อ่าน Daftar 6 การจับกุมยูซุฟ อัศศิดดิก ขอสันติสุขจงมีแด่ท่าน ในคุกหลายปี เนื่องจากการขอความช่วยเหลือจากผู้อื่นนอกจากอัลลอฮ์ และการกล่าวว่า “จงเอ่ยถึงฉันต่อพระเจ้าของท่าน” พร้อมกับคำยืนยันของท่าน โคลงคู่ 3497

M6:3497 — چون رهیدی بینی اشکنجه و دمار / زانک ضد از ضد گردد آشکار

چون رهیدی بینی اشکنجه و دمارزانک ضد از ضد گردد آشکار
✦ แสดงผลโคลงคู่นี้เป็นไทย

M6:3497

❋ ❋ ❋

شرحِ سروش — จากบทบรรยายมัษนวีที่บันทึกไว้ของเขา

عبدالکریم سروش از درس‌گفتارهای مثنوی ↗

این متن بر پایهٔ سخنرانی‌های ضبط‌شدهٔ دکتر سروش دربارهٔ مثنوی بازنویسی شده است. بازبینی نهایی توسط ایشان انجام نشده.

ترجمه و معنا

ترجمه به فارسی روان: چون از (آن وضعیت تاریک) رهایی یابی، شکنجه‌ها و هلاکت‌های پنهان را آشکارا خواهی دید؛ زیرا که ضد هر چیز، آن چیز را آشکار می‌سازد و به شناسایی می‌آورد.

معنا: مولانا می‌گوید تا زمانی که در وضعیتی ناگوار گرفتاریم، رنج آن را تمام و کمال حس نمی‌کنیم؛ اما به محض رها شدن و چشیدن حال بهتر، عمق آن رنج پنهان بر ما مکشوف می‌شود، چرا که نیکویی از پس زشتی و روشنایی از دل تاریکی پدیدار می‌گردد.

شرح

این بیت در ادامهٔ کلام مولانا می‌آید که از «هوا» و «هوس» سخن می‌گفت؛ از اینکه چگونه امیال باطل آدمی را به زندان‌ها می‌افکند، شهنه و دار و صلیب و شعلهٔ نار از همین هواها برمی‌خیزد. من در این مقام، با قاطعیت تأکید می‌کنم که مولانا می‌خواهد بگوید رنج‌های درونی و اشکنجه‌های روح، تا زمانی که در حجاب این «هوا» و «هوس» هستیم، در خفا می‌مانند. ما آن‌ها را حس نمی‌کنیم، چرا که به آن‌ها خو گرفته‌ایم. گویی دستکشی بر دست کرده‌ایم که سوزش آتش هوس را از ما پنهان می‌دارد.

اما «چون رهیدی»، یعنی زمانی که از این غفلت و اسارت رها شدی، ناگهان آن شکنجه‌ها و دمارها آشکار می‌شوند. درست مانند کسی که در چاهی تاریک زاده شده و زندگی کرده است. او هرگز نمی‌داند زندگی در دشت پهناور و زیر نور آفتاب چگونه است؛ حتی رنج چاه را هم نمی‌فهمد، چون ضدّ آن را تجربه نکرده است. برای او، آب شور، عادی‌ترین آب عالم است تا وقتی که جرعه‌ای آب شیرین بنوشد. تنها آنگاه است که عمقِ شوری و تلخی زندگی پیشین بر او آشکار می‌شود.

اینجاست که مولانا حکمت عمیق «ضد از ضد گردد آشکار» را بیان می‌کند. این یک اصل متافیزیکی و معرفتی است که ما بسیاری از حقایق عالم را از طریق اضدادشان درک می‌کنیم. نمی‌توانیم روشنایی را بشناسیم مگر آنکه تاریکی را تجربه کرده باشیم؛ و شکنجه‌های جان نیز این‌چنین‌اند. تا وقتی که در آن‌ها غرق هستیم و بخشی از وجودمان شده‌اند، از آن‌ها بی‌خبریم. اما به محض آنکه یک گام به بیرون برداریم و نفسی از هوای تازه بچشیم، آنگاه است که گذشتهٔ خود را با تمام رنج‌های پنهانش می‌بینیم. این همان لحظهٔ بیداری و کشف حقیقت است که مولانا در جای جای مثنوی بر آن تأکید دارد: تا از "چه" به "دشت" نرسی، از "آب سیاه" به "آب زلال" دست نیابی، معنای حقیقی رنج و لطف را درک نخواهی کرد. این جهان، به یک معنا، رنج‌هایش را از نگاه کسانی که در آن‌ها غرق‌اند، پنهان می‌دارد؛ و این همان سحر حلال الهی است که حقایق را در پرده‌ای از غفلت نگه می‌دارد تا زمانی که "رهیدن" فرا رسد و چشم دل باز شود.

نکات کلیدی

  • بسیاری از رنج‌های درونی ما تا زمان رهایی از "هوا و هوس" پنهان می‌مانند.
  • فقط با تجربهٔ نقطهٔ مقابل یک وضعیت، عمق و حقیقت آن وضعیت آشکار می‌شود.
  • کسی که در رنجی زاده و پرورش یافته، تا زمانی که آن را با ضدش مقایسه نکند، ماهیت رنج‌بار آن را درک نمی‌کند.
  • بیداری و رهایی، پیش‌شرط دیدن "اشکنجه و دمار"های پنهان وجود ماست.
  • اصل "ضد از ضد گردد آشکار" مبنای مهمی برای شناخت حقایق هستی و تجربه‌های معنوی است.

Sources: d6-s77 · 52:45:00

به زبانِ تو — ภาษาของคุณ · AI

บทสนทนา — ถามเกี่ยวกับบทกลอนนี้ — ตอบจากมัษนาวี พร้อมอ้างอิงทุกบทกลอน

บทสนทนาของคุณจะอยู่บนอุปกรณ์นี้ เว้นแต่คุณจะแบ่งปัน

สิ่งที่ผู้อ่านถาม

ยังไม่มีคำถามที่แบ่งปัน — คำถามของคุณอาจเป็นคำถามแรก