อ่าน Daftar 6 ผู้ไกล่เกลี่ยแจกจ่ายไปทั่วเมืองแทบริซ และรวบรวมสิ่งเล็กน้อย และคนแปลกหน้าไปเยี่ยมหลุมฝังศพของมูห์ตาสิบ และเล่าเรื่องนี้ที่หลุมฝังศพของเขาในลักษณะของการไว้อาลัย และอื่น ๆ โคลงคู่ 3334

M6:3334 — کوزه‌گر با کوزه باشد کارساز / کوزه از خود کی شود پهن و دراز

کوزه‌گر با کوزه باشد کارسازکوزه از خود کی شود پهن و دراز
✦ แสดงผลโคลงคู่นี้เป็นไทย

M6:3334

❋ ❋ ❋

شرحِ سروش — จากบทบรรยายมัษนวีที่บันทึกไว้ของเขา

عبدالکریم سروش از درس‌گفتارهای مثنوی ↗

این متن بر پایهٔ سخنرانی‌های ضبط‌شدهٔ دکتر سروش دربارهٔ مثنوی بازنویسی شده است. بازبینی نهایی توسط ایشان انجام نشده.

ترجمه و معنا

ترجمه به فارسی روان: کوزه‌گر است که کوزه را شکل می‌دهد؛ کوزه هرگز خود به خود گشاد و کشیده نمی‌شود. معنا: این بیت بیانگر آن است که هیچ شکلی خودبه‌خود پدید نمی‌آید و کوزه برای تغییر شکل و ابعاد خود به عاملی بیرونی (کوزه‌گر) نیازمند است.

شرح

این بیت در میان تمثیل‌های مولانا، یکی از روشن‌ترین بیان‌ها از اصل بنیادین «توحید افعالی» است. مولانا در اینجا می‌خواهد به ما بگوید که در پدیداری هیچ صورتی، بی‌حضوریِ یک فاعلِ مختار، انتظاری نباید داشت. این کوزه، این چوب، این جامه، این مَشک — همه «علت قابلی» هستند؛ یعنی زمینه‌ای برای پذیرش و انعطاف. اما آنچه به آن‌ها «صورت» می‌بخشد، «فاعل» و «کارساز» است. کوزه خود به خود گشاد و دراز نمی‌شود؛ نجار نیست که چوب را بریده و به هم پیوند می‌زند؛ خیاط است که جامه را می‌دوزد؛ و سقا است که مشک را پر و خالی می‌کند.

من اعتقاد دارم که مولانا در اینجا نه تنها از عالم خارج مثال می‌آورد، بلکه می‌خواهد نگاه ما را به درون خودمان بازگرداند. او می‌فرماید: «هر دمی پر می‌شوی، تهی می‌شوی / پس بدان که در کف صنع ویی.» جان آدمی و روح ما نیز عیناً چنین است. مولانا پیش از این ابیات، از «لوح محو و اثبات» در قرآن یاد می‌کند که خداوند هرچه را بخواهد محو می‌کند و هرچه را بخواهد اثبات. او سپس این مفهوم را به صفحهٔ اندیشه و حال آدمی تعمیم می‌دهد: «دم به دم در صفحه اندیشه‌شان / صد ثبت و محوی می‌کند آن بی‌نشان.»

حالات متغیر ما، قبض‌ها و بسط‌های روحی‌مان، خشم و رضاهای پیاپی‌مان، و میل به بخل و سخاوت که لحظه به لحظه در ما ظهور و غروب می‌کنند، همه مثال‌هایی از همین «محو و اثبات» الهی در وجود ما هستند. اگر از خود بپرسیم که آیا ما تماماً مالک و مختار این تغییر حالیم، پاسخ بی‌شک منفی است. ما چه بسیار اوقاتی می‌خواهیم شاد باشیم، اما اندوهی ناگهان وجودمان را در بر می‌گیرد؛ می‌خواهیم بخشنده باشیم، اما دستی پنهان بخل را در دل ما می‌افکند. اینجاست که مولانا می‌گوید: «نیم لحظه مدرکاتم شام و غدو / هیچ خالی نیست زین اثبات و محو.»

ما در برابر این طوفان‌های احوال، چون پر کاهی در دست تندبادیم، یا چون مهره‌ای در چوگان قضا و قدر. پیامبر (ص) نیز فرمودند که «دل همچون پری‌ست در هوای در میان سرسری‌ست.» این اشاره‌ها، همگی بر یک نکته تأکید دارند: ما در دست یک «نقاش» هستیم؛ نقاشی که «دم به دم در صفحه اندیشه‌مان / صد ثبت و محوی می‌کند آن بی‌نشان.»

البته این سخن به معنای «جبر» نیست، بلکه به معنای «جباریت» خداوند است. مولانا خود این نکته را بارها گوشزد کرده است که «این نه جبر، این معنی جباری است / ذکر جباری برای زاری است.» یعنی این آگاهی از دست غیبی که ما را می‌گرداند، نه ما را به تسلیم محض و بی‌عملی می‌کشاند، بلکه به تضرع و نیاز وا می‌دارد. اگر آدمی «مراقب» خود باشد، یعنی با دقت و حساسیت به تغییرات احوال خود بنگرد، کم‌کم رد پای این دستکاری‌های الهی را در خود می‌بیند. اما برای این دیدن، باید «گرد و غبار» هوا و هوس فرو نشسته باشد، چرا که «نبینی که هر جا چو برخاست گرد / نبیند نظر گرچه بیناست مرد.»

نکات کلیدی

  • هیچ صورتی خودبه‌خود پدید نمی‌آید؛ هر پدیده به فاعلی هوشمند نیاز دارد.
  • احوال و حالات درونی انسان نیز بدون فاعل نیست و تحت تأثیر دست پنهان الهی است.
  • قلب انسان چون «لوح محو و اثبات» است که دائماً در معرض تغییر و تصرف الهی قرار دارد.
  • قبض و بسط، خشم و رضا، و میل به بخل یا سخاوت، همگی نمونه‌هایی از کارسازی خداوند در وجود ماست.
  • این تصرف الهی به معنای جبر نیست، بلکه نشان‌دهنده جباریت و قدرت مطلقه خداوند است که به تضرع می‌انجامد.
  • با مراقبه و دقت در احوال خود می‌توان رد پای تدبیر الهی را مشاهده کرد، به شرط آنکه گرد و غبار هوا و هوس فرو نشسته باشد.

Sources: d6-s74 · 00:52:03 d6-s74 · 00:53:45 d6-s74 · 00:59:59

به زبانِ تو — ภาษาของคุณ · AI

บทสนทนา — ถามเกี่ยวกับบทกลอนนี้ — ตอบจากมัษนาวี พร้อมอ้างอิงทุกบทกลอน

บทสนทนาของคุณจะอยู่บนอุปกรณ์นี้ เว้นแต่คุณจะแบ่งปัน

สิ่งที่ผู้อ่านถาม

ยังไม่มีคำถามที่แบ่งปัน — คำถามของคุณอาจเป็นคำถามแรก