیم، در حقیقت داریم از مبدأالمبادیِ این توفیق، یعنی خداوند متعال، سپاسگزاری می‌کنیم.

من همیشه بر اهمیت «تنکیو» گفتن و تشکر کردن، حتی اگر به سادگیِ یک لقلقهٔ زبان باشد، تأکید کرده‌ام. این عادتِ نیکو، ریشه در بینشی عمیق دارد: بینشی که دست بخشندهٔ آدمیان را دست بخشندهٔ خدا می‌بیند. چشمانِ خدابین، از پسِ پردهٔ مخلوق، خالق را مشاهده می‌کنند و از این رو، شکر مخلوق را، شکر خالق می‌دانند. این همان حدیث مشهور است که می‌فرماید: «مَن لَم یَشکُرِ المَخلوقَ، لَم یَشکُرِ الخالِقَ». یعنی هر که سپاسِ مخلوق نگزارد، سپاسِ خالق نکرده است. اینجا دو شکر در یک زمان ادا می‌شود: هم سپاس از بنده‌ای که واسطهٔ خیر شده، و هم سپاس از آن مبدئی که همهٔ خیرها از او سرچشمه می‌گیرد. این توحید در افعال است، نه شرک؛ زیرا نگاه عارف همیشه به ریشهٔ حقیقت است، نه به ظاهرِ آن.

نکات کلیدی

  • توفیق، لطف و یاری الهی است برای انجام کار خیر.
  • تشکر از بندگانِ نیکوکار، در حقیقت شکرگزاری از خداست.
  • چشمانِ خدابین، دستِ خالق را در دستِ مخلوق می‌بیند.
  • هر عمل خیری، هرچند از سوی انسان، ریشه‌ای الهی دارد.
  • اهمیت شکرگزاری در فرهنگ معنوی و انسانی.

Sources: d6-s73 · 06:33:33 d6-s73 · 08:05:05

به زبانِ تو — ภาษาของคุณ · AI

บทสนทนา — ถามเกี่ยวกับบทกลอนนี้ — ตอบจากมัษนาวี พร้อมอ้างอิงทุกบทกลอน

บทสนทนาของคุณจะอยู่บนอุปกรณ์นี้ เว้นแต่คุณจะแบ่งปัน

สิ่งที่ผู้อ่านถาม

ยังไม่มีคำถามที่แบ่งปัน — คำถามของคุณอาจเป็นคำถามแรก