อ่าน Daftar 6 อธิบายหะดีษที่ว่า “การโกหกทำให้เกิดความสงสัย และความสัตย์จริงนำมาซึ่งความสงบ” โคลงคู่ 4298

M6:4298 — بار آخر گوییش سوزان و چست / گرم‌تر صد بار از بار نخست

بار آخر گوییش سوزان و چستگرم‌تر صد بار از بار نخست
✦ แสดงผลโคลงคู่นี้เป็นไทย

M6:4298

❋ ❋ ❋

شرحِ سروش — จากบทบรรยายมัษนวีที่บันทึกไว้ของเขา

عبدالکریم سروش از درس‌گفتارهای مثنوی ↗

این متن بر پایهٔ سخنرانی‌های ضبط‌شدهٔ دکتر سروش دربارهٔ مثنوی بازنویسی شده است. بازبینی نهایی توسط ایشان انجام نشده.

ترجمه و معنا

ترجمه به فارسی روان: بار آخر [این سخن را] به او می‌گویی، با شور و حرارت و چالاکی تمام، صد بار گرم‌تر و پرشورتر از نخستین بار.

شرح

مولانا، در این بیت، نکته‌ای بسیار دقیق و کوبنده را مطرح می‌کند که عمق بینش او را در روان‌شناسی انسان آشکار می‌سازد. او پیش از این از کسانی سخن گفته بود که از شنیدن حقایق ملول می‌شوند و آن را «کهنه» می‌شمارند، در حالی که از تکرار امور دنیوی و بیهوده هیچ ملالی ندارند و حتی از آن لذت می‌برند. مولانا استدلال می‌کند که ملالت از حقیقت نه از تکرار حقیقت است، بلکه از «بی‌جوعی» و سیری باطن است. کسی که گرسنهٔ نان است، از خوردن نان ملول نمی‌شود، زیرا گرسنگی‌اش مدام نو می‌شود؛ همچنین کسی که گرسنهٔ معرفت است، از حقیقت سیر نمی‌شود.

اما مولانا برای اثبات این مدعا، طعنه‌ای عمیق می‌زند و می‌پرسد: چطور است که در بازارهای فریب و مکاس و قیل و قال، در غیبت کردن و «اکل لحم مردمان»، یا در فریب دادن و «صید» دیگران، شما هرگز ملول نمی‌شوید؟ نه تنها ملول نمی‌شوید، بلکه هر بار با شور و حرارت بیشتری به آن می‌پردازید. اینجاست که بیت مورد بحث ما وارد می‌شود: «باز آخر گوییش سوزان و چست / گرم‌تر صد بار از بار نخست»

او مشاهده می‌کند که برای فریفتن کسی، چه با عشوه و چه با سخن، انسان‌ها نه تنها خسته نمی‌شوند، بلکه حتی بار آخر هم که همان حرف‌های تکراری را بر زبان می‌آورند، «سوزان و چست» است؛ یعنی با چنان حرارت و چالاکی و نشاطی آن را بیان می‌کنند که گویی صد برابر گرم‌تر از بار نخستین است. این یک کنایه و نقدی تند است به آدمی که ظرفیت بی‌نهایت اشتیاق و حرارت را در خود دارد، اما این انرژی را صرف اموری می‌کند که نه تنها او را به حقیقت نزدیک نمی‌سازد، بلکه در نهایت تهی و پژمرده‌اش می‌سازد.

این بیت به ما نشان می‌دهد که مسئله، «تکرار» کلام نیست، بلکه «محتوای» کلام و «جوع» درونی ماست. اگر گرسنگی ما به سوی امور دنیوی باشد، تکرار آن ما را «فربه‌تر» و «سوزان‌تر» می‌کند. اما اگر گرسنگی به سوی حقیقت نباشد، حتی اگر حقیقت یک بار گفته شود، ملال‌آور خواهد بود. بنابراین، مولانا به جای اینکه مخاطب را سرزنش کند که چرا از سخن حق ملول می‌شود، از او می‌خواهد که نگاهی به درون خود بیندازد و ببیند که چه چیزی او را سیر کرده و چه چیزی در او جوع و اشتیاق واقعی ایجاد می‌کند. این یک تشخیص ریشه‌ای است: مشکل از کیفیت غذای معنوی نیست، بلکه از اشتهای نادرست یا سیری کاذب درون ماست.

نکات کلیدی

  • ملالت از حقیقت، نشانهٔ سیری باطن است، نه کهنگیِ حقیقت.
  • در امور دنیوی، شور و حرارت ما با تکرار نه تنها کاسته نمی‌شود، بلکه صدچندان می‌گردد.
  • این بیت نقدی است به انتخاب‌های ما در جهت‌دهی به اشتیاق درونی‌مان.
  • ظرفیت بی‌کران اشتیاق در انسان می‌تواند در راه خیر یا شر به اوج رسد.

Sources: d6-s95 · 05:12:00 d6-s95 · 06:14:50

به زبانِ تو — ภาษาของคุณ · AI

บทสนทนา — ถามเกี่ยวกับบทกลอนนี้ — ตอบจากมัษนาวี พร้อมอ้างอิงทุกบทกลอน

บทสนทนาของคุณจะอยู่บนอุปกรณ์นี้ เว้นแต่คุณจะแบ่งปัน

สิ่งที่ผู้อ่านถาม

ยังไม่มีคำถามที่แบ่งปัน — คำถามของคุณอาจเป็นคำถามแรก