อ่าน Daftar 6 ผู้ไกล่เกลี่ยแจกจ่ายไปทั่วเมืองแทบริซ และรวบรวมสิ่งเล็กน้อย และคนแปลกหน้าไปเยี่ยมหลุมฝังศพของมูห์ตาสิบ และเล่าเรื่องนี้ที่หลุมฝังศพของเขาในลักษณะของการไว้อาลัย และอื่น ๆ โคลงคู่ 3320

M6:3320 — عقل ما کو تا ببیند غرب و شرق / روح‌ها را می‌زند صد گونه برق

عقل ما کو تا ببیند غرب و شرقروح‌ها را می‌زند صد گونه برق
✦ แสดงผลโคลงคู่นี้เป็นไทย

M6:3320

❋ ❋ ❋

شرحِ سروش — จากบทบรรยายมัษนวีที่บันทึกไว้ของเขา

عبدالکریم سروش از درس‌گفتارهای مثنوی ↗

این متن بر پایهٔ سخنرانی‌های ضبط‌شدهٔ دکتر سروش دربارهٔ مثنوی بازنویسی شده است. بازبینی نهایی توسط ایشان انجام نشده.

ترجمه و معنا

ترجمه به فارسی روان: کجا است عقل ما که بتواند روح‌ها را در هر کرانهٔ جهان ببیند؟ حال آنکه روح‌ها را صدها گونه برق الهی می‌زند. معنا: این بیت می‌گوید که عقل ما توانایی درک کامل گستره و تحولات روح‌ها در سراسر عالم را ندارد؛ روح‌ها پیوسته در معرض الهامات و بیداری‌های گوناگون الهی‌اند که عقل از درک آن عاجز است.

شرح

این بیت، با لحنی استفهامی و در عین حال قاطع، به ناتوانی عقل بشری در درک گستره و عمق تحولات روح‌ها اشاره دارد. آنچه مولانا در اینجا می‌گوید، به گمان من، نیازمند یک بازخوانی دقیق است؛ چرا که برخی شارحان، معنای آن را قدری وارونه فهمیده‌اند.

اول از همه، شیوهٔ خوانش بیت اهمیت دارد. مولانا می‌گوید: «عقل ما کو تا ببیند / در غرب و شرق روح‌ها را / که می‌زند صد گونه برق». اینگونه خوانش نشان می‌دهد که «غرب و شرق» نه مفعول فعل «ببیند»، بلکه قیدی برای محل حضور «روح‌ها» است. یعنی عقل ما کجاست که بتواند روح‌ها را، در هر سوی جهان، و با همهٔ گستردگی و تفاوت‌هایشان، مشاهده کند؟

دومین نکته، «برق» است. «روح‌ها را می‌زند صد گونه برق». این برق‌ها، اشارات و الهامات ناگهانی الهی‌اند؛ تجلیاتی که روح‌ها را به وجد می‌آورند، متحول می‌کنند و در مسیری تازه می‌افکنند. این برق‌ها، «صد گونه»اند، یعنی تنوع حیرت‌انگیزی دارند، به شمار و کیفیت تجربه‌های روحی انسان‌ها. عقل ما توانایی درک این همه تحول و تجلی را ندارد؛ چرا که خود محدود به صورت‌ها و قالب‌هاست، حال آنکه روح به عالم بی‌صورتی تعلق دارد.

عقل ما در اقیانوسی از «زبد» (کف) شنا می‌کند که همان عالم طبیعت و صورت‌هاست. این بحر طبیعت، جزر و مد دارد و عقل ما در این جزر و مد گرفتار است. اما روح، هنگامی که از این عالم بر می‌کَنَد و به اصل خویش باز می‌گردد، جزرش فرو می‌نشیند و «مدّ» آن، یعنی رفعت و بلندی‌اش، باقی می‌ماند. این مدّ باقی‌مانده، همان اتصال به بی‌صورتی و رهایی از قید غرب و شرق، و از قید فهم‌های ناقص عقل است. به قول توماس نِگل (Thomas Nagel) فیلسوف معاصر، که می‌کوشد برای فهم آگاهی، بنیانی فراتر از ماده جستجو کند، باید اذعان داشت که آگاهی و روح، واقعیتی بنیادی‌تر از صورت‌های مادی‌اند. این برق‌های الهی، روح را از این تعینات رها می‌سازند و عقل ما از درک این رهایی و این «مدّ باقی‌مانده» عاجز است.

نکات کلیدی

  • محدودیت عقل در درک گستره و عمق تحولات روحانی.
  • «برق‌ها» نمادی از الهامات و تجلیات متنوع الهی بر روح‌ها هستند.
  • روح به عالم بی‌صورتی تعلق دارد؛ عقل درگیر صورت‌هاست.
  • رستگاری روح در رهایی از جزر و مد عالم طبیعت و بقای مدّ روحانی است.
  • مولانا در این بیت به نقد نگاه‌های سطحی به پدیده‌های روحی می‌پردازد.

Sources: d6-s74 · 00:47:26 d6-s74 · 00:49:23

به زبانِ تو — ภาษาของคุณ · AI

บทสนทนา — ถามเกี่ยวกับบทกลอนนี้ — ตอบจากมัษนาวี พร้อมอ้างอิงทุกบทกลอน

บทสนทนาของคุณจะอยู่บนอุปกรณ์นี้ เว้นแต่คุณจะแบ่งปัน

สิ่งที่ผู้อ่านถาม

ยังไม่มีคำถามที่แบ่งปัน — คำถามของคุณอาจเป็นคำถามแรก