อ่าน Daftar 6 ผู้ไกล่เกลี่ยแจกจ่ายไปทั่วเมืองแทบริซ และรวบรวมสิ่งเล็กน้อย และคนแปลกหน้าไปเยี่ยมหลุมฝังศพของมูห์ตาสิบ และเล่าเรื่องนี้ที่หลุมฝังศพของเขาในลักษณะของการไว้อาลัย และอื่น ๆ โคลงคู่ 3258

M6:3258 — گوید ای رب شکر تو کردم به جان / چون ز تو بود اصل آن روزی و نان

گوید ای رب شکر تو کردم به جانچون ز تو بود اصل آن روزی و نان
✦ แสดงผลโคลงคู่นี้เป็นไทย

M6:3258

❋ ❋ ❋

شرحِ سروش — จากบทบรรยายมัษนวีที่บันทึกไว้ของเขา

عبدالکریم سروش از درس‌گفتارهای مثنوی ↗

این متن بر پایهٔ سخنرانی‌های ضبط‌شدهٔ دکتر سروش دربارهٔ مثنوی بازنویسی شده است. بازبینی نهایی توسط ایشان انجام نشده.

ترجمه و معنا

ترجمه به فارسی روان: بنده به خداوند می‌گوید: «پروردگارا، من تو را از جان و دل شکر کردم، زیرا اصل و منشأ آن روزی و نان از تو بود.» معنا: این بیت، روایتگر بنده‌ای است که به پروردگارش برای رزق و روزی سپاس‌گزاری می‌کند، با این باور که شکرگزاری قلبی و زبانی او کافی است.

شرح

در ساحت فهم مولانا، همان‌طور که بارها تأکید کرده‌ام، باید از فهم‌های سطحی عبور کرد. این بیت نیز، که پاسخی از یک بنده به پرسش خداوند در قیامت است، ظاهراً بسیار ساده می‌نماید؛ بنده می‌گوید: «خداوندا، من تو را شکر کردم، زیرا همه چیز از تو بود.» اما مولانا، و در تفسیر او من، پرده از معنای عمیق‌تری برمی‌داریم که این شکرِ بنده را در برابر محک الهی می‌آزماید. قرآن کریم به صراحت می‌فرماید: «ثُمَّ لَتُسْأَلُنَّ يَوْمَئِذٍ عَنِ النَّعِيمِ»، یعنی بی‌شک در آن روز (قیامت) از شما دربارهٔ نعمت‌ها پرسیده خواهد شد. این پرسش شامل همه چیز می‌شود: از چشم و گوش و دست و پا گرفته تا مغز و زبان، و البته مال و مکنت.

من قویاً معتقدم که شکر نعمت، فراتر از شکر زبانی است. شکر حقیقی، «مصرف بهینهٔ نعمت» است. شما پولتان را می‌توانید در جوی آب بریزید یا کالای بیهوده‌ای بخرید و دور بیندازید، یا آن را در بهترین راه ممکن صرف کنید. این مصرف بهینه است که شکر عملی را محقق می‌کند. چشمتان، گوشتان، و به‌ویژه ذهنتان، همگی نعمات الهی‌اند. اگر ذهن خود را شب و روز با «آشغال‌ها و خار و خاشاک» رسانه‌ها پر کنید، این قطعاً شکر این نعمت نیست؛ بلکه سوءمصرف آن است. بهترین مصرف برای هر نعمتی باید پیدا شود. پس وقتی بنده می‌گوید «شکر تو کردم به جان»، خداوند به او پاسخ می‌دهد (که در بیت بعدی می‌آید): «نه، شکر من نکردی، زیرا شکر آن 'اکرام‌فن' را به‌جا نیاوردی.»

«اکرام‌فن» تعبیری دقیق است از مولانا برای واسطه‌هایی که نعمت خدا از طریق آن‌ها به ما می‌رسد. خداوند بسیاری از نعمت‌ها را مستقیم نمی‌دهد، بلکه از طریق دست‌های دیگران، از طریق واسطه‌ها، و از طریق خلق خود به ما می‌رساند. لذا، من بی‌هیچ تردیدی می‌گویم که «شکر خلق واجب است و شرط شکر خداوند.» نمی‌توانید از نعمتی بهره‌مند شوید و آن را تنها از خدا بدانید و از واسطه‌اش غافل باشید یا، بدتر از آن، به واسطه ستم کنید. این نه تنها قدرناشناسی نسبت به مخلوق است، که در عمق خود، قدرناشناسی نسبت به خالق نیز هست. این بینشی است که ما را از یک دین‌داری سطحی و صرفاً زبانی، به یک دین‌داری عمیق‌تر، متعهدتر و مسئولانه‌تر در قبال همهٔ هستی رهنمون می‌شود؛ همان چیزی که روح مثنوی در پی آن است.

نکات کلیدی

  • شکر حقیقی، مصرف بهینهٔ نعمت‌هاست، نه فقط شکر زبانی و قلبی.
  • همهٔ نعمت‌های الهی، از جمله قوای جسمی و ذهنی، در قیامت مورد پرسش قرار می‌گیرند.
  • ناسپاسی، به معنای سوءمصرف یا به هدر دادن نعمت‌هاست.
  • شکر مخلوقات (که واسطهٔ رساندن نعمت‌ها هستند) واجب و شرط شکر خالق است.
  • مولانا بر کنشگری آگاهانه و مسئولانه در قبال عطایای الهی تأکید دارد، نه بر دین‌داری منفعل.

Sources: d6-s73 · 16:45:45 d6-s73 · 18:10:10 d6-s73 · 19:56:56

به زبانِ تو — ภาษาของคุณ · AI

บทสนทนา — ถามเกี่ยวกับบทกลอนนี้ — ตอบจากมัษนาวี พร้อมอ้างอิงทุกบทกลอน

บทสนทนาของคุณจะอยู่บนอุปกรณ์นี้ เว้นแต่คุณจะแบ่งปัน

สิ่งที่ผู้อ่านถาม

ยังไม่มีคำถามที่แบ่งปัน — คำถามของคุณอาจเป็นคำถามแรก