อ่าน Daftar 6 การออกเดินทางของเจ้าชายในอาณาจักรของบิดาหลังจากที่พวกเขาอำลากษัตริย์ และกษัตริย์กล่าวพินัยกรรมซ้ำอีกครั้งในขณะอำลา และอื่น ๆ โคลงคู่ 3658

M6:3658 — نهی بر اهل تقی تبغیض شد / نهی بر اهل هوا تحریض شد

نهی بر اهل تقی تبغیض شدنهی بر اهل هوا تحریض شد
✦ แสดงผลโคลงคู่นี้เป็นไทย

M6:3658

❋ ❋ ❋

شرحِ سروش — จากบทบรรยายมัษนวีที่บันทึกไว้ของเขา

عبدالکریم سروش از درس‌گفتارهای مثنوی ↗

این متن بر پایهٔ سخنرانی‌های ضبط‌شدهٔ دکتر سروش دربارهٔ مثنوی بازنویسی شده است. بازبینی نهایی توسط ایشان انجام نشده.

ترجمه و معنا

ترجمه به فارسی روان: نهی، برای اهل تقوا موجب بیزاری از منهی شد. اما نهی، برای اهل هوس موجب ترغیب و تحریک بیشتر شد. معنا: مولانا در این بیت توضیح می‌دهد که چگونه فرمانِ منع کردن، بر دو گروه از انسان‌ها تأثیری کاملاً متضاد می‌گذارد: پارسایان را از آن باز می‌دارد و هوادارانِ هوس را به آن حریص‌تر می‌کند.

شرح

من بارها گفته‌ام و می‌گویم که مولانا یک جهان‌بین و انسان‌شناس تمام‌عیار است؛ و این بیت یکی از گواهان این مدعاست. معمولاً این عبارت را زیاد می‌شنویم که «الانسان حریص علی ما منع»؛ یعنی انسان نسبت به آنچه منع شده، حریص و مشتاق است. این یک حقیقت عام دربارهٔ سرشت بسیاری از آدمیان است، اما مولانا، آن‌گونه که شأن حکیمان است، هرگز به کلی‌گویی بسنده نمی‌کند. او بلافاصله تفصیلی لطیف و عمیق به دست می‌دهد و استثنایی مهم را مطرح می‌کند، چرا که آدمیان همه یکسان نیستند.

مولانا در این بیت به وضوح بیان می‌کند که اثر «نهی» بر دو گروه متفاوت، دقیقاً عکس یکدیگر است: نخست، «اهل تقوا»؛ کسانی که نفس خود را مهار کرده و بر فرمان حق گردن نهاده‌اند. برای این گروه، نهی خداوند از عملی، موجب «تبغیض» (یعنی بغض‌ورزیدن و دشمن‌داشتن آن امر) می‌شود. به عبارت دیگر، منع الهی در دل آن‌ها نفرت از آن فعل ممنوع را می‌افزاید و ایشان را به طور طبیعی از آن دور می‌کند. نهی اینجا نه تنها بازدارنده است، بلکه ماهیت شیء را در نظر آن‌ها منفور می‌سازد.

در سوی دیگر، «اهل هوا» قرار دارند؛ کسانی که زمام نفسشان به دست هوس افتاده و توان خویشتن‌داری ندارند. بر این گروه، نهی نه تنها موجب بازداری نمی‌شود، بلکه دقیقاً به «تحریض» (یعنی ترغیب، تحریک و تشویق) بدل می‌گردد. گویی ممنوعیت، خود به عاملی برای افزایش میل و رغبت بدل می‌شود و آنان را حریص‌تر و پرشوق‌تر به سوی آن گناه سوق می‌دهد. نهی برای اهل هوا همچون سوختی است بر آتش شهوت، نه آبی بر آن.

این تمایز بنیادین در واقع بیانگر یک نکتهٔ مهم‌تر است: خداوند از منع کردن قصدی جز آشکار ساختن سرشت‌ها ندارد. نهی الهی یک آزمون است. آن‌گونه که مولانا خود اشاره می‌کند، خداوند با همین نهی کردن، «یغوی قوماً کثیر» (بسیاری از مردم را به گمراهی می‌کشاند) و در عین حال «یهدی قلباً خبیر» (دل‌های آگاه و بینا را هدایت می‌کند). این نه به معنای گمراه‌کردن از سر جبر، بلکه به معنای آن است که منع الهی، پرده از ذات انسان‌ها برمی‌گیرد و نشان می‌دهد که چه کسی بر طاعت حق صابر است و چه کسی بر هوای نفس خود تابع. پس نهی الهی ابزاری برای تمییز حق‌جویان از هواداران هوس است، نه صرفاً یک فرمان ساده.

نکات کلیدی

  • فرمانِ منع یا «نهی» بر همگان یکسان اثر نمی‌گذارد؛ اثر آن بر سرشت‌های گوناگون متفاوت است.
  • اهل تقوا (پارسایان) با نهی الهی نسبت به امر ممنوع بیزاری می‌یابند و از آن دور می‌شوند.
  • اهل هوا (هوس‌بازان) با نهی الهی نسبت به امر ممنوع حریص‌تر و مشتاق‌تر می‌شوند.
  • ممنوعیت الهی نه از سر جبر، بلکه ابزاری برای آشکار ساختن ذات و سرشت واقعی انسان‌هاست.
  • تمایز میان «تبغیض» (بیزاری) و «تحریض» (تشویق) ماهیت باطنی فرد را آشکار می‌کند.

Sources: d6-s81 · 09:08:00 d6-s81 · 10:17:00

به زبانِ تو — ภาษาของคุณ · AI

บทสนทนา — ถามเกี่ยวกับบทกลอนนี้ — ตอบจากมัษนาวี พร้อมอ้างอิงทุกบทกลอน

บทสนทนาของคุณจะอยู่บนอุปกรณ์นี้ เว้นแต่คุณจะแบ่งปัน

สิ่งที่ผู้อ่านถาม

ยังไม่มีคำถามที่แบ่งปัน — คำถามของคุณอาจเป็นคำถามแรก