อ่าน Daftar 6 เรื่องราวอีกเรื่องหนึ่งที่ยืนยันสิ่งนี้ โคลงคู่ 365

M6:365 — چون نمی‌گویی که روز و شب به خود / بی‌خداوندی کی آید کی رود

چون نمی‌گویی که روز و شب به خودبی‌خداوندی کی آید کی رود
✦ แสดงผลโคลงคู่นี้เป็นไทย

M6:365

❋ ❋ ❋

شرحِ سروش — จากบทบรรยายมัษนวีที่บันทึกไว้ของเขา

عبدالکریم سروش از درس‌گفتارهای مثنوی ↗

این متن بر پایهٔ سخنرانی‌های ضبط‌شدهٔ دکتر سروش دربارهٔ مثنوی بازنویسی شده است. بازبینی نهایی توسط ایشان انجام نشده.

ترجمه و معنا

ترجمه به فارسی روان: چرا نمی‌پذیری که روز و شب، خودبه‌خود و بدون خالقی قدرتمند، نه می‌آیند و نه می‌روند؟

معنا: این بیت پرسشی رتوریک است که می‌گوید نظم در آمد و شد شب و روز و جریان امور عالم، دلیلی قاطع بر وجود تدبیرکننده‌ای الهی است و محال است جهان بدون خداوندی اداره شود.

شرح

این بیت، از نظر من، سؤالی رتوریک است که مولانا برای بیدار کردن وجدان شنونده مطرح می‌کند. او ما را به تأمل در نظم بدیهی جهان، خاصه آمد و شد منظم روز و شب فرامی‌خواند و می‌پرسد که آیا به راستی چنین نظمی می‌تواند بدون تدبیر یک «خداوند» رخ دهد؟ مولانا در اینجا، به زبانی بسیار ساده و با مثالی عینی و همه‌فهم، به سراغ «برهان نظم» می‌رود؛ برهانی که قدمتی دیرینه در فلسفه و کلام دارد و می‌کوشد از نظم و طراحی هوشمندانه در عالم، وجود صانعی آگاه را نتیجه بگیرد.

من قبلاً هم گفته‌ام که مولانا اینجا ماجرا را بسیار ساده می‌گیرد؛ مثلاً در ابیات بعدی می‌پرسد که «خانه با بنا بود معقول‌تر / یا که بی‌بنا؟ بگو ای باهنر» یا «خط با کاتب بود معقول‌تر / یا که بی‌کاتب؟». او حتی اعضای بدن انسان را به حروفی از خط تشبیه می‌کند و می‌گوید: «جیم گوش و عین چشم و میم فم / چون بود بی‌کاتبی ای متهم؟» اینها همه تشبیه‌هایی است برای اینکه نشان دهد، همان‌طور که هر اثر منظمی به فاعلی آگاه نیاز دارد، نظم عالم نیز باید از سرچشمه‌ای آگاه برخاسته باشد. این یک ندای فطری است که در سادگی‌اش، بسیار قدرتمند می‌نماید.

البته، باید اذعان داشت که در فلسفه‌ی معاصر، برهان نظم به این سادگی که مولانا مطرح می‌کند، مورد قبول نیست و از زمان دیوید هیوم و بعدها با کارهای متفکرانی چون ریچارد داوکینز، نقدهای جدی بر آن وارد شده است. آن‌ها تشبیه عالم به یک ساعت یا یک ساختمان را از اساس غلط می‌دانند؛ چرا که عالم را نمی‌توان به یک مصنوع بشری تشبیه کرد. اما برای مولانا، این برهان بیش از آنکه یک استدلال منطقیِ پیچیده باشد، یک شهود وجدانی و فطری است که ریشه در پاکی دل و دوری از بیگانگی با خود دارد.

این بیت در بستر داستانی مطرح می‌شود که مولانا از آن برای اشاره به «دزد» پنهان در درون آدمی استفاده می‌کند. آن دزدِ درون، همان بیگانه‌ای است که نمی‌گذارد جرقه‌های معرفت در دل ما شعله‌ور بماند. وقتی دل از بیگانگان نپیراسته باشد، انسان دچار نوعی کوری باطنی می‌شود و حقایق بدیهی را نیز نمی‌بیند. این بیت در واقع خطاب به همین کوری و غفلت است: چگونه کسی می‌تواند این نظم آشکار را ببیند و باز هم منکر «گرداننده‌ای» باشد؟ غفلت از خداوند در این نگاه، نه از سر فقدان دلیل، بلکه از سر نوعی بیماری درونی و چیرگی بیگانگان بر خانهٔ جان است.

نکات کلیدی

  • نظم آمد و شد روز و شب، دلیلی قاطع بر وجود تدبیرکنندهٔ الهی است.
  • مولانا از «برهان نظم» با مثال‌های ساده و همه‌فهم استفاده می‌کند تا لزوم خالق را نشان دهد.
  • نادیده گرفتن حقایق بدیهی دربارهٔ نظم هستی، نشانه‌ای از 'کوری باطنی' است.
  • این بیت تلویحاً انتقادی است از کسانی که به دلیل غفلت درونی، بدیهیات را انکار می‌کنند.
  • پاکسازی دل از بیگانگان درونی، شرط دیدن و پذیرفتن این حقیقت بنیادی است.

Sources: d6-s09 · 00:14:04 d6-s09 · 00:15:10 d6-s09 · 00:16:00

به زبانِ تو — ภาษาของคุณ · AI

บทสนทนา — ถามเกี่ยวกับบทกลอนนี้ — ตอบจากมัษนาวี พร้อมอ้างอิงทุกบทกลอน

บทสนทนาของคุณจะอยู่บนอุปกรณ์นี้ เว้นแต่คุณจะแบ่งปัน

สิ่งที่ผู้อ่านถาม

ยังไม่มีคำถามที่แบ่งปัน — คำถามของคุณอาจเป็นคำถามแรก