อ่าน Daftar 6 ผู้ไกล่เกลี่ยแจกจ่ายไปทั่วเมืองแทบริซ และรวบรวมสิ่งเล็กน้อย และคนแปลกหน้าไปเยี่ยมหลุมฝังศพของมูห์ตาสิบ และเล่าเรื่องนี้ที่หลุมฝังศพของเขาในลักษณะของการไว้อาลัย และอื่น ๆ โคลงคู่ 3286

M6:3286 — مصطفی فرمود خود که هر نبی / کرد چوپانیش برنا یا صبی

مصطفی فرمود خود که هر نبیکرد چوپانیش برنا یا صبی
✦ แสดงผลโคลงคู่นี้เป็นไทย

M6:3286

❋ ❋ ❋

شرحِ سروش — จากบทบรรยายมัษนวีที่บันทึกไว้ของเขา

عبدالکریم سروش از درس‌گفتارهای مثنوی ↗

این متن بر پایهٔ سخنرانی‌های ضبط‌شدهٔ دکتر سروش دربارهٔ مثنوی بازنویسی شده است. بازبینی نهایی توسط ایشان انجام نشده.

ترجمه و معنا

ترجمه به فارسی روان: مصطفی خود فرمود که هر پیامبری، چه در جوانی و چه در کودکی، شغل چوپانی را تجربه کرده است. معنا: این بیت بیانگر آن است که پیامبر اسلام، حضرت محمد (ص)، تأکید کرده‌اند که تجربهٔ چوپانی، در هر سن و سالی، شرط و ویژگی مشترک همهٔ پیامبران الهی بوده است.

شرح

این بیت، از آن دست آموزه‌هایی است که نه صرفاً حکایتی تاریخی، بلکه بیانی از یک اصل بنیادین در سیرت پیامبران است. مصطفی، پیامبر گرامی اسلام، خود تصریح کرده است که «هر نبی / کرد چوپانیش برنا یا صبی». این جمله، چکیده‌ای از یک حکمت عمیق در باب رهبری و پرورش انسان‌هاست.

به‌راستی، چگونه می‌توان انتظار داشت کسی پیشوای جهان شود، بی‌آنکه این امتحانِ چوپانی را گذرانده باشد؟ مولانا در پی این بیت توضیح می‌دهد که «بی‌شبانی کردن و آن امتحان / حق ندادش پیشوایی جهان». این چوپانی، آن‌چنان که در داستان موسی و برهٔ خسته می‌بینیم، آزمایشی است برای وقار و صبر، برای سعهٔ صدر، برای تحمل جفای خلق و برای تبلور رحمانیت و رحیمیت الهی. موسی، آن برهٔ مظلوم و فراری را که سراپا خستگی و غبار بود، نه تنها تنبیه نکرد، بلکه غبار از پشتش فشاند، بر او اشک ریخت و با شفقت مادرانه نوازشش کرد. این لحظه بود که خداوند به ملائک فرمود: «نبوت را همی‌زیبد فلان.» یعنی این شخص، شایستگی پیامبری را دارد.

من قویاً معتقدم که این تجربهٔ چوپانی، نمادی از خدمت بی‌منت و شفقت بی‌دریغ است. پیامبران، باید تاب تحمل ناملایمات و بی‌وفایی‌های مردم را داشته باشند. آنان باید به این مقام برسند که جفای خلق را با وفا پاسخ دهند و دست کسانی را بگیرند که حتی دشمن آن‌هایند. این درست همان چیزی است که مولانا آن را «حلم موساوار» می‌خواند. این حلم و این صبر، نه از سر ضعف، بلکه از سر قدرت و سعهٔ وجودی است که اجازه نمی‌دهد تیرگی‌ها و خشم‌ها، جانِ پیشوا را تیره کنند.

ما از پیامبر اسلام نیز شنیده‌ایم که خود فرمودند: «کلکم راع و کلکم مسئول عن رعیته.» این جمله، چوپانی را به مثابه وظیفه و مسئولیت، به هر حاکم و رهبری بسط می‌دهد. در این تعبیر، حاکم، چوپان مردم است، نه خدایگان و سرور آنان. چوپان برای رمه است، نه رمه برای چوپان. این تفسیری است که سعدی نیز به زیبایی در اشعارش بیان کرده است، آنجا که می‌گوید: «شهی که مصلحت خلق نگه می‌دارد / حلال باد خراجش که مزد چوپانی‌ست.» و به عکس آن، اگر به خدمت خلق نباشد، «زهر مارش باد که هرچه می‌خورد او جزیت مسلمانی‌ست.»

این بینش، کاملاً در تضاد با تفکر «ولایت» به معنای قیمومیت و آقایی بر مردم است. ولی فقیه، اگر خود را ولی و آقایی مردم بداند، از روح این آموزهٔ پیامبران دور افتاده است. چوپانی، یعنی خادمی، یعنی تدبیر و مدارا، یعنی دست‌گیری و بازگرداندنِ رمهٔ رمیده با مهر، نه با ضرب و زور. از این روست که مولانا می‌گوید: «هر امیری که شبانی بشر / آنچنان آرد که باشد معتمر / حلم موساوار اندر رأی خود / او به جا آرد به تدبیر و خرد / لاجرم حقش دهد چوپانه‌ای / بر فراز چرخ مه روحانه‌ای.» پاداش این چوپانی زمینی، چوپانی روحانی است که خداوند به انبیا و خاصان خود عطا می‌کند؛ رهبریِ دل‌ها و جان‌ها با نور و حکمت.

نکات کلیدی

  • پیامبران باید از طریق آزمون‌های شفقت و بردباری، به مقام نبوت دست یابند.
  • چوپانی، نمادی از رهبری است که ریشه در خدمت بی‌منت، صبر و رحمانیت دارد.
  • مسیری که موسی با برهٔ خسته پیمود، الگویی از رحمت الهی در مواجهه با خطاکاران و ضعیفان است.
  • حاکم حقیقی، چوپان مردم است؛ یعنی در خدمت آنهاست نه خدایگان و آقایشان.
  • وقار، سعهٔ صدر و تحمل جفای خلق، از ویژگی‌های اساسی رهبران معنوی و پیشوایان است.
  • پاداش چوپانی زمینی، چوپانی روحانی و رهبری دل‌هاست.

Sources: d6-s73 · 59:35:35 d6-s73 · 01:04:44 d6-s73 · 01:08:01

به زبانِ تو — ภาษาของคุณ · AI

บทสนทนา — ถามเกี่ยวกับบทกลอนนี้ — ตอบจากมัษนาวี พร้อมอ้างอิงทุกบทกลอน

บทสนทนาของคุณจะอยู่บนอุปกรณ์นี้ เว้นแต่คุณจะแบ่งปัน

สิ่งที่ผู้อ่านถาม

ยังไม่มีคำถามที่แบ่งปัน — คำถามของคุณอาจเป็นคำถามแรก