อ่าน Daftar 6 การออกเดินทางของเจ้าชายในอาณาจักรของบิดาหลังจากที่พวกเขาอำลากษัตริย์ และกษัตริย์กล่าวพินัยกรรมซ้ำอีกครั้งในขณะอำลา และอื่น ๆ โคลงคู่ 3695

M6:3695 — آنکه انکار حقایق می‌کند / جملگی او بر خیالی می‌تند

آنکه انکار حقایق می‌کندجملگی او بر خیالی می‌تند
✦ แสดงผลโคลงคู่นี้เป็นไทย

M6:3695

❋ ❋ ❋

شرحِ سروش — จากบทบรรยายมัษนวีที่บันทึกไว้ของเขา

عبدالکریم سروش از درس‌گفتارهای مثنوی ↗

این متن بر پایهٔ سخنرانی‌های ضبط‌شدهٔ دکتر سروش دربارهٔ مثنوی بازنویسی شده است. بازبینی نهایی توسط ایشان انجام نشده.

ترجمه و معنا

ترجمه به فارسی روان: آن کس که حقیقت‌ها را انکار می‌کند، / یکسر بر خیالی واهی تکیه دارد و بنا می‌گذارد. معنا: این بیت نقدی بر سوفسطاییان است؛ مولانا می‌گوید کسی که مطلقاً حقایق را انکار می‌کند، خودِ این انکار او نیز بر خیالی باطل استوار است و نمی‌تواند از دام واقعیت بگریزد.

شرح

این بیت، از نظر من، نقدی بی‌پرده و دقیق بر سوفسطاییان یونانی و جریان‌های فکری مشابه در طول تاریخ است. مولانا به وضوح به کسانی اشاره می‌کند که معتقدند حقیقتی در عالم وجود ندارد و یا حقیقت صرفاً ساخته و پرداخته‌ی ذهن ما یا قراردادهای انسانی است. این ایده، که امروز نیز در اشکال گوناگون فلسفی (مانند برخی قرائت‌های پسامدرن یا نظریات «حقیقت‌سازی» Truth-making) مطرح می‌شود، از نظر مولانا بنیاد سستی دارد.

من بارها گفته‌ام که مولانا شاعری نیست که به نزاع‌های تاریخی یا مباحث نظری محض بپردازد، اما اینجا او مستقیماً به یک مغلطه‌ی بنیادی در تفکر بشری حمله می‌کند. سوفسطاییان، با تکیه بر قدرت زبان و جدل، گمان می‌کردند می‌توانند هر چیزی را اثبات یا رد کنند و بدین ترتیب، به این نتیجه رسیدند که حقیقتی ثابت و مستقل از ذهن انسان وجود ندارد. مولانا پاسخ می‌دهد که خودِ این «انکار حقایق» یک «خیال» است. به عبارت دیگر، کسی که می‌گوید «هیچ حقیقتی نیست، همه چیز خیال است»، خودش در حال «خیال کردن» است که حقایق وجود ندارند. این یک تناقض درونی و بن‌بست فکری است.

همان‌گونه که دکارت، بعدها، با شهود خود به این حقیقت رسید که «من در این شک دارم که در حال شک کردنم»، بنابراین نفس شک من واقعی است، مولانا نیز به گونه‌ای مشابه به این منطق اشاره می‌کند. «چشمی بمال»؛ یعنی چشم خود را باز کن و ببین که نمی‌توانی از اذعان به وجود دست‌کم یک حقیقت بنیادین، که همان وجودِ عملِ انکار یا خیال‌پردازی توست، بگریزی. این جهان با تمام عدم قطعیت‌هایش و با همه فراز و نشیب‌هایی که ما را به وجود یک «سوار» پنهان، یک «خفیه‌کار» یا یک اراده‌ی غالب رهنمون می‌شود، جهانی نیست که بتوان تمامی اجزای آن را ساخته‌ی خیال یا فاقد واقعیت دانست. انکار کلی واقعیت، خود یک فرافکنی از سرِ غفلت یا کج‌بینی است، نه یک کشف عمیق فلسفی.

نکات کلیدی

  • انکار مطلق واقعیت، خود بر خیالی باطل استوار است.
  • سوفسطاییان با انکار حقیقت، گرفتار تناقض درونی می‌شوند.
  • حتی عمل انکار، نشان‌دهنده وجودِ واقعیِ انکارکننده و عمل اوست.
  • این بیت نقد صریح مولانا بر دیدگاه‌های حقیقت‌گریز است.
  • جهان، با همه عدم قطعیت‌هایش، تماماً ساخته‌ی ذهن نیست.

Sources: d6-s81 · 76:38 d6-s81 · 76:00 d6-s81 · 59:09

به زبانِ تو — ภาษาของคุณ · AI

บทสนทนา — ถามเกี่ยวกับบทกลอนนี้ — ตอบจากมัษนาวี พร้อมอ้างอิงทุกบทกลอน

บทสนทนาของคุณจะอยู่บนอุปกรณ์นี้ เว้นแต่คุณจะแบ่งปัน

สิ่งที่ผู้อ่านถาม

ยังไม่มีคำถามที่แบ่งปัน — คำถามของคุณอาจเป็นคำถามแรก