อ่าน Daftar 6 อธิบายหะดีษที่ว่า “การโกหกทำให้เกิดความสงสัย และความสัตย์จริงนำมาซึ่งความสงบ” โคลงคู่ 4291

M6:4291 — در تو جوعی می‌رسد تو ز اعتلال / که همی‌سوزد ازو تخمه و ملال

در تو جوعی می‌رسد تو ز اعتلالکه همی‌سوزد ازو تخمه و ملال
✦ แสดงผลโคลงคู่นี้เป็นไทย

M6:4291

❋ ❋ ❋

شرحِ سروش — จากบทบรรยายมัษนวีที่บันทึกไว้ของเขา

عبدالکریم سروش از درس‌گفتارهای مثنوی ↗

این متن بر پایهٔ سخنرانی‌های ضبط‌شدهٔ دکتر سروش دربارهٔ مثنوی بازنویسی شده است. بازبینی نهایی توسط ایشان انجام نشده.

ترجمه و معنا

ترجمه به فارسی روان: گرسنگی‌ای تازه در تو پدید می‌آید از رنج و بی‌قراری، که همان گرسنگی، رودل و ملالت پیشین را می‌سوزاند و از میان برمی‌دارد. معنا: این بیت توضیح می‌دهد که چگونه رنج و بی‌قراریِ ناشی از گرسنگی (معنوی)، پیوسته احساسی تازه در انسان ایجاد می‌کند که ملالت و سیریِ کاذب را از بین می‌برد و اشتیاق را شعله‌ور نگه می‌دارد.

شرح

من بر این باورم که مولانا در این بیت و ابیات پیش و پس از آن، یک حقیقت هستی‌شناسانه و تجربه‌پذیر را برملا می‌سازد: اینکه ملالت و کهنگی، زادهٔ «نبودِ گرسنگی» است، نه «تکرار». از قول من بپذیرید که این نکته از کلیدی‌ترین معرفت‌های مثنوی است. آدم از چیزی ملول می‌شود که برایش کهنه شود. اما اگر چیزی همواره برای آدم نو باشد یا این جهانی که در آن زندگی می‌کند هر روز جهانِ نویی باشد، یا خودش هر روز «خودی نو» باشد و با یک «منِ تازه» روبرو شود، این آدمِ «نو‌به‌نو‌شونده» در جهانِ «نو‌به‌نو‌شونده» هیچ وقت ملول نمی‌شود. ملال‌زدایی راستین، از همین نوبه‌نو شدنِ دائم سرچشمه می‌گیرد، نه از تغییر ظاهری یا فرار از موقعیت.

مولانا با یک مثال ساده این حقیقت را روشن می‌کند: «بارها خوردی تو نان دفع زبول / این همان نان است، چون نبوی ملول؟» تو بارها برای دفع پژمردگی و گرسنگی، نان یا غذا می‌خوری؛ چرا از غذا خوردن سیر نمی‌شوی؟ چرا نمی‌گویی "یک بار خوردم، دو بار خوردم، دیگر چقدر غذا بخورم؟" پاسخ این است که گرسنگی تو «نو» می‌شود. گرسنگی‌ات تازه می‌شود، لذا غذا هم برای تو نو می‌شود. غذای بعدی کهنه نیست، چون به دنبال گرسنگیِ تازه‌ای در می‌رسد. اینجاست که می‌گوید: «در تو جوعی می‌رسد نو ز اعتلال». اعتلال در اینجا به معنای رنج و بی‌قراری و درد گرسنگی است. پس تو گرسنه می‌شوی، تازه تازه گرسنه می‌شوی و لذا غذای بعدی هم برایت تازه است و دیگر کهنه نمی‌نماید.

این جوع و گرسنگی تازه‌ای که از رنج و نیاز درمی‌رسد، «تخمه و ملال» پیشین را می‌سوزاند. «تخمه» به معنای رودل کردن و سیری است. یعنی اگر کسی رودل کرده و از بس که خورده، ملول شده، این گرسنگی تازه است که آن سیریِ کاذب و ملال ناشی از آن را از میان برمی‌دارد. لذت حقیقی نه از «نوعِ» غذا، بلکه از «حالتِ گرسنگی» است. «لذت از جوع است نه از نقل نو / با مجاعت از شکر به نان جو.» وقتی گرسنه نیستی، اگر شکر هم بخوری، آنقدر مزه ندارد که وقت گرسنگی نان جو داشته باشد. این گرسنگی، درد است؛ اما دردی که حیات می‌بخشد.

ملالتِ ما از تکرار کلام و تکرار سخن نیست، بلکه از «بی‌جوعی» و «تخمه» است. ما تشنهٔ حقیقت نیستیم و از «سرِ سیری» می‌خواهیم کلام حق را بشنویم یا مثنوی را بخوانیم و لذا برایمان کهنه و ملال‌آور به نظر می‌رسد. اما کسی که از سر گرسنگی و عطش می‌خواند، هر صفحه و هر بیت مثنوی برایش ده‌ها نکته تازه و ده‌ها دریا دارد که تشنگان را سیراب می‌کند. او هیچگاه ملول نمی‌شود. در قرآن هم داریم که بهشتیان از بهشت ملول نمی‌شوند؛ "لا یبغون عنها حولاً"، یعنی جای دیگری نمی‌خواهند، چرا که تجربهٔ بهشتی پیوسته نو است و ملال را می‌سوزاند.

نکات کلیدی

  • ملالت و کهنگی از نبودِ گرسنگیِ معنوی برمی‌خیزد، نه از تکرارِ حقیقت.
  • جوعِ (گرسنگیِ) تازه، تخمه (سیری کاذب) و ملال را از میان می‌برد و روح را نو می‌کند.
  • لذت حقیقی از وضعیتِ گرسنگی و عطش است، نه صرفاً از نوعِ محتوا یا غذا.
  • هر روز «خودِ نو» و «جهانِ نو» بودن، کلید گریز از ملال و افسردگی است.
  • کسی که از «سرِ سیری» به کلام حق نگاه کند، آن را کهنه و ملال‌آور می‌یابد؛ در مقابل، تشنه از هر بیت، دریایی تازه می‌یابد.

Sources: d6-s95 · 05:12:00 d6-s95 · 05:14:50 d6-s95 · 05:17:30 d6-s95 · 05:22:00 d6-s95 · 05:25:45 d6-s95 · 05:33:00

به زبانِ تو — ภาษาของคุณ · AI

บทสนทนา — ถามเกี่ยวกับบทกลอนนี้ — ตอบจากมัษนาวี พร้อมอ้างอิงทุกบทกลอน

บทสนทนาของคุณจะอยู่บนอุปกรณ์นี้ เว้นแต่คุณจะแบ่งปัน

สิ่งที่ผู้อ่านถาม

ยังไม่มีคำถามที่แบ่งปัน — คำถามของคุณอาจเป็นคำถามแรก