อ่าน Daftar 6 ผู้ไกล่เกลี่ยแจกจ่ายไปทั่วเมืองแทบริซ และรวบรวมสิ่งเล็กน้อย และคนแปลกหน้าไปเยี่ยมหลุมฝังศพของมูห์ตาสิบ และเล่าเรื่องนี้ที่หลุมฝังศพของเขาในลักษณะของการไว้อาลัย และอื่น ๆ โคลงคู่ 3294

M6:3294 — خواجه باری تو درین چوپانیت / کردی آنچ کور گردد شانیت

خواجه باری تو درین چوپانیتکردی آنچ کور گردد شانیت
✦ แสดงผลโคลงคู่นี้เป็นไทย

M6:3294

❋ ❋ ❋

شرحِ سروش — จากบทบรรยายมัษนวีที่บันทึกไว้ของเขา

عبدالکریم سروش از درس‌گفتارهای مثنوی ↗

این متن بر پایهٔ سخنرانی‌های ضبط‌شدهٔ دکتر سروش دربارهٔ مثنوی بازنویسی شده است. بازبینی نهایی توسط ایشان انجام نشده.

ترجمه و معنا

ترجمه به فارسی روان: ای خواجه، تو در این مقام چوپانی و سرپرستی‌ات، چنان نیکو عمل کردی که دشمنانت را کور و از کار انداختی. معنا: این بیت ستایشی است از حاکمی نیکوکار و مسئولیت‌پذیر که با درایت و عدالت خویش، چنان کارآمد عمل کرده که هیچ دشمنی یارای مقابله یا عیب‌جویی از او را ندارد.

شرح

من از این بیت درمی‌یابم که مولانا از زبان کسی که وامدارِ آن «خواجه» است، ستایشی نثار مردی می‌کند که در جایگاه «چوپانی» و سرپرستی خلق، بی‌نظیر عمل کرده است. این بیت نه صرفاً یک تمجید از یک شخص، بلکه تصویری عمیق از یک حکمران ایده‌آل به دست می‌دهد، تصویری که با اندیشهٔ غالب در تفکر مولانا هم‌سوست.

لفظ «خواجه» در اینجا به معنای کسی است که بر مردم ولایت دارد، اما نه به معنای آقایی کردن و فرمانروایی، بلکه به معنای مسئولیت‌پذیری و خدمتگزاری. این دقیقاً همان مفهوم «کلکم راع و کلکم مسئول عن رعیته» است که پیامبر اکرم (ص) فرمودند: «همهٔ شما چوپانید و همه نسبت به رمق خود مسئولید.» سعدی نیز در مواجهه با اباقاخان، همین نکته را با قوت و صراحت تمام بیان می‌کند که: «شهی که مصلحت خلق نگه می‌دارد، حلال باد خراجش که مزد چوپانی‌ست.» او تأکید می‌کند که چوپان برای خدمت به گوسفند است، نه گوسفند برای خدمت به چوپان. این کلام مولانا و سعدی، صددرصد با ایده‌ای که «ولی فقیه» را «ولی مردم» و «آقای مردم» می‌داند و نه «وکیل» یا «خادم» آنان، در تضاد آشکار است. رهبری حقیقی در اینجا نه در سلطه، بلکه در خدمتگزاری است، و این خدمت باید با «حلم موسوی‌وار» همراه باشد؛ یعنی صبوری و شفقت چوپانی که گوسفند رمیده را با نوازش و اشک بازمی‌گرداند، نه با ضرب و شتم.

آنکه در چوپانی‌اش، «آنچ کور گردد شانیت» را به جا آورد، کسی است که عدالت و درایت و حلم او چنان آشکار و بی‌خدشه است که حتی دشمنانش (شانیت، برگرفته از «ان شانئک هو الابتر» در قرآن) نیز از سر شگفتی یا ناتوانی، یارای مخالفت یا چشم گشودن بر نقایص او را ندارند. این کور شدن دشمن نه از سر خشونت یا زورآزمایی، بلکه از فروغ فضل و نیکوکاری آن خواجه است. این عمل صالح و تدبیر خردمندانه است که دشمن را سرگردان و زمین‌گیر می‌کند، نه قدرت‌نمایی عریان. اینجا با یک مرثیهٔ عارفانه روبرو هستیم که قدردان خدمات ارزندهٔ یک نیکوکارِ رفته است که با کردارش، راه را بر دشمنان حق و عدل بسته بود. مولانا، برخلاف برخی دیگر از شعرا، اساساً دغدغه‌ای برای شکایت از مسائل اجتماعی و سیاسی روزمره نداشته است؛ دغدغهٔ اصلی او شکایت از جدایی روح از اصل خویش است، نه دعواهای ظاهری عالم.

نکات کلیدی

  • رهبری حقیقی در خدمتگزاری است، نه در آقایی کردن و سلطه بر خلق.
  • مفهوم «چوپانی» در مثنوی، نمادی از مسئولیت‌پذیری و حلم حاکم در قبال رعیت است، که با «ولایت» به معنای سلطه در تضاد است.
  • دشمنان نه با قدرت‌نمایی، بلکه با نور عدالت و نیکوکاری یک حاکم صالح، کور و زمین‌گیر می‌شوند.
  • این بیت، قدردانی عارفانه از کردار نیکوکاران است که مسیر حق را بر بدخواهان می‌بندند.
  • مولانا در اینجا، به جای شکایات سیاسی، به ستایش از اصول اخلاقی و معنوی در حکمرانی می‌پردازد.

Sources: d6-s73 · 01:08:01 d6-s73 · 01:17:17 d6-s73 · 01:27:40

به زبانِ تو — ภาษาของคุณ · AI

บทสนทนา — ถามเกี่ยวกับบทกลอนนี้ — ตอบจากมัษนาวี พร้อมอ้างอิงทุกบทกลอน

บทสนทนาของคุณจะอยู่บนอุปกรณ์นี้ เว้นแต่คุณจะแบ่งปัน

สิ่งที่ผู้อ่านถาม

ยังไม่มีคำถามที่แบ่งปัน — คำถามของคุณอาจเป็นคำถามแรก